موحدانی که عمل صالح کرده اند در آخرت اهل نجاتند، و در میان ادیان توحیدی و ابراهیمی اسلام اکمل آنهاست، اسلام ظرفیت بیشتری برای نجات دارد اما معنی آن محرومیت از نجات پیروان دیگر ادیان توحیدی ولو بعد از ظهور اسلام نیست. بر این باورم که این نظر قابل دفاع است و قرآن مدافع آن است.
اگر حق مالی است می باید به بازماندگان ادا کرد. اگر غیرمالی است از قبیل تهمت و غیبت می باید نقض آن را به همان افرادی که مطلب خلاف را شنیده اند رسانید یا در همان جایی که قبلی منتشر شده نقض آن یا بیان خیر وی منتشر شود.
یکی از بیماردلان مبتلا به «تعصب» مصطلحات ائمه‌ی طریقت و مشایخ صوفیه را استهزاء کرده از جمله بر این حکایت خواجه ابوعلی فارمدی ایراد کرده است: «چونست که کبودپوشان (اهل طریقت/ صوفیان) بعضی اصوات را پر جبرئیل می خوانند؟» پاسخ خواجه: «بیشتر چیزها که حواس تو مشاهده‌ی آن می کند همه آواز پر جبرئیل است. از جمله آوازهای پر جبرئیل یکی توئی.» اما «این منکرِ مدعی تعصب بی‌فایده می‌کرد که چه معنی این کلمه را فرض توان کرد الا هذیانات مزخرف؟» سهروردی عزم شرح آواز پر جبرئیل می‌کند. بال و پر جبرئیل رمزی بیشتر نیست، اینها اشارت به مرتبه‌ی وجودی فرشته‌ی راهنما دارد. کلمات صغری (روح آدمیان) شعاعهای فروافتاده از پر راست جبرئیل است اعم از آدمیان مومن و کافر؛ و عالم غرور همگی سایه‌ی پر چپ جبرئیل است. نور عالم سفلی از پر راست اوست و ظلمت عالم غرور از پر چپ او. پس روح و روانهای روشن از پر راست جبرئیل است و عالم غرور صدا و ظل پر چپ جبرئیل است. «اگر این کلمه‌ی صغری به‌غایت نبودی، صعود به حضرت حق کی توانستی کرد؟» و این نهایت کرامت نوع آدمی از منظر سهروردی است: کرامت صعود به حضرت حق.
با اینکه تفتیش عقیده در اصل ۲۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ممنوع دانسته شده‌، اما قوه‌ی قضائیه ابراز عقیده‌ی متفاوت با قرائت رسمی زمانی که با اقبال نسبی مردم مواجه شود را جرم می‌داند و صاحب عقیده‌ی متفاوت اگر بر باور خود پافشاری کند زندانی کرده بعد از فشار و گاه شکنجه به اشد مجازات تا سرحد اعدام می‌رساند. با توجه به قبح بین‌المللی مجازات متهم عقیدتی با عناوینی از قبیل فساد فی الارض، بدعت در دین یا جرائم جنسی صورت می‌گیرد.
هر سه داستان پرندگان (ابن سینا- سهروردی، غزالی‌ها و عطار) نمادین است. بیان نمادین با بیان تمثیلی متفاوت است. پرنده نماد تعالی است. جان آدمی (روح یا نفس ناطقه) بعد از وقوف به غربت در جهان ظلمت و زندان تن و پی بردن به تبعیدگاه غربی به دیدار اصل خود با فرشته‌ی راهنما دیدار می کند. فرشته‌ی راهنما او را به موانع راه بازگشت به شرق نورانی و اصل وجود آگاه می‌کند. شرق و غرب نمادین غیر از شرق و غرب جغرافیایی است. اسارت در نماد دام صیاد ترسیم شده است. پرنده‌ها در نخستین خودآگاهی بندهای بال و گردن را به کمک هم پاره می‌کنند، اما بندهای پا باقی می‌ماند. پرندگان سفر دور و درازی را آغاز می کنند تا بندها را بگسلند. موانع راه در قالب ۹ کوه معرفی شده است. از محضر ملک تقاضا می‌کنند تا بند از پاهایشان بازکند. ملک: «بند از پای شما کس کشاید که بسته است، من رسولی به شما فرستم تا ایشان را الزام کند تا بندها از پای شما بردارد.» داستان این گونه پایان می پذیرد: «و صاحبان بانگ برآوردند که باز باید گشت. از پیش ملک بازگشتیم و اکنون در راهیم با رسول ملک می‌آئیم.» و پرنده‌ها هنوز در راهند، راه رهایی.
