آقای خامنه‌ای در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ نه فقیه و مجتهد بود، نه مرجع تقلید بالفعل یا حتی بالقوه. مجلس خبرگان رهبری به دلیل این‌که در میان خودی‌ها یا روحانیون هم‌سو مرجع تقلید بلکه فقیه و مجتهد مدیر و مدبری سراغ نداشت به یک مؤمن عادل مقلد هم‌سو ولایت داد. این «ولایت عدول مؤمنین» بود نه «ولایت فقیه». فقدان شرط فقاهت و اجتهاد مطلق به نفی ولایت شرعی در حوزه‌ی عمومی می‌انجامد، آن‌چه باقی می‌ماند امارت یا زمام‌داری عرفی است که نیازی به شرط فقاهت و اجتهاد ندارد. به عبارت دیگر ایشان حق تصرف شرعی در عرصه‌ی عمومی را ندارد، وی نهایتا والی عرفی و زمامدار سیاسی است نه بیشتر. اگر در فقدان فقیه و مجتهد مقلد مطلع از احکام را واجد ولایت شرعیه بدانیم، این کاشف از عدم اعتبار فقاهت از ابتدا است. معنای قول به ولایت مومن مقلد بی اعتباری شرط فقاهت و بی‌پایگی ولایت فقیه است. این همان راهی است که فقهای اهل سنت پیموده‌اند و به تدریج به عدم اشتراط فقاهت و عدالت رسیدند. فقهای امامیه توجیه‌کننده‌ی قدرت سیاسی نیز در حال پیمودن همان راه طی شده هستند. این راه مقصدی جز جدایی نهاد دین از دولت ندارد، و هوالمطلوب!
لغت موران یکی از رساله‌های فارسی رمزی عرفانی سهروردی است، که بر خلاف دیگر رساله‌ی رمزی عرفانی وی قصه‌ی واحدی ندارد، بلکه هر یک از فصول دوازده‌گانه‌ی کوتاه آن قصه‌ی جداگانه‌ای دارد، و همین بر جذابیت آن می افزاید. قهرمان برخی قصص این رساله نمادهایی از قبیل مورچه، لاک‌پشت، خفاش، آفتاب‌پرست و طاووس هستند. نام رساله برگرفته از فصل نخست آن است، تأویلی عرفانی از داستان موران. لغت موران ترکیبی از افکار دینی، حقایق عرفانی و اسطوره‌های ایرانی است. موضوع کلی فصول مختلف رساله طریق سلوک و اصل لاهوتی انسان و محرومیت کوردلان از ادراک این حقیقت است. تجلی کامل حقیقت در ناسوت ممکن نیست، انسان اصل الهی خود را فراموش کرده است، و برای وصول به ملکوت تذکر آن و سلوک ضروری است.
اگر جمهوری اسلامی درست یا غلط بوده، یک نفر آن را درست یا غلط نکرده است. این یک مسئولیت عمومی است. آقای خمینی هم در بخشی از کارهایش قدم های بسیار بلندی برای عزت ایران و اسلام برداشت، اما در اقامه حکومت دینی و اسلام سیاسی اشتباه بزرگی کرد. اعتماد به نفس، استقلال خواهی، منابر مساجد را از پرداختن به لعن بزرگان اهل سنت متوجه به مقابله با امپریالیسم و صهیونیسم کردن فوق العاده مهم بود. جلوگیری از بریز و بپاشهای بودجه مملکت و بیت المال را صرف رفاه مردم کردن دیگر نکته مثبت ایشان است. از آن سو آقای خمینی اموری را دوپهلو گفت. آیا از روز اول که این حرفها را می زد منظورش همین بود؟ یا منظورش امر دیگری بود؟ یعنی اینکه وی بگوید «جمهوری به همان معنا که همه جای دنیا جمهوری است» اما در ذهنش ولایت فقیه باشد، این خلاف اخلاق و موازین اسلامی است. رهبران حق تقیه وتوریه ندارند. تقیه و توریه در موضع رهبری دینی دروغ به ملت و مشوه کردن چهره دین است. واقعا اگر قرار بود نتیجه رهبری آقای خمینی و انقلاب، انصار حزب الله، زندان اوین، شکستن قلمها، حجاب اجباری و سرکوب مخالف باشد قطعا از انقلاب حمایت نمی کردیم. من هم به سهم ناچیز خودم (همان جوان ۱۹ ساله سال ۵۷) مسئول هستم و بابت خسارات و اشتباهاتی که رخ داده و فرصتهایی که از دست رفته متاسفم و عذرخواهی می‌کنم.
