ایشان فرد محققی هستند ولی در این مطالب واقعا غیرمحققانه رفتار کرده‌اند و بین عملکرد امام و سایر مسؤولین و مقامات سیاسی و حوزوی خلط کرده‌اند. سابقه آقای شریعتمداری در تبریز را لحاظ نکرده‌اند که همه اینها را امام تحمل کرد. امام هیچ‌کس را به اندازه آقای شریعتمداری تحمل نکرد. آقای کدیور در نوشته‌هایش غیرمنصفانه و بدون بررسی سابقه مسأله این بحث را باز کرده است. ای کاش فضایی بود که ایشان در ایران بود و آزادانه راجع به این مسأله بحث می‌کردیم. در این جریانات باید آقای ری‌شهری جوابگو باشد چون مسؤول مستقیم بررسی کودتا ایشان بود.
سنت رسول الله (ص) دومین منبع و پس از قرآن کریم مهمترین شاخص اسلام است. شئون پیامبر (ص) را در شش امر می توان خلاصه کرد: یک. پیام رسان وحی الهی (تلاوت آیات)، دو. معلم دین (تعلیم کتاب و حکمت)، سه. اسوه‌ی مومنان (تزکیه)، چهار. زمامدار سیاسی، پنج. قاضی در منازعات و شش. ولایت تکوینی. درک صحیح ایمان و عمل صالح در گرو کتاب و سنت است. سنت به دو طریق روایت شده است: طریق اهل بیت و طریق صحابه و خلفا. شرط اعتبار سنت عدم تعارض با کتاب است. روایات منقول از پیامبر تنها پس از تحقیق سندی قابل انتساب به ایشان است. سه رویکرد به سنت قابل ذکر است: اول. رویکرد ظاهرگرایانه و قالبی (عمل مطلق به ظاهر سنت بدون توجه به اهداف آن)، دوم. رویکرد هدف گرایانه‌ی مطلق، سوم. رویکرد اعتدالی (اهداف شریعت در کنار رعایت قالبها در عبادات و شبه عبادات). سنت پیامبر در حوزه‌ی شریعت دو گونه است: احکام دائمی و احکام موقت و موسمی. گاهی سخنان پیامبر در حد فهم مخاطب اولیه است و زمانی فراتر از فهم او. اما این سخنان همواره در چارچوب فرهنگ زمان و زمین مخاطبان اولیه است. سنت پیامبر در زمان و زمین خود زیبا بوده است. تکرار ظاهر سنت در خارج از زمان و زمین اولیه یعنی خارج از زمینه لزوما زیبا نیست. برای درک و حفظ زیبائی های سنت نبوی چاره ای جز استخراج قواعد و امور کلی و عمومی نداریم. امور فرازمانی و فرامکانی سنت پیامبر امروز هم زیبا و حرکت آفرین است. این گوهرهای زیبا در سنت نبوی چیستند؟ سرخط برخی زیبائهای سنت نبوی را می توان اینگونه معرفی کرد: الف. محمد (ص) پیامبر رحمت بوده است. ب. اخلاق سرلوحه‌ی تعالیم نبوی است. ج. مدارا و سودمندی برای مردم دو سرخط تعالیم نبوی می باشد.
قرآن کریم وحی خدا نازل شده بر قلب پیامبر اوست. قرآن تفسیر محمد (ص) از تجربه‌ی قدسی یا تعبیر او از رؤیاهای رسولانه یا برداشت او از جهان نیست. محمد (ص) رسول خدا و حامل و تابع وحی الهی است نه اینکه قرآن و وحی تابع شخصیت بشری محمد باشد. آیات قرآن دو گونه است: برخی ناظر به حل مسائل عصر نزول و مخاطبان اولیه قرآن است. این دسته از آیات در دیگر زمانها غیر مستقیم روش مواجهه با مسئله را می آموزد. دسته دوم آیاتی است که به طور مستقیم برای همه زمانها و مکانها پیام دارد. این دسته غرر آیات الهی است. زیبائی های قرآن برای انسان معاصر را در این دسته باید جست. آنها که قرآن و اسلام و را زشت نشان می دهند آیات دسته نخست را تعمیم داده به عنوان حکم فعلی اسلام معرفی می کنند. قرآن کتاب هدایت است، کتاب شریعت و سیاست و اقتصاد و ... نیست. کارکردهای زیبای قرآن: الف. سمت و سوی الهی پیدا کردن؛ ب. معنی بخشی به زندگی؛ ج. ضمانت اخلاق؛ د. ارائه‌ی جهانهایی که از دسترس عقل و علم بیرون است: ملکوت، جبروت، آخرت، غیب.