تقریر برهان شر برعلیه وجود خداوند عالم قادر خیرخواه مطلق، دو قسم شر: شر طبیعی و شر اخلاقی، نقد برهان شر
متن کامل ۲۲ نقد مقالات و ۳ نقد و بررسی کتاب دغدغه‌های حکومت دینی، نشر نی، تهران، ۱۳۷۹، ۸۸۳ صفحه
این سخن شامل یک مقدمه و سه بحث است. بحث مقدماتی به فرقه ناجیه اختصاص دارد: فرقه ناجیه یعنی مذهب من! بحث اول. سه ضلع بنیادگرائی: حکومت اسلامی، اجرای شریعت و جواز خشونت. بحث دوم. ماهیت تاریخی ادیان و مذاهب از جمله تشیع: تسنن و تشیع هر دو مصنوع پس از پیامبر است. در واقع پس از پیامبر اسلام با دو روایت ادامه پیدا می‌کند، روایت اهل بیت پیامبر یا مدرسه ائمه، و روایت صحابه‌ی پیامبر یا مدرسه خلفا. فضائل غیرقابل انکار امیرالمؤمنین (ع) تلازمی با فضیلت تشیع - آن چنان که هست - ندارد. تشیع فعلی بعد از امام علی (ع) تکوین یافته است ونه توسط ایشان. موسس تشیع امام علی (ع) یا امام حسین (ع) نیستند. به ما جعفری هم می‌گویند. هویت تشیع در دوران امام باقر (ع) و امام صادق (ع) شکل گرفته است. یعنی نیمه دوم قرن دوم هجری. به لحاظ اقتصادی نهاد خمس و سهم امام (به عنوان امر واجب مذهبی) از دوران امام موسی کاظم (ع) به بعد تکوین یافته است. در تکوین مسئله‌ی غیبت امام دوازدهم بیش از همه خاندان ایرانی نوبختی نقش داشته‌اند. سیمای ائمه در آینه‌ی روایات موجود شیعه لزوما سیمای واقعی ائمه نیست. بسیاری از این روایات اختصاصی در حوزه اعتقادات (حداقل سه چهارم روایات موجود) از ناحیه‌ی ائمه صادر نشده است، اگرچه به نام ائمه در کتب روایی ثبت شده است. این نکته کلیدی است. بحث سوم. سهل‌انگاری‌های نمایندگان معاصر تشیع در حوزه‌ی اعتقادات بحث اصلی این مجلس است که در آن دو نمونه‌ی واقعی و تازه تحلیل انتقادی می شود. نمونه اول: صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه اخیرا بدون ذکر نام آراء از جمله مرا البته با تعبیر و تفسیری مالایرضی صاحبه نقد کرده است. مستند وی روایتی از امام صادق در اصول کافی است که بر اساس آن ائمه همه چیز را می دانند و هیچ چیز از ایشان مخفی نیست. آیا وی با چنین روایت ضعیفی که در فروع ظنی فقهی هم قابل استناد نیست می خواهد اصل اعتقادی علم ماورای بشری ائمه را اثبات کند!؟ نمونه دوم روایتی است که همین روزها از یکی از تلویزیونهای افراطی شیعه خوانده شده است. مضمون آن این است که امام زمان که ظهور می کنند به انتقام پهلوی شکسته مادرشان، جنازه خلیفه اول و دوم را از خاک بیرون کشیده آتش می زنند! روایت در اکمال الدین صدوق و سند آن بر مبنای مشهور لابأس به (بدون اشکال) است، که مبنای مشهور مورد قول نگارنده نیست. اما به لحاظ دلالت آیا این روایات و مشابهات آن با مبانی دینی و مذهبی و مسلمات قرآنی سازگار است؟ آیا بعد از چند هزار سال چیزی باقی مانده که قابل سوزاندن باشد؟! آیا این منش قائم آل محمد رسول رحمت است؟ لعن و سبّ خلفای راشدین، امهات مؤمنین و عشره‌ی مبشره از صحابه مندرج در ناکثین جمل (علیرغم خطاها و ظلمشان) در زمان حاضر مجاز نیست.
نقد اظهارات آقای محمد مؤمن قمی فقیه شورای نگهبان درباره‌ی کتابهای ابتذال مرجعیت شیعه و فراز و فرود آذری قمی