این نامه پیوست یادداشت «در سوگ منتقد تراز اول ولایت جائر» در بخش دوم کتاب صفحۀ 184- 178 است.
از دیدگاه علامه مجلسی عقل جز در یک مسأله اعتباری ندارد و آن معرفت امام(ع) است و با معرفت امام(ع)جمیع معارف را می‏یابد از اواخذ کرد. دستگاه تفکر دینی او یک مبنایی است. علامه طباطبایی در«عرصه اعتقاد»، عقل را مظفر و منصور می‏‌بیند که آیه نص و روایت متواتر نص نیز در حکم عقل قطعی‌‏اند. او معتقد است بین این سه راه هرگز نه امکان تعارض است، و نه تعارض اتفاق افتاده است.
در دوران زعامت پیشواى بزرگ شیعه حضرت آیت اللّه العظمى بروجردى، حاشیه‏اى بر کتاب بحار توسط علامه طباطبایى که از شخصیتهاى برجسته و شاخص فلسفه و عرفان نظرى است نگاشته شد.در یکى دو تعلیقه اختلاف‌‏نظر بین فقها و متکلمین با فلاسفه و عرفا رخ نمود و این موضوع مورد مخالفت واقع و موجب تعطیل تعالیق معظم‌‏له گردید.
مشکل فعلی جامعه، اندیشه و مشی امام نیست، بلکه انحراف از راه خمینی است، یعنی عدم تمکین به رأی ملت که باید میزان باشد و بی اعتنایی به حقوق و آزادیهای قانون شهروندان با ارائه تفسیرهای استبدادی از نظام اسلامی.