دروس عمومی

چالش اسلام و قدرت

اقتدار و اقتدارگرایی

قسمت دوازدهم چالش اسلام و قدرت. اقتدارگرایی (یا قدرت‌پرستی، یا تقدم قدرت بر حقیقت) یعنی تسلیم و اطاعت کورکورانه به قدرت مرکزی غیرمسئول در برابر مردم که فرامین او از ترس مجازات رعایت می‌شود، از قبیل «شخصیت اقتدارطلب» فاشیسم. اگر یکی از دانشجویانم اقتدار را با اقتدارگرایی خلط کرده بود، به او نمره مردودی می دادم و موظفش می‌کردم چند درس پیش‌نیاز بگیرد تا دیگر چنین خطای فاحشی مرتکب نشود. استعمال مفاهیم مدرن از قبیل اقتدارگرایی در دوران پیشامدرن و از آنها نتیجه مدرن گرفتن «زمان‌پریشی» و مغالطه‌ای سهمگین است.

زندگی مؤمنانه

زندگی مؤمنانه

زندگی مؤمنانه معادل زندگی خردمندانه، اخلاقی، معنوی، عارفانه، و فقهی متشرعانه به تنهایی نیست. هیچکدام از این امور را نمی توان جایگزین «مؤمنانه» کرد. زندگی مؤمنانه در عین برخورداری از کلیه فضیلتهای مذکور چیزی بیشتر دارد، و آن ایمان به خدا و آخرت است. اشتباه محض است که کسی فکر کند چون مؤمن است در عرصه های دنیوی، عرفی و علمی از امتیازی برخوردار است. اینکه کسی فکر کند که در دوران مدرن دیگر اسلام و ایمان بی اعتبار است و باید فاتحه زندگی مؤمنانه را خواند، قابل پذیرش نیست.

چالش اسلام و قدرت

پست و کژ شد از تو، معنی سنی

قسمت یازدهم. در مثنوی تقدم عشق بر زهد مسلم است، اما قرآن مدافع خوف زاهدانه منهای محبت الهی نیست! منطق مولانا در مورد جهنم، عذاب، غم، و گریستن با منطق قرآن فرقی ندارد. هدف جنگهای پیامبر در مثنوی کسب قدرت و تغلب نیست، نفی صریح اقتدارگرایی! «حکایت آن مؤذن زشت آواز، که در کافرستان بانگ نماز داد و مرد کافری او را هدیه داد» در مثنوی زبان حال نسبت ادعای پیامبر اقتدارگرا و اسلام است: من همه‌ی عمر این چنین آواز زشت / هیچ نشنیدم درین دیر و کِنِشت.

چالش اسلام و قدرت

از قیاسش خنده آمد خلق را

چالش اسلام و قدرت، جلسه دهم. هیچیک از شواهد قرآنی و روایی ادعای پیامبر اقتدرگرا از بوته نقد سربلند درنیامد. اصناف دین ورزی سروش از جمله مدلهای انسان و اسلام «تک ساحتی» است، که پیچیدگی شخصیت انسان تحویل به تفکیک ساده اندیشانه، تک عاملی، و انتزاعی فقه و فلسفه و عرفان شده است. کمال اسلام در جمع ساحتهای مختلف عرفانی، اخلاقی، فلسفی و فقهی آن است. مقایسه قرآن با «کتب مرجع!» (مثنوی و دیوان شمس) و نه برعکس، از مصادیق مقایسه کچلی طوطی با جولقی در دفتر اول مثنوی است.

چالش اسلام و قدرت

چالش اسلام و قدرت ۱-۹ (چکیده)

لبّ بخش اول «چالش اسلام و قدرت» نقد شواهد قرآنی و روائی «ادعای پیامبر اقتدارگرا» در حدود یک بیستم متن اصلی تلخیص و در ضمن چهارده شاهد اصلی در اختیار علاقه مندان قرار می‌گیرد. این ادعا تغییر «معالم راه» است و «هندسه اسلام» را به کلی دگرگون می‌کند، لذا اهتمام بیشتری به نقد و بررسی آن کرده ام. این خلاصه امکان مروری دوباره به مدافعان و منتقدان ادعای مذکور می‌دهد تا درباره میزان قوّت ادله دو دیدگاه کاملا متضاد در برخی از مهمترین مباحث نواندیشی دینی معاصر به داوری بنشینند.

