کتاب جدید محسن کدیور تحت عنوان «دغدعه‌های حکومت دینی» منتشر شد.
کتاب«دفترعقل» که شامل مجموعه مقالات فلسفی- کلامی آقای کدیوراست، بتازگی توسط انتشارات اطلاعات و درتیراژ3150 نسخه منتشر شده است.
اگر ولی فقیه جزء حکومت دینی است چگونه نهاد دیگری میتواند برای ولی فقیه نظارت کند؟ ولی فقیه بواسطه ملکه راسخۀ عدالت و علم و تقوی ( آنهم نه در سطح معمولی بلکه در سطح بالا) دارای نوعی مصونیت از گناه و انحراف است و لذا اسلام او را حاکم و ناظر بر دیگران قرار داده است. حال چه کسی و کدام نهادی میتواند بر فراز ولی فقیه قرارگیرد و بر او نظارت کند؟ آنهم برای اینکه آزادی ضمانت شود و دیکتاتوری پیش نیاید!
دهند. تجربه بشری نشان میدهد که در هر حکومتی به هر حال، قدرت مطلقه به نحوی وجود دارد، چرا که در غیر این صورت نمیشود واقعاً مطمئن بود که حکومت در قبال بحرانها بتواند راه گشا باشد، حافظ امنیت باشد، حافظ انسجام باشد، حافظ منافع ملی باشد و از این قبیل.
موارد زیر را بعنوان امتیازات آن بیان کرد: الف: مراجعه به منابع دست اول مربوط به هر نظریه؛ ب: تبین مراحل چهارگانه تطور فقه سیاسی شیعه و دسته بندی نظریات مختلفی که فقهای شیعه از گذشته تا کنون- درباب حکومت داشته اند. ج: بررسی نظریات با شیوه تحلیل انتقادی و مقایسه‌ای. د: وسعت قلمرو تحقیق و منابع آن.
آیا واقعاً این جفا نیست که ما شخصیت و رهبری استثنایی و منحصر به‌فرد حضرت امام (ره) را با لنین و مائوی کمونیست یا گاندی بت پرست مقایسه کنیم و آن را از اختصاصات انقلاب ندانیم؟
ادعای آن نامه این یک جمله است که مبانی امام در آن مقاله بطور صحیحی ارائه نشده است و «نویسنده مقاله برای اینکه بتواند، برداشت خود را انسجام بخشد (به ادعای خود)، اولا ً: بخشی از مبانی حضرت امام را «حذف» کرده است، وثانیا: مطالب دیگری را به مقدمات و مبانی نظریه حضرت امام در ولایت فقیه، اضافه کرده است.
با کدام ملاک دینی می‌توان پذیرفت که صرف جهت گیری کلی حکومت به سوی اهداف دین، می‌توان آن را حکومت دینی مورد رضایت شارع قرار دهد؟
نظر جنابعالی در رابطه با صحبت امام که سالها پس از پیروزی انقلاب اسلامی فرموده‌اند: فقه تنوری واقعی وکامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است و هم چنین «حکومت نشان دهندۀ جنبۀ عملی فقه در برخورد با تمام معضلات اجتماعی، سیاسی و نظامی و فرهنگی است» چیست؟
آیا اینکه اجازه ندهیم علمای بزرگ و دانشمندان حوزه در انتخابات به عنوان حضور در صحنه سیاسی شرکت کنند و آنرا معادل «هزینه شدن دین در مسایل روزمره سیاسی» تحلیل کنیم، از مختصات جامعه مدنی است؟! آیا مفهوم قانونمداری در جامعه مدنی آن است که روحانیت بدون اجازه برخی از به اصطلاح روشنفکران نفس نکشند!؟ چرا باید این حرفها از زبان و قلم یک روحانی تراوش کند؟!