زیبائی‌های آخرت دومین بحث از مجموعه‌ی مباحث «زیبائی‌های اسلام» است. بحث شامل یک مقدمه کوتاه، چهارده سنت زیبای الهی مرتبط با آخرت و خاتمه‌ای مختصر دراحترام به مقام شهید ۲۱ رمضان امام علی (ع) است. آخرت تحقق اعمال دنیای ماست. بهشت و جهنم اخروی را در همین دنیا می سازیم. پاداش و عقاب تجسم حقیقت عمل ماست. در آخرت پرده ها می افتد. همه چیز آن گونه که هست آشکار می شود. خداوند با نزدیک ده راه مختلف رحمت خود را شامل حال بندگانش کرده است، از جمله ضریب یک برای عمل سوء و ضریب ده و بیشتر برای اعمال خیر، پاداش به نیت خیر و عقاب تنها بر عمل شر، بخشش گناهان کوچک حتی بدون استغفار برای آنها که از گناهان بزرگ اجتناب کرده اند، بخشش همه‌ی گناهان با توبه و استغفار، استجابت دعای خیر دیگران درباره‌ی انسان، محو سیئات با حسنات، کاهش یا آمرزش گناهان از طریق بلایا و بیماریها در طول زندگی یا زمان مرگ، احتمال شفاعت پیامبر در مراحل انتهایی آخرت، مجازات موقت و نه دائمی برای موحدان سیاهکار.
تشیع روایت اهل بیت پیامبر(ص) از اسلام است: اسلام نبوی به روایت علوی. پیامبر در حد امکان منزلت اهل بیت خود را با اصحابش در میان گذاشت. البته در اهمیت امر امامت غلو هم شده است. پیامبر (ص) و ائمه انسانهایی متقی، مهذب، مخلَص، طاهر و مزکی بوده اند و هرگز معصیت خدا نکرده اند. پیامبر در امر دین هرگز خطا نکرده است. ائمه نیز در تعلیم آنچه از پیامبر مستقیما یا بواسطه‌ی پدران خود فراگرفته بودند امانتداری کرده اند. اعتقاد شیعیان به ائمه بیش از اعتقاد حنفیان و شافعیان به پیشوایان فقهی خود است. ما ایشان را بعد از خدا و رسول «منبع معرفت دینی» می دانیم. یعنی معارف دینمان را با روایت و تفسیر ایشان از سنت پیامبر و قرآن کریم اخذ کرده ایم. امامان ما روایت گران معقول ترین، عارفانه ترین، عادلانه ترین و اخلاقی ترین تفسیر از اسلام نبوی بوده اند، به علاوه خود در منش و روش اسوهای عملی ما هستند.
زیارت جامعه‌ی کبیره خبر واحدی است که در مجموع یک سند بیشتر ندارد و یقینا متواتر نیست. این روایت نهایتا حسنه (نه موثقه و صحیحه و معتبره) است. اگر کسی برخی مبانی غیرمسلم رجالی از قبیل توثیق رجال کامل الزیارات و توثیق مشایخ صدوق و توثیق به دلیل کثرة روایات را باور داشته باشد سند «لابأس به» می شود. حتی اگر چنین سندی در مباحث فرعی فقهی «لابأس به» یا فرضا «معتبره» هم محسوب شود، از آنجا که مضمون روایت اعتقادی است، و در مباحث اعتقادی دلیل قطعی از قبیل خبر متواتر نص لازم است، تنها به مفادی از این روایت می توان استناد کرد که به وسیله ادله‌‌ی قطعی دیگری تایید شده باشد. به عبارت دیگر این خبر واحد با چنین سندی در امور اعتقادی پذیرفته نیست. بحث در اکثر مفاداین زیارت است که مبتنی بر اندیشه‌ی «غلات مفوّضه» است، اندیشه ای که بتدریج از حوالی قرن چهارم به بعد به اندیشه‌ی غالب در جامعه‌ی شیعی تبدیل شدند. در واقع بحث اصلی در ولایت تکوینی ائمه و تفویض کار جهان و انسان به ایشان است البته به اذن الله. غلات مفوضه (و متصوفه و عرفا در حق اقطابشان) به چنین ادنیشه ای باور دارند.