زندان مجازاتی عرفی است. علاوه بر آن سلول انفرادی هیچ مجوز دینی و شرعی ندارد. کار دین هدایت است نه مجازات دنیوی! این‌گونه مجازاتها بنا بر موازین روانش‌شناختی و حقوقی از مصادیق شکنجه و خلاف انسانیت است و از باب اضرار قطعی به انسان مشمول قاعده‌ی لاضرر قرار گرفته حرام می‌شود. حکم شرعی در این زمینه نهایتا ارشاد به حکم عقل و امضای سیره‌ی عقلاست و اساسا هیچ حکم تاسیسی مولوی در این زمینه ندارد. اما واقعا لازم نیست شروری که عقل و علم و تجارب انسانی تردیدی در ممنوعیت آنها ندارد از منظر شرعی مورد مطالعه قرار دهیم. وظیفه‌ی شریعت امور دیگری است.
قصاص یا مماثله در مجازات، به‌جای «مماثله در مجازات بدنی» به «مماثله در شدت مجازات های بازدارنده و تنبیهی» تعبیر می‌شود، به این معنی که برای قتل نفس مجازات درجه‌ یک (اشد مجازات در هر نظام جزائی) در نظرگرفته‌ می‌شود که در نظام‌های مختلف می‌تواند از زندان طویل المدت (بیش از ۲۵ سال) تا حبس ابد با اعمال شاقه یا حتی اعدام باشد. در مجازات قطع عضو یا جراحت عمدی متناسب با میزان آن مجازات درجه دوم مثلا حبس بین ۱۵ تا ۲۵ سال با اعمال شاقه یا بدون آن و هکذا مجازات درجه سوم و پائین تر پیش‌بینی شود. به عبارت دیگر به‌ جای تفسیر لفظی (قشری) چشم در مقابل چشم، گوش در مقابل گوش، دندان در مقابل دندان، جراحت در مقابل جراحت که در متن تورات، قرآن و دیگر متون دینی آمده است، مجازات این جرائم به «مماثله در شدت مجازات تنبیهی و بازدارنده» تفسیر می‌شود، به نحوی که تنبه و بازدارندگی مجازات اعمال شده متناسب با جنایت ارتکابی باشد.
غسل اعم از واجب و مستحب مجزی از وضو است. هرچند در غسلهای مستحب گرفتن وضو مستحب است. فردی که از جمله به نیت غسل به حمام یا استخر می رود و خود را می‌شوید غسل کرده است. جواز صحت وضو و غسل در مورد ناخن لاک زده شده چه در دستها چه در پاها و موی رنگ شده بعید نیست. سرمه‌ی خارج از چشم اگر غلیظ نباشد مانع صحت وضو یا غسل نیست. در حمامهای فعلی (دوش) بعد از زایل شدن نجاست احتمالی از بدن و شستن آن همین‌که آب تمام بدن را هم‌زمان در بر می‌گیرد غسل محقق شده مانند ارتماس در آب استخر و ترتیب خاصی لازم نیست (اول سر و گردن بعد طرف راست و بعد طرف چپ). قرائت قرآن در هر حالی مجاز است، قرائت آیات سجده بر جنب و حائض مکروه است نه حرام.