چالش اسلام و قدرت

شیپور را از سر گشادش زدن!

چالش اسلام و قدرت -۹. «الهیات شکنجه» روشنفکر خداناباور الگوی ادعای «پیامبر اقتدارگرا»ی روشنفکر دینی بوده است. بندگی خداوند اختیاری است، اما رکن بردگی مسلوب الاختیار بودن است. ادعای پیامبر اقتدارگرا در مورد خداوند تعمیم افکار لیبرالیستی به آخرت و خداوند و مبتنی بر نسبی گرایی معرفت شناختی و اخلاقی است. الهیات لیبرا‌ل‌مآب کلا با بندگی خدا سر سازش ندارد. اگر قرار است به همه اصول و موازین تفکر لیبرال مأب پابند باشیم نه اوامر و نواهی دنیوی خداوند قابل قبول است نه ثواب و عقاب اخروی و خصوصا عذاب جهنم.

چالش اسلام و قدرت

عذاب، عقاب و جهنم در «خوف نامه»

قسمت هشتم. خوف از خدا فضیلتی سازنده است که با محبت و رجا به رحمت او همراه است. ترس از خدای اقتدارگرا از جنس ترس از جانوران درنده و دیو افسانه‌هاست. این‌چنین خدایی با خدای اسلام و قرآن بیگانه است. جزئیات عذاب و جهنم ادعای اقتدارگرایی خدا را تایید می‌کند به‌شرطی که این جزئیات را در «جو لیبرالی و حقوق بشری معاصر» در نظر بگیریم، چرا که در این جو انسان هر جرمی – به هر بزرگی – هم مرتکب شده باشد، مجازات بدنی وی خلاف کرامت انسانی محسوب می‌شود.

چالش اسلام و قدرت

چالش اسلام و قدرت -۷

رحمان، رحیم، رئوف، ودود، و لطیف پنج اسم از اسمای حسنای خداوند سیمایی بسیار مهربان از پروردگار را به نمایش می گذارد. رحمت رحمانیه عام، مطلق، واسعه، نقد و بالفعل است، در حالی که غضب الهی خاص، مقید به عدم توبه، نسیه و بالقوه است و در آخرت نقد و بالفعل می شود. نسبت غضب و اخواتش به رحمت و اخواتش «یک به هفت» است. «تقدم و سبقت رحمت بر غضب الهی» شاکله قرآن کریم و سنن الهی است. «اسلام رحمانی» در تعارض تمام عیار با ادعای «پیامبر اقتدارگرا» است.

چالش اسلام و قدرت

چالش اسلام و قدرت -۶

انسان شناسی اسلام، دوگانه قرآنی حق و باطل، و شدت عمل با کفار هیچ تلازمی با اقتدارگرایی پیامبر ندارند، چرا که موازین اخلاقی و روا داری دینی از اجزای اسلام است. بازگشت به پیامبر اقتدارگرا رویکردی ارتجاعی است، رجعت به برساخته های خودکامگان اموی و عباسی. اینکه هرکس نافی ادعای اقتدارگرایی پیامبر بود «زیر فشار لیبرالیسم و فشار اندیشه‌های حقوق بشری» استدلال کرده است از جنس «رؤیاهای خطیبانه» است! مواجهه مدعی با منتقدان راه راست آزمایی دعاوی عرفانی و اخلاقی اوست. الگوی پیامبری هر کسی تعیین کننده مرام اوست.

چالش اسلام و قدرت

چالش اسلام و قدرت -۵

تنها وظیفه پیامبر حتی در دوران مدینه ابلاغ، بشارت و انذار بوده، حفیظ، وکیل، و مصیطر بر مردم بودن برای پیامبر ممنوع بوده ، دین اکراه بردار نبوده و ایشان مجاز به إعمال زور برای مسلمان کردن مردم نبوده است. زمامداری سمتی متباین با پیامبری بوده است. پیامبر در دوران مدینه اعمال قدرت مشروع کرده، اما هرگز اقتدارگرا نبوده است. انتساب رذیلت اقتدارگرایی به ایشان اشتباهی فاحش است. تنها بر مبنای اشاعره پیامبر واضع عدالت و اخلاق بوده است. نتیجه رویکرد اقتدارگرایی حذف محترمانه اسلام است، یعنی الفاتحة مع الصلوات!

