زندگی و زمانه آیت الله منتظری
با سلام خدمت بینندگان عزیز. امشب در ادامه برنامه های ایران از نگاه دوم در خدمت آقای دکتر محسن کدیور هستیم. همانطور که می دانید امروز
با سلام خدمت بینندگان عزیز. امشب در ادامه برنامه های ایران از نگاه دوم در خدمت آقای دکتر محسن کدیور هستیم. همانطور که می دانید امروز
محسن کدیور آنگونه که خود می گوید در تشییع جنازه بسیاری از مراجع تقلید و روحانیون حاضر بوده الا تشییع جنازه مردی که استادش بود
گفتگوی رادیو فردا با محسن کدیور علیرضا کرمانی: يک عضو مجلس خبرگان رهبری که پيش از اين مدير حوزه علميه قم هم بوده است، يعنی
آیتالله علیمحمد دستغیب ۱۳۸۹/۰۶/۲۴ امیر مصدق کاتوزیان «آیا ما خبرگان رهبری به وظیفه دینی، شرعی و عرفی خود که همان اجرای قانون اساسی یعنی حرکت
فرید ادیب هاشمی جرس: دکتر محسن کدیور معتقد است بالاترین شکل ممکن “براندازی” توسط شخص اول مملکت صورت گرفته است و مجلس خبرگان به جای وعاظ السلاطین
من به عنوان یکی از شهروندان ایرانی، رهبر جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله آقای سید علی حسینی خامنه ای را به استبداد، ظلم، قانون شکنی، براندازی جمهوری اسلامی و وهن اسلام متهم می کنم.
اولا، معتقدم ایشان با تجاوز به حقوق شهروندی مردم ایران به صورت نهادینه، در قامت یک دیکتاتور تمام عیار، حکومت مطلقه شاهنشاهی را با ظاهر اسلامی بازآفرینی کرده است.
ثانیا، بر این باورم که ایشان با نقض استقلال قضات و قوه قضائیه، سیاسی کردن قضاوت و ظلم آشکار در حق منتقدان و ذوی الحقوق، “ولایت جائر” را محقّق کرده است.
ثالثا، معتقدم که وی با نقض مکرّر اصول متعدد قانون اساسی بویژه در حوزه تقنین و اجرا، بزرگترین قانون شکنی را دو دهه اخیر مرتکب گردیده، و با استحاله و فروپاشی قانون اساسی، بزرگترین برانداز جمهوری اسلامی بوده است.
رابعا ، از آنجا که این استبداد و ظلم و قانون شکنی و براندازی را بنام اسلام و مذهب اهل بیت (ع) و جانشینی رسول الله (ص) و ائمه (ع) و حکومت اسلامی مرتکب شده، بزرگترین ضربه را به اسلام و تشیع و خدا و پیامبر (ص) و ائمه اهل بیت (ع) وارد کرده، با دولتی کردن دین، مایه وهن اسلام و شَین مذهب شده است.
و بالاخره، با توجه به از دست دادن شرائط لازم ضمن عقد، ولایت ایشان ساقط است، بی آنکه نیازی به عزل داشته باشد.
نامه با نقد عملکرد مجلس خبرگان رهبری آغاز می شود. بخش دوم نامه به شرح مستدلّ اتّهام استبداد و دیکتاتوری اختصاص دارد. بخش سوم عهده دار مباحث و مصادیق ظلم و جور رهبری و تشریح تحقّق ولایت جائر است. در بخش چهارم موارد قانون ستیزی مقام رهبری و اتهام براندازی جمهوری اسلامی تشریح شده است. در بخش پنجم مدعای وهن اسلام و ضرباتی که عملکرد سوء ایشان به اسلام و تشیع وارد کرده توضیح داده شده است. در خاتمه سقوط ولایت به دلیل نقض شرائط لازم ضمن عقد بدون نیاز به عزل نتیجه گیری شده است.
