اسلامفرهنگ

آزادی بیان و ایمان مردم

ایمان واقعی آنگاه بروز می کند که فرد در محیط آزاد و در مواجهه با رقبا به ارزش ایمان خود را پی برده باشد. راستی آیا در جوامع آزاد مومن یافت نمی شود یا ایمان عامه‌ی مردم متزلزل شده است!؟ نه. راه صیانت از ایمان عامه‌ی مردم ارتقای زبان مبلغان دینی، ورود مقتدرانه در بحث آزاد و عامل بودن نمایندگان دین است.
HMouK
۱۳۹۳/۰۳/۱۹
اسلام

لوازم عملی مسلمانی

هر که خود را مسلمان بداند و شهادتین را بر زبان جاری کرده باشد مسلمان می دانم. البته مسلمان می تواند فاسق باشد (یعنی تارک عمل صالح) و عامل یا مومن باشد، یعنی اولا شهادتین از زبانش به قلبش جاری شده باشد ثانیا در عملش هم رعایت حداقلی از واجبات و محرمات که در لسان متشرعه به «ضروریات دین» خوانده شده دیده شود.
HMouK
۱۳۹۲/۰۶/۲۴
احادیث

غیرت زن و مرد و نسبت آن با کفر و ایمان

پرسش: چندي است يكي از حكمت‌هاي نهج‌البلاغه به طور خاص ذهن اين حقير را به خود مشغول ساخته است. علي(ع) مي‌فرمايد: غيرة المرأة كفر وغيرة الرجل ايمان. آيا مي‌توان پذيرفت كه حساسيت زن نسبت به شوهر خود مذموم و در زمرة كفر قرار مي‌گيرد؟ پاسخ: پرسش شما از حکمت ۱۲۴ نهج البلاغه است و معنای آن این است: غیرت زن کفر و غیرت مرد ایمان است در شرح آن گفته شده غیرت زن او را به کفر سوق می دهد زیرا او را به انکار حکم الهی تعدد زوجات می کشاند،…
HMouK
۱۳۹۱/۰۷/۱۶
بهای آزادی پلورالیزم دینی

مناظره ‌ پلوراليزم‌ ديني

به‌ نظ‌ر كديور حقيقت‌ امري‌ واحد است‌ كه‌ في‌الجمله‌ قابل‌ معرفت‌ انساني‌ نيز هست‌. هر دين‌، مذهب‌ و مكتبي‌ به‌ ميزان‌ بهره‌اي‌ كه‌ از اين‌ حقيقت‌ برده‌ بر صواب‌ است‌. مي‌توان‌ ديني‌ را فرض‌ كرد كه‌ بيش‌ از ديگر اديان‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ واصل‌ شده‌ باشد و شامل‌ نكات‌ مثبت‌ ديگر اديان‌ باشد. لذا مقابل‌ تكثرگرايي‌ ديني‌، لزوما حصرگرايي‌ ديني‌ نيست‌، شمول‌گرايي‌ ديني‌ نيز مطرح‌ است‌ pdf
kadivarad33
۱۳۷۹/۰۲/۱۵
قسمت اول

پلورالیزم دینی (قسمت اول)

در اين كه كثرتي بالفعل در عالم هست به ويژه كثرت در اديان، ترديدي نيست. كثرت اديان را به صورت يك واقعيت خارجي كسي نمي تواند انكار كند. در واقع بحث در تببين اين كثرت است. چرا اديان كثير هستند و حالا اگر كثير هستند چگونه بايد با اين كثرت برخورد كرد؟ در طليعه سخن لازم مي دانم بحث، «تساهل و تسامح» را با شيوه ورود و خروج در بحث «پلوراليزم ديني» از هم تفكيك كنم. مي توان قائل به انحصار خود در يك دين شد یا نظريه هاي ديگري…
kadivarad33
۱۳۷۸/۰۵/۱۵
قسمت دوم

پلورالیزم دینی (قسمت دوم)

نمي توان در عالم حقيقت به «تكافؤادله» قايل بود و در عين حال يك دين دار هم باقي ماند. يعني سئوال جدي من از امكان سازگاري اين دو گزاره است. چگونه با آن تكافؤادله «برون ديني» مي توان به دليل حقانيت «درون ديني» قايل شد؟
kadivarad33
۱۳۷۸/۰۵/۱۵
قسمت سوم

پلورالیزم دینی (قسمت سوم)

اشكال اصلي قول به پلوراليزم ديني اين بود كه بنابر آن «حقانيت دين خاص» بلاموضوع مي شود. در پاسخ اين اشكال «حقانيت پلورالي» را سازگار با پلوراليزم دانستيد. پرسيدني است مراد از حقانيت پورالي چيست؟ آيا جز اين است كه هركس هر دين و مذهبي را به هر دليل و علت و معنايي پذيرفت، حق است. يعني حقانيت متكثّر است، وحدت و شمول و تشكيك ندارد.
kadivarad33
۱۳۷۸/۰۵/۱۵
قسمت چهارم

پلورالیزم دینی (قسمت چهارم)

. مسئله وجود حقيقت متعالي واحد، امكان شناختن آن در حد بشري، وجه ميزان و معيار در تفكيك حق از باطل از مباحثي بود كه به چالش جدي با مسئله نسبيت برخاسته اند. دين داري عالمان دليل دارد، در اين زمينه دلیل راجح نيز وجود دارد. چه در حوزه ادله، چه در حوزه معنا مي توان از دليل راجح و معناي راجح سخن گفت، و نظريه تكافؤ ادله يا تكافؤ معنا را ناتمام دانست، كه هست.
kadivarad33
۱۳۷۸/۰۵/۱۵