چالش اسلام و قدرت

چالش اسلام و قدرت -۴

متعلَق اسلام در قرآن «تسلیم خداوند شدن» است نه «تسلیم قدرت یا حکومت پیامبر شدن». از هیچ آیه قرآن به دست نمی آید که «پیامبر به دنبال تسلیم کردن مردم به حکومتش بوده، حتی اگر ایمان به خدا نداشته باشند». بر خلاف ادعای سروش ما پیامبر رحمت را بزرگ نکردیم! قرآن – که مطلقا تالیف پیامبر نیست! – محمد را به عنوان پیامبر رحمت بزرگ کرده است. اگر داستان موسی و خضر نمادین باشد، یعنی متعلق به عالم واقع و تکلیف نیست تا قبح قصاص قبل از جنایت مطرح شود.

چالش اسلام و قدرت

چالش اسلام و قدرت -۳

بزک کردن چهره اسلام همانقدر «خلاف اخلاق علمی» است که برجسته کردن برخی حواشی اجتماعی زندگی پیامبر «خارج از زمینه تاریخی آن »و «نادیده گرفتن اصول رفتاری ایشان». کفر و شرک در جنگ موضوعیت ندارد. تجاوز، تبعید، نقض عهد و کمک به تبعیدگران و عهدشکنان موضوعیت دارد. جهاد در اسلام، قرآن و سیره عملی پیامبر منحصرا دفاعی بوده و جهاد ابتدائی به این معنی که مسلمانان برای تغییر دین افراد به آنها حمله کنند و بین اسلام آوردن و مرگ قرارشان بدهند افترا به قرآن، پیامبر و اسلام است.

چالش اسلام و قدرت

چالش اسلام و قدرت -۲

اخبار آحاد ماموریت جنگ با مردم برای اسلام آوردن یا اخراج مشرکین از جزیرة‌العرب به دليل تعارض با محکمات قرآن قابل انتساب به پیامبر نیست. اشتباه سروش این است که مشرکین جزیرة‌العرب را با «کافر حربی» معادل دانسته، حرم – که مشرکین مجاز به ورود آن نبوده اند – را با تمام جزیرة العرب یکی گرفته است! جنگ پیامبر با کافران حربی «دفاع مشروع» بوده نه اقتدارطلبی! پیامبر با مشرکان غیرحربی پیمان عدم تعرض می‌بسته و مشرکان «با حفظ باور باطل خود»، از امنیت جانی و مالی برخوردار می ‌شده‌اند.

چالش اسلام و قدرت

پاسخ به نقد کتبی دکتر سروش

ایضاح چالش اسلام و قدرت. نقدهای من محصول بررسی ده میزان علمی مشخص بوده است. در جلسه نخست سروش حداقل دو بار واژه خشونت را به خدا و قرآن و در نُه عبارت دیگر «خشونت عریان» (شکنجه، قتل، و سربریدن) را به پیامبر نسبت داده است. پیامبر واقعی یعنی پیامبری که در تاریخ اتفاق افتاده است، به دنبال «مواجهه انتقادی با متون تاریخی» هستم نه انکار تاریخ. راهش این نیست که دلسوزانْ خدا، پیامبر، اسلام و قرآن را به ناروا و توجیهات مخدوش به خشونت و اقتدارگرایی متهم کنند.

چالش اسلام و قدرت

چالش اسلام و قدرت -۱

ادعا شده روحیه «اقتدارطلبی» پیامبر در دین، کتاب و پیروانش دمیده شده است. اهل سنت به آفتی مشابه آفت غلو در شیعیان مبتلا بوده اند: دخالت «قدرت سیاسی» در استحاله موازین اجتماعی اسلام. قدرتهای سیاسی بنی امیه و بنی عباس همه علوم اسلامی و تاریخ را مطابق میل قدرت‌مدارانه خود شکل داده اند. اصل در روایات عدم اعتبار است مگر اعتبارش بر اساس موازین انتقادی تاریخی اثبات شود. روایت من بدّل دینه فاقتلوه خبر واحد جعلی است نه حدیث متواتر بین الفریقین. پایه اول ادعای اقتدارگرایی پیامبر ویران شد.