اگر ولی امر دیکتاتوری کرد، در حالی که شرعا از ولایت ساقط شده است، اگر با زور مردم را سرکوب کند و با تهدید یا تطمیع مجلس خبرگان را ساکت کند و به قوای نظامی و امنیتی برای بقای قدرتش متوسل شود، چه باید کرد؟ به کدام دلیل شرعی یا عقلی حکومت مادام العمر فقیه به دیکتاتوری منجر نمی شود؟ (مادام الشرائط که با پرسش قبلی تعارفی بیش نیست). بالاخره پرسش نهائی این است با توجه به تجربه عملی دو دهه اخیر ایران، آیا تصور ولایت مطلقه فقیه باعث تصدیق به بطلانش نمی شود؟
محسن کدیور در گفتگو با العربیه می گوید: مادام العمر بودن رهبر، خلاف روح قانون اساسی است. این قانون اساسی در مقدمه خود و

محسن کدیوردر اول تیرماه سال جاری(بیست و دوم ژوئن) در گفتگویی انتقادی با صدای آمریکا شرکت کرد و دیدگاههای خود را پیرامون مباحث متعددی از
به لحاظ مقدورات، مطالبات مرحله اول جنبش سبز را به شکل موجز صورت بندی می کنم: نخستین قدم جنبش سبز اصلاح جمهوری اسلامی واقعا موجود بر اساس قانون اساسی به شکل زیر است:
۱. تکیه بر اجرائی کردن اصول معطله قانون اساسی بویژه در فصل حقوق ملت و آزادیها
۲. پافشاری بر حذف قرائتهای غیر قانونی، خلاف شرع و ضد اخلاقی منجر به استبداد از قانون اساسی از قبیل نظارت استصوابی، تئوری کشف و انتصاب و قیمومت بر مردم، برچیدن نهادهای ضد قانون اساسی، کوتاه کردن دست نظامیان از سیاست و اقتصاد، نفی اختیارات فراقانونی رهبری و پاسخگو کردن وی به ملت و خبرگان
۳. تأکید بر ابعاد رهائی بخش اسلام و تشیع از قبیل فریضه امر به معرف و نهی از منکر، نصیحت به ائمه مسلمین، شرط عدالت در تصدی سمتهای عمومی
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که اعتبار قبل از انقلابش را چند دهه است به حراج داده است، در تاریخ شیعه بدعتهائی بیادگار گذاشت که شناعت آن کم از کهریزک نیست. این حزب بی تابلوی سیاسی، روحانی فاقد صلاحیت مرجعیت را مرجع اعلام کرد. برای نخستین بار مراجعی را که مردم مجاز به تقلید از آنها هستند، محصور کرد و تعداد قابل توجهی از فقها – که صلاحیتشان از تک تک اعضای این حزب سیاسی وعاظ السلاطین در حوزه بیشتر بود – را خارج از دائره مجاز رجوع مردم اعلام کرد. و بالاخره مراجع مسلمی را از مرجعیت خلع کرد
جنبش سبز مردم ایران به روایت مولدان و نمایندگان برخوردار از اقبال ملی اش مطالباتی حداقلی و استقامتی حداکثری دارد. این مطالبات در اجرای اصول برجامانده قانون اساسی و تفسیر حقوقی و دموکراتیک دیگر اصول آن خلاصه می شود. این جنبش (تا برگزاری رفراندم) نه قصد تغییر رژیم دارد و نه مطالبه ای فراتر از قانون اساسی جمهوری اسلامی دارد. دموکراسی حداکثری یا سکولاریسم خارج از مطالبات جنبش سبز است. تاب جنبش محدود و توانش مشخص است. تبیین مطالبات بر اساس ظرفیت جنبش شرط خردمندی است.
دیدگاههای آیت الله منتظری و جنبش سبز مصاحبه دکتر حمید دباشی با دکتر محسن کدیور هفته سبز یازدهم؛ ۲ ژانویه ۲۰۱۰؛ ۱۲ دی ۱۳۸۸ دباشی:
مطمئنم که رژیم ولایت فقیه در هم خواهد شکست SPIEGEL, 12/26/2009, Erich Follath اشپیگل، 5 دی 1388 محسن کدیور که هم اکنون استاد میهمان دانشگاه
در حالی که برگزاری مراسم ترحیم و شب هفت و بزرگداشت آیت الله العظمی منتظری در ایران ممنوع اعلام شده بود ایرانیان مقیم آمریکا در مرکز نور و دانش نیوجرسی در مجلس سوگ این عالم آزاده اجتماع کردند. محسن کدیور از شاگردان این فقیه متأله در رثای استادش سخن گفت. او طی پنج بخش به ابعاد شخصیت و خدمات علمی آیت الله منتظری پرداخت.
