داستان مرجعیت اعلای خامنه‌ای چهار گام داشت. گام اول خطیبی توانا در خدمت نظام که نه ادعای اجتهاد داشت نه رهبری، و مرجعیت را به خواب هم نمی‌دید: حجت‌الاسلام‌والمسلمین خامنه‌ای. گام دوم رهبری و ولایت مطلقۀ فقیه براساس مصلحت نظام از نیمۀ خرداد ۱۳۶۸: آیت‌الله خامنه‌ای مقام معظم رهبری. گام سوم برنامه‌ریزی برای مرجعیت از نیمۀ سال ۶۸ و اعلام رسمی در آذر ۷۳: آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مرجع جایزالتقلید. گام چهارم خیز برای مرجعیت اعلا و منحصربه‌فرد از تابستان ۱۳۷۶: امام خامنه‌ای! تحقّق این پروژه تا وفات مراجع کهنسال جایزالتقلید اعلام شدۀ حوزۀ قم به تعویق افتاده است. در این بلیّه تنها وی مسئول نیست، شرکای روحانی او از مدرسۀ آیت‌الله خمینی نیز در «ابتذال مرجعیت شیعه» با وی هم پرونده‌اند.
استیضاح رهبری (همراه با واکشهای آن) ابتذال مرجعیت شیعه: استیضاح مرجعیت مقام رهبری
منابع: کتاب‌های عربی، کتاب‌های فارسی، نشریات، کتاب‌های الکترونیکی، پایگاه‌های الکترونیکی
قصه‌ی غربت غربیه‌ ادامه‌ی حی بن یقظان ابن سیناست، و درست از همان جا شروع می شود که آن پایان یافته است. قصه‌ی غربت غربیه‌ داستان سرگشتگی و غربت روح آدمی در ناسوت است که به دنبال بازگشت به وطن اصلی یعنی ملکوت است. غرب و شرق در این رساله جغرافیایی نیست، معنوی است. غرب نماد ظلمت ناسوت و شرق نماد وطن نورانی ملکوت است. گوینده‌ی قصه اول شخص مفرد است. سهروردی تجارب معنوی خود را از عالم مثال باز می‌گوید. قصه قصه‌ی غربت معنوی در غرب ظلمانی و سفر روحانی به شرق نورانی یا ناکجاآباد است. قصه‌ی غربت غربی داستان بازگشت انسان به اصل خویش است، غریبی با خود بیگانه در جستجوی اصل خویش داستان مکاشفاتش را بازمی‌گوید. مراد از غربت جدایی از اصل است. انسان بی وطن نیست، این وطن مصر و عراق و شام نیست، وطن مقام قرب است، جنات عدن است، بهشت برین است. اگر «حب الوطن من الایمان» است چنین وطنی مراد است نه وطن جغرافیایی و قومی. پرسش اصل سهروردی این است چگونه می‌توان از این غریب‌ستان به ناکجاآباد یا وطن مألوف بازگشت؟ انسان از شرق نورانی به غرب ظلمانی هبوط کرده، زمانی که به خودآگاهی غریب بودن رسید خروج از این چاه تاریک را آغاز می‌کند. قصه غربت غربی داستان تبعید روح از عالم علوی و نور به عالم سفلی و اسارت در زندان تاریک تن و سپس صعود از عالم سفلی و بازگشت به وطن اصلی است.