رساله‌ی فی حقیقة العشق یکی از شاه‌کارهای ادب فارسی و در زمره سه رساله‌ی نخست عرفانی سهروردی است. موضوع این رساله عشق معنوی در قالب بیان رمزی و زبان عرفانی است. سهروردی مفاهیم انتزاعی از قبیل حُسن، عشق و حزن را در قالب حقایق انضمامی فرشتگان عالم ملکوت ترسیم کرده و با تفسیر عرفانی آیاتی از قرآن کریم به‌ویژه سوره‌ی یوسف به آن زیبایی زائدالوصفی بخشیده است. به نظر می‌رسد سهروردی تجارب شهودی خود را از عشق در این رساله به رشته‌ی تحریر درآورده است. عشق همچون عشقه به درخت جان آدمی می‌پیچد و تا نم بشریت و تعلقات مادی را نخشکاند از پای نمی‌نشیند و در نتیجه درخت جان آدمی روان مطلق شده ندای رخصت در صف بندگان خاص حضرت رحمان و ورود در بهشت رضوان بیابد. کلمه‌ طیبه جان و دل رهیده از تعلقات دنیوی است و عمل صالح عشق است. هرگاه عشق به اقلیمی روی کند بزرگان شهر باید گاوی به افتخار ورود او ذبح کنند. این گاو نفس اماره است که در مدخل ورود عشق به شهر جان آدمی باید ذبح شود، تا نفس کشته نشود عشق در شهر قدم نمی‌گذارد.
گذار به دموکراسی و اصلاح دینی دو پروژه‌ی جدا هستند. اگرچه به دلیل برجسته‌بودن نقش دین در بخش وسیعی از ایرانیان و دعاوی غلیظ مذهبی حکومت ایران گذار به دموکراسی به نحوی از انحاء به بازبینی جایگاه دین در دولت مرتبط می‌شود، اما حتی در چنین جامعه‌ای و این ساختار سیاسی نیز نباید دموکراسی را تابع اصلاح دینی فرض کرد. در نیم قرن اخیر ایران روشنفکری دینی یا نواندیشی دینی غالبا با اصلاح سیاسی گره خورده است، و این نحوه از اصلاح فکر دینی عملا به تابعی از اصلاح سیاسی فروکاسته شده، و روشنفکران یا نواندیشان دینی را به عقبه‌ی فرهنگی فعالان سیاسی اصلاح‌طلب تبدیل کرده است. این نحوه روشنفکری یا نواندیشی دینی اگرچه برای اصلاح‌ سیاسی منافعی دارد، اما برای اصلاح دینی نه تنها مفید فایده نیست، بلکه کاملا مضر است.
یکی از اوراق سیاه پرونده‌ی جمهوری اسلامی در حوزه‌ی مرجعیت اعمال فشار و ممانعت از مرجعیت مرحوم آیت الله سید محمد روحانی است. این کتاب شرح قضایای آیت الله روحانی با انقلاب و جمهوری اسلامی در دو محور مباهته و مرجعیت از منظر دینی و اخلاقی است.
هرآنچه از جانب طبع سلیم انسانی و اصول بهداشتی ناپاک شناخته می‌شود از مصادیق نجاست است و اجتناب از آن برای نظافت و در زمان عبادت لازم است. اجتناب از کلیه‌ی نجاسات منصوص در زمان نماز و حج واجب و تطهیر از نحاسات غیرمنصوص (امور غیربهداشتی مورد نفرت طبع انسانی) در زمان عبادات بلکه مطلقا مطابق احتیاط و افضل است. آب مطلق - اعم از قلیل و کثیر - مطلقا در ملاقات با نجس یا متنجس نجس نمی‌شود، مگر این‌که نجاست بر آب غلبه کرده فاسد شود، به‌نحوی که رنگ، بو یا مزه‌ی آن تغییر کند. حجم یا وزن آب کثیر به عنوان کُر موضوعیت ندارد، و ملاک انفعال آب در ملاقات با نجاست یا منتجس است. تطهیر با غیر آب به شرط زوال کامل آثار ادرار مجاز است. متنجس با زوال یا ازاله‌ی عین نجاست طاهر می‌شود. آب کشیدن بعد از آن احتیاط مستحب است نه واجب. کفر، شرک، دین باطل و عقیده‌ی فاسد از علل نجاست محسوب نمی‌شود. عقیده و دین باعث نجاست ظاهری نیست. سگ نجس العین نیست و محکوم به طهارت است. هرچند از آب دهان سگ باید اجتناب کرد. مشروبات الکلی اگر چه نوشیدنشان (ولو یک قطره حتی پائین تر از حد مستی) از محرمات مؤکد است، اما نجس نیستند.