نواندیشی دینی

نسبت دین و سیاست

از اسلام در حوزه سیاست چه انتظاراتی نباید داشته باشیم؟ انتظار اخلاق سیاسی از تعالیم اسلامی انتظاری روا و موجه است. به دلیل محدودیتهای ذاتی زمانی مکانیِ قوانین حقوقی و نظامات، ساز و کارها و تصمیمات سیاسی حقوق اساسی دینی یا علوم سیاسی دینی ممتنع و مضرّ است. نفی اسلام سیاسی و لوازمش معادل سکوت و انفعال سیاسی نیست، نفی اسلام سیاسی رها کردن اسلام از ابزاروارگی سیاسی است نه خوشامد به وادادگی سیاسی. مسلمانان مانند دیگر مردم در «جامعه مدنی» با هویت دینی خود فعالیت سیاسی می کنند.

نواندیشی دینی

چرا اسلام و تشیع؟

عامل اصلی مشکلات کشور حکومت دینی به جای حکومت سکولار، حکومت یکه‌سالار اقتدارگرا به جای حکومت دموکراتیک، مدیریت فقهی و ایدئولوژیک به جای «مدیریت علمی و مبتنی بر منافع ملی» است. کشتن معلم فرانسوی شرعا حرام و ریختن خون بیگناه بوده است. قرار نیست ما برای اقداماتی که حرام و نادرست می دانیم شرمنده باشیم. آنچه مسلمانان اهانت به مقدسات می پندارند اصولا در غالب کشورهای غربی جرم نیست تا مجازات داشته باشد، و آزادی بیان دقیقا شامل آنچه دینداران توهین به مقدسات (از جمله کاریکاتورهای پیامبر) می پندارند می‌شود.

نواندیشی دینی

از کربلای تاریخی تا کربلای اساطیری

پنج منبع دست اول کربلای تاریخی توسط مورخان اهل سنت محبّ اهل بیت نوشته شده اند. کربلای تاریخی متکی بر منابع اقدم معتبر، خالی از تعصبات مذهبی و گرایشهای غالیانه است، و تاریخ نگاری در خدمت مقاصدی از قبیل صنعت اشک گیری و کارخانه گناه شویی نیست. در کربلای اساطیری هدف امام حسین نیل به شهادت برای تحقق مشیت الهی است. دو پایه عزاداری: گریستن، گریاندن و خود را به گریه زدن در عزای حسینی، و شسته شدن گناهان هر چقدر بزرگ باشد با اشک بر سیدالشهدا هرچقدر کوچک باشد.

خدا و شرّ

خدا و شرّ -۷

مسئله شرّ، ایران معاصر و فلسفه اسلامی: الهیات شکاکانه استراتژی تاکید بر «محدودیت علم آدمی» در پاسخ به براهین علیه وجود خدا در مسئله شرّ است. در بحث شرّ همت فلاسفه مسلمان مصروف اثبات سه قضیه شده است: شرور اموری عدمی و نسبی محسوب می‌شوند. خیرات و شرور در جهان مادی تفکیک ناپذیرند و خیرات بر شرور فزونی دارند. شرّ محض وجود ندارد. در هر شرّی جنبه خیریت یافت می شود. روشنفکران ایرانی اعم از دینی، معنویت گرای دین‌ناباور، و عرفی خداستیز در مباحث شرّ مصرف کننده صرف بوده اند.

نواندیشی دینی

دین‌داری‌های ناموزون و عزاداری‌های نامشروع

هر چه وارد جزئیات حادثه کربلا شویم روایت معتبر کمتر می شود. اتفاقا نقل مجالس عزاداری ما همین جزئیات است که علی الاغلب جای مناقشه دارند. دوره کردن مقتل نه از اصول اعتقادی است نه از فروع آنها. ما چندین قرن است به جای بحث از تعالیم اصلی شیعی به «تاریخ قدسی و اسطوره‌ ای» کربلا سرگرم شده ایم، چرا که به جزئیات «تاریخ واقعی» کربلا دسترسی نداریم. مشکل از آنجا آغاز شد که توهم کردیم «دستگاه امام حسین» دستگاهی جدا از دستگاه خدا و پیغمبر و دیگر ائمه است.

