لعن دشمنان اهل بیت و ظالمین به طور عام و لعن بنی امیه و باغیان و قاتلان به طور خاص مجاز و بلااشکال است. لعن خلفای راشدین، امهات مومنین و عشره‌ی مبشره از صحابه مندرج در ناکثین جمل (علیرغم خطاها و ظلمشان) در زمان حاضر مجاز نیست، به دلیل اینکه اولا استناد لعن ایشان به ائمه‌ی اهل بیت (ص) در ادله‌ی معتبر قابل اثبات نیست، ثانیا بر فرض اعتبار چنین روایاتی بنا بر تقیه‌ی مداراتی شیعه به تعلیم اولیاء خود مجاز به لعن بزرگان اهل سنت نمی باشد. با حفظ احترام به جای لعن نقد منصفانه مجاز و مستحسن است.
غلات مفوضه بر این باورند که خداوند کار عالم و آدم را به چهارده معصوم تفویض کرده است. به حساب بندگان رسیدن در شب قدر از جمله امور تفوض شده و بخشی از ولایت تکوینی ائمه در این رویکرد است. نص کتاب انحصار رسیدگی به پرونده‌ی آدمیان توسط خداوند است و لاغیر. در شب قدر و غیر آن حساب آدمیان توسط خداوند تقدیر و ارزیابی می شود و هیچ بشری در این امر الهی دخالتی ندارد.
آیات ۱۱ و ۱۲ سوره‌ی نساء درباره ارث مطلق هستند، تقیید اطلاق به نظر شیعه: سهم دختر یا خواهر در صورت وحدت یک دوم و در صورت تعدد دو سوم است اگر سهام با ماترک مساوی باشد، در غیر این صورت نقصان سهام از ماترک یا ازدیاد سهام از ماترک مابه التفاوت سهام و ماترک از سهم دختر یا خواهر (یا دختر و خواهران) کم یا به سهم آنها اضافه می شود. مستند تقیید فوق از نظر شیعه روایات مستفیضه یا متواتره‌ای است که امام باقر (ع) از صحیفه‌ی فرايض به املاء رسول الله (ص) به خط علی بن ابی طالب (ع) نقل می کند و حاصل آن نفی عول و تعصیب است. مستند نظر اهل سنت اجتهاد جناب عمر بن خطاب خلیفه‌ی دوم است.
مردم مجازند که هر حکومتی از جمله جمهوری سکولار دموکراتیک را برای خود انتخاب کنند و هیچکس اخلاقا و شرعا مجاز به تحمیل حکومتی خلاف عقیده آنها با زور نیست. من در مقالات و سخنرانی ها و مصاحبه های متعددی برتری جکومت سکولار دموکرتیک را بر حکومت دینی و عدم امکان برقراری تئوکراسی (theocracy) / حکومت دینی را اثبات کرده ام.
شرط صحت روزه‌ی زن پاک بودن از حیض و نفاس در تمام طول روز است. استمناء از مبطلات روزه‌ی مرد است، اما احتلام (خروج منی غیر اختیاری) مبطل روزه شمرده نشده است. دلیل هر دو روایاتی معتبر از پیامبر (ص) است. عبادات تعبدی و توقیفی هستند نه تعقلی. قیاس در احکام فقهی باطل است. اینکه احتلام غیر ارادی مرد مبطل روزه نیست اما حیض ونفاس غیرارادی زن هست، یا نماز حائض و نفساء قضا ندارد اما روزه آنها قضا دارد قیاس باطل است. به این نکات زمانی امکان استناد بود که ما به فلسفه احکام دسترسی داشتیم. عقل آدمی از دستیابی به جزئیات احکام عبادات ناتوان است.
انتظار احادیث فراوان از بانویی که در عنفوان جوانی از دنیا رفته است انتظاری ناصواب است. اما ایشان علیرغم عمر کوتاهشان در همان خطبه ای که در حضور مهاجرین و انصار در مسجدالنبی ایراد کرده حق مطلب را ادا کرده است. این خطبه از خطبه های معروف و مشهور صدر اسلام است که در كتابهاي مختلف سنی و شیعه با سندهاي گوناگون نقل شده است. نخستین ناقلان خطبه عالمان اهل سنت هستند. در اواسط قرن سوم برای اولین بار ابن طیفور این خطبه را در بلاغات النساء نقل کرده است. در نیمه اول قرن چهارم دو عالم دیگر اهل سنت یعنی ابوبکر جوهری در السقیفة و فدک و ابن وشاء در الفاضل في صفة الادب الكامل آنرا روایت کرده اند. عالمان شیعی در نیمه دوم قرن چهارم این خطبه را در کتب خود آورده اند.نقلهای شیعی اضافاتی بر نقلهای سنی دارد. بحث در این گونه عبارات است و الا اصل خطبه بویژه با عبارات مشترک در منابع اقدم فریقین در حد دیگر وقایع تاریخی منقول در کتب سیر و مغازی غیرقابل انکار است.