از صادق آئینه‌وند جز خیر و متانت و جوان‌مردی به خاطر ندارم. در نخستین روزهای انتقال از زندان کوچک به زندان بزرگ در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۷۹ هیأت رئیسه‌ی دانشکده‌ی علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس جلسه‌ی تجلیلی برای این زندانی سیاسی تازه از بند‌رسته برگزار کرد. آئینه‌وند و تنی چند از اساتید سخنرانی کردند. برگزاری این جلسه بسیار پرمعنی بود. البته خبر آن با تاخیر به گوش مسئولان عالی نظام رسیده بود. آقای خامنه‌ای مقام رهبری در سخنرانی مورخ ۱۱ آبان ۱۳۷۹ گفت: «آن رفتار و عملي که طبق قانون و طبق قاعده و روش صحيح، تشخيص داده شده که جرم است و صاحبش مجرم است، ديگر نبايد مورد تشويق و تقدير و احسنت و آفرين چهار نفر آدم بي‌توجّه قرار گيرد. همين بي‌توجّهي هاست که به آينده کشور لطمه مي زند.» آقای محی‌الدین حائری شیرازی امام جمعه شیراز و نماینده‌ی ولی فقیه در استان فارس در مراسم نماز جمعه شیراز سخنان رهبری را شفاف کرد: «چطور می شود از کسی که ولایت فقیه را با سلطنت مقایسه کرده و دادگاه ویژه او را محکوم کرده، تجلیل نمود؟» اما آئینه‌وند هشیارانه متوجه بود چه می‌کند. در سوگ استادی متواضع، دوستی مشفق و برادری جوانمرد و حق‌طلب نشسته‌ام. آئینه وند «چهره‌ی ماندگار مروت در دوران عسرت» بود. خدایش رحمت کناد.
ویرایش دوم دو تفاوت کوچک با ویرایش اول دارد. یکی این‌که طرح جلد کتاب جدید است. دیگر این‌که پنج نقد و بررسی جدید به انتهای کتاب افزوده شد. ویرایش دوم در ۴۴۷ صفحه در اردیبهشت ۱۳۹۴ در قالب کتاب الکترونیکی منتشر شد. نویسنده هم‌چنان در کشورش ممنوع القلم است.
زمامداران جمهوری اسلامی به ناحق آبروی آیت‌الله سیدکاظم شریعتمداری رقیب بنیانگذار جمهوری اسلامی را ریخته او را از مرجعیت خلع کرده، به ایشان در زمان حصر به دلیل ممانعت از اعزام به بیمارستان به مدت سه سال و ده ماه و هفت روز و نیز در زمان کفن و دفن و ترحیم ظلم کردند.
آیت الله سید کاظم شریعتمداری ( ۱۳۶۵- ۱۲۸۴ ) یکی از مراجع طراز اول تقلید تشیع، پس از صدور بیانیۀ انتقادی علیه اختیارات ولایت فقیه در آستانۀ همه پرسی قانون اساسی جمهوری اسلامی در آذر ۱۳۵۸ از فضای عمومی کشور حذف شد، و به دنبال اتهام اطلاع از کودتا از ۲۷ فروردین ۱۳۶۱ تا آخر عمر در خانۀ خود محصور شد و از رسانه های حکومتی و تریبونهای نمازجمعه و مجلس شورای اسلامی بی‌آنکه حق دفاع از خود داشته باشد مورد هتک حیثیت قرار گرفت. زمامداران جمهوری اسلامی به ناحق آبروی رقیب بنیانگذار جمهوری اسلامی را ریخته او را از مرجعیت خلع کرده، به ایشان در زمان حصر به دلیل ممانعت از اعزام به بیمارستان به مدت سه سال و ده ماه و هفت روز و نیز در زمان کفن و دفن و ترحیم ظلم کردند.
متن کامل ۳۵ نقد بر ۴ مقاله در کتاب «اسنادی از شکسته شدن ناموس انقلاب: نگاهی به سالهای پایانی زندگانی آیت‌الله سیدکاظم شریعتمداری»
مجموعه‌ی «مواجهه‌ی جمهوری اسلامی با علمای منتقد» با طرح جدید و یک‌سان در کلیه‌ی مجلدات تهیه شده و به‌تدریج منتشر می‌شود. دفتر دوم: فراز و فرود آذری قمی، و دفتر سوم: انقلاب و نظام در بوته‌ی نقد اخلاقی با طرح جلد جدید منتشر شد. ویرایش جدید دفتر اول (اسنادی از شکسته شدن ناموس انقلاب) همراه با اضافات تا پایان اردیبهشت ماه جاری منتشر خواهد شد. دفتر چهارم در دست تدوین نهایی است و در سال جاری منتشر خواهد شد، ان‌شاء‌الله.