در بخش اول با استناد به سه ارزش بنیادی علم، تقوا و جهاد در اسلام، منتظری را عالمی متقی و مجاهدی خستگی ناپذیر معرفی و محضر منتظری را جلسه بحث آزاد و نقادی علمی دانست. کدیور در دومین بخش آیت الله منتظری را حکیمی متأله در نگهبانی اندیشه اسلامی در برابر شبهات و اشکالات معاصر ترسیم کرد. شیوه منتظری نقد فکر همراه با احترام به متفکر بود. تشریح پیام تاریخی 11 دی ماه 1387 خطاب به حوزها، حکومت و روشنفکران و نواندیشان و قلم بدستان اوج دیدگاه منتظری در نقادی اندیشه معاصر بود. به نظر آیت الله منتظری اولا پیامبر (ص) علت قابلی وحی الهی بوده، ثانیا قول به علت فاعلی بودن ایشان بر خلاف فلسفه وعرفان اسلامی است، ثالثا وحی را محصول تجربه نبوی دانستن با ظواهر قرآن کریم و سنت نبوی ناسازگار است.
سومین بخش سخن کدیور به فقه آزادی بخش و اسلام سیاسی اختصاص داشت. کدیور با انتقاد از دو رویکرد افراطی “فقه یعنی تمام اسلام” و رویکرد تفریطی “اسلام منهای فقاهت و شریعت”، منتظری را نماینده دیدگاه اعتدالی در اسلام شناسی معاصر دانست. از دید این فقیه بصیر راه برون رفت از مشکلات، حذف کردن فقه از صورت مسئله دین نیست، راهش متحول کردن فقه است، اجتهاد بصیر لازم است. در عین اینکه با کلید فقاهت نمی توان همه قفلها را باز می کرد. او بشدت با زیاده روی در منزلت علم فقه در جامعه مخالف بود.
منتظری نظریه پرداز اسلام سیاسی در زمان ما بود. در اسلام سیاسی او رحمت، رضایت عمومی و عدالت محورهای اساسی را تشکیل می داد. فقه او را می توان به فقه آزادی بخش در برابر فقه استبدادی رسمی تعبیر کرد.
دیدگاهش درباره ولایت فقیه سه مرحله از تطور را پشت سر گذاشته است: ولایت انتصابی فقیه قبل از انقلاب، ولایت انتخابی مقیده فقیه اعلم در دهه اول جمهوری اسلامی، و بالاخره نظارت عالیه فقیه اعلم در برابر دخالت جزئی در همه امور در دو دهه اخیر. در سه محور با استادش در نظریه ولایت فقیه اختلاف نظر جدی داشت: اول، انتخابی بودن رهبر بجای انتصابی بودن آن، دوم، تقید به قانون اساسی و شریعت در برابر ولایت مطلقه، سوم، حفظ نظام را وجوب مقدمی برای تحقق عدالت و ارزشهای انسانی و اسلامی می دانست نه اینکه برای آن موضوعیت قائل باشد.
کدیور در چهارمین بخش به جایگاه رفیع ایشان در زمینه حقوق بشر و حقوق انسان از آن حیث که انسان است و حقوق شهروندی همه مردم فارغ از دین وعقیده شان اشاره کرد. منتظری نخستین فقیه شیعی است که رساله ای مستقل در زمینه حقوق بشر نگاشت. و بالاخره بحث با رهبری معنوی جنبش سبز به پایان رفت. منتظری در سال 68 مظلومانه از قدرت رسمی عزل شد، اما در نهایت با انتخاب آزادانه و آگاهانه ایرانیان در اوج عزت به عنوان رهبر معنوی جنبش اعتراضی ملت ایران دارفانی را وداع گفت. پیام منتظری از زبان شاگردش پاکسازی جمهوری اسلامی از ولایت جائر با تکیه بر ظرفیتهای قانون اساسی است. کدیور منتظری را تلألؤ چراغ دین در دوران ما با ترکیبی از رحمت نبوی، عدالت علوی و آزادگی حسینی معرفی کرد.