خدا و شرّ

خدا و شرّ -۶

پرونده صورت منطقی برهان شرّ با دفاعیه مبتنی بر اختیار بسته شده است و خداناباوران باید فکر استدلال دیگری برای تحکیم خداناباوری بکنند. در عالم شرّ گزافی وجود ندارد. رویکردهای مختلف مسئله شرّ به رویکردهای قائل به وجود خدای عالم مطلق، قادر مطلق و خیرخواه محض و منکر آن تقسیم می شود. در دسته نخست اکثر فلاسفه دوران پیشامدرن و رویکردهای معاصر الهیات مبتنی بر معرفت شناسی اصلاح شده و الهیات شکاکانه جا دارند. الهیات پویشی، الهیات خدای گشوده، الهیات اگزیستاسیالیستی، و رویکردهای هیجانی و عاطفی در دسته دوم هستند.

خدا و شرّ

خدا و شرّ -۵

نقد و بررسی رویکردهای عاطفی و هیجانی: اگر کسی راه حل منطقی و فلسفی به مسئله شرّ را تمام بداند نوبت به این رویکردها نمی رسد که راه حلهای دیگر را غیرتاریخی، انتزاعی، ناظرمحور، درجه دوم، نظری، غیرتراژیک و غیررازورزانه می دانند. این امور و انسان محوری با کدام دلیل اثبات شده اند؟ این رویکردها که «ابطال ناپذیر» هستند نتوانسته اند مسئله شرّ را حل کنند. اتخاذ چنین رویکردهایی علت دارد، نه دلیل. ادعای تاسی خدای قرآن و نفی خدای فلاسفه تفسیر وحی را به راهی نسفته تنزل می‌دهد.

خدا و شرّ

خدا و شرّ -۴

فصل مشترک طیف متنوع رویکردهای وجودی، عاطفی و هیجانی به مسئله شرّ بی اعتمادی به راه‌ حل‌های منطقی و فلسفی است. در الهیات خدای گشوده بنا بر پیش فرضهایی اثبات نشده (پنج گشودگی)، خدا موجودی منفعل، زمان‌مند، نادان و ناتوان است. در الهیات اعتراض با اعتراض مومنانه به خدایی که قدرتش با هیچ قاعده عقلانی و اخلاقی محدود نمی شود کوشیده می شود لطف او جلب شود.الهیات ضعف خدا اگرچه از خدای جلاد، شکنجه گر و غیرمنطقی عبور کرده اما ایمان به خدای ضعیف بی قدرت باقی است.

خدا و شرّ

خدا و شرّ -۳

ناسازگاری منطقی و دلیل فلسفی بر نفی وجود خداوند یا انکار اطلاق صفات (علم، قدرت و خیرخواهی) او تمام نیست و از منظری خداوبارانه ادله موجهی برای وجود شرور در عالم اقامه شده است. کسی که متحمل رنج است گوشش بدهکار دفاعیه و تئودیسه نیست! رنجور مرهم می خواهد، نه راه حل منطقی و فلسفی! رویکردهای مختلف شرّ اگزیستانسی، هیجانی و عاطفی بعد از بی فایده دانستن راه حلهای منطقی و فلسفی شرّ مطرح شده اند لذا انتظار اقامه دلیل منطقی و فلسفی مسئله شرّ از آنها انتظاری ناموجه است.

خدا و شرّ

خدا و شرّ -۲

در میان رویکردهای معاصر فلسفه دین رویکرد الهیات شکاکانه از جمله موجه‌ترین دفاع‌ها از خداباوری است. انسان تلازم بین شرّ و خیرهای بزرگتر و خود آن خیرهای بزرگتر را درک نمی کند. با دانش محدود آدمی اثبات اینکه جهانی بهتر از جهان موجود ممکن است ممتنع می‌باشد. اثبات ارتباط کلی هر شر طبیعی با شرّ اخلاقی و مشخصا گناه (موجبه کلیه) به لحاظ عقلی غیرقابل اثبات است. در فلسفه و الهیات اگزیستانسیالیسم عظمت شرور متافیزیکی باعث می شود شرور طبیعی و اخلاقی دم دستی فرض شود.