درگذشت آیت الله العظمی منتظری از مهمترین وقایع ایران در سال 1388 بود. در سلسله نوشته هائی که بتدریج عرضه خواهد شد می کوشم ابعاد
پانزده اشتباه فاحش جمهوری اسلامی مصاحبه با محسن کدیور به بهانه صدمین روز تأسیس جرس فرید ادیب هاشمی خلاصه: محسن کدیور، به ولی فقیه توصیه
* آقای خامنه ای بجای اصلاح الگوی مصرف به فکر اصلاح رفتار حکومت با مردم باشید * کسی که اعتبار چنین اعترافات بی پایه ای
برخلاف فرمایش آیت الله خامنه ای جنبش سبز ملت ایران «تقلید مغلوط انقلاب 57» نیست، بلکه تأسی آگاهانه به انقلاب مردمی ای است که با رهبری مغلوط ایشان از مسیر اصلی منحرف شده است. آنچه مغلوط بوده و هست، شیوه مدیریت و کشورداری ایشان است که به بحران ملی و خسارت جانی، مالی و آبروئی ایران منجر شده است. ایشان با تمسخر، جنبش سبز ملت ایران را «کاریکاتور انقلاب اسلامی» خطاب کردند. اما برخلاف نظر ایشان، ما کاریکاتور انقلاب نیستیم، ما ادامه منطقی انقلابیم، که به دنبال تحقق اهداف انقلاب اما با روش اصلاح طلبانه و بدور از خشونت می خواهیم عرصه سیاست کشورمان را از طاغوتها، مستکبران، دیکتاتورها و مدعیان الوهیت پاکسازی کنیم.
امام علی (ع) برای ما معیاراست. لذا می گوئیم “السلام علیک یا میزان الاعمال”. امروز ما رهبران خود را نیز با رهبری علی می سنجیم.
در اسلام سیاه، به جای رای گیری و انتخاب، روی بیعت تاکید میشود و لذا ما شاهدیم که رسانههای دولتی ایران پس از هر انتخابات، شرکت مردم را بیعتی دوباره با نظام میخوانند. حال آنکه اسلام سبز سازگار به دموکراسی و حقوق مردم است
محور فعالیت اسلام سبز در حوزه عمومی انتخابات دموکراتیک است. در اسلام سیاه انتخابات صرفا امری تشریفاتی و تزئینی و برای بستن دهان دشمنان است
اکنون پرسیدنی است چرا علی تنها شده است؟ پاسخ چندان دشوار نیست. علی تنها شده چون از سنت پیامبر رحمت (ص) دور شده است. قرآن به صراحت به پیامبر خدا می فرماید اگر خشن و غلیظ القلب باشی مردم از حولت پراکنده می شوند. راز تنهائی علی دور شدن از “رحماء بینهم” است. علی تنها شده چون از سیره امام علی (ع) فاصله گرفته است.
ما امروز دو مجلس فاتحه داریم. فاتحه اول مجلس فاتحه ملت ایران است برای شهیدانش. شهیدانی که نه قبرشان را می دانیم نه گذاشتند که عزیزانشان برایشان بگریند. این روزها در ایران مجلس دیگری هم تشکیل شده تا درباره نتیجه این انتخابات نظر قانونی نهائی را اعلام کند. نظری که چندین بار عجولانه از دیگران شنیدیم. آن هم در حقیقت یک مجلس ترحیم است. مجلس ترحیم جمهوریت و دموکراسی. ما برای شهیدانمان فاتحه می خوانیم، آنها نیز تا ساعاتی دیگر اعلام خواهند کرد: همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند در این انتخابات که سالمترین انتخابات تاریخ ایران بوده است هیج تقلب و جابجائی منجر به تغییر در نتیجه اعلامشدهی وزارت کشور انجام نشده است، و این یعنی یا ما نمیفهمیم یا آقایان دروغ میگویند. اما مردم می فهمند. پس معنای این اتفاقات این است: جمهوریت نظام، الفاتحه!
با مهندسی ناشیانه نتیجه انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ تیر خلاص به پیکر نیمه جان جمهوری اسلامی شلیک شد و آخرین بازمانده مشروعیت جمهوری اسلامی – که همانا صداقت و امانتداری نسبی انتخاباتش بود- درپای مصلحت نظام اسلامی قربانی شد. نظام حکومت اسلامی ترجیح داد تجربه به زعم وی تلخ دوران مردمی اصلاحات را تکرار نکند و با انشای آنچه از آن به حکم حکومتی مهندسی چند لایه ای انتخابات یاد می شود به افتخارات سالیان اخیر تداوم بخشد. افتخاراتی که به زعم منتقدان مشفق چیزی جز قانون گریزی، سوء تدبیر، ماجراجوئی، قشری نگری و دروغگوئی نبوده است.