رسالت پیامبر تحول در جان آدمی است. تشویق او به رنگ خدا درآمدن است. آشنائی با مبدء و معاد است. خود را در معرض آزمایش الهی یافتن است. تعلقات دنیوی را بازی و سرگرمی دانستن و خود را مهیای زندگی جاوید کردن است. تقوی پیشه کردن و کسب رضوان اوست. پیامبر نیامده است تا دین را به جای عقل و علم و عرف بنشاند. پیامبر نیامده است تا به ما سیاست و اقتصاد و حقوق و صنعت و کشاورزی و علوم انسانی و علوم اجتماعی بیاموزد. در عین این که پیام او همه‌ی این عرصه ها را متأثر می کند. رسالت پیامبر معنی بخشی به زندگی است. ضمانت اخلاق است. ارائه‌ی جهانهایی است که از دسترس عقل و علم بیرون است: ملکوت، جبروت، آخرت، غیب.
در زمان درگذشت چندین امام مشخصا بعد از امام ششم اماراتی بر خلاف دیدگاه نصب الهی ائمه حتی در میان نزدیک ترین اصحاب امام متوفی دیده شده است. تعداد امامان در نظریه‌ی رایج ائمه‌ی معصومین دوازده است، اما در نظریه‌ی علمای ابرار بحثی از تعداد امامان به میان نیامده است تا نوبت به بحث از امامت افراد خردسال برسد.در مورد هشت امام نخست می توان گفت نص بر اساس علوم اکتسابی صورت گرفته است. از چهار امام باقیمانده اطلاعات کافی در دست نیست تا نفیا یا ثباتا قضاوتی شود.اگر امامت از اصول اعتقادی باشد، مسئله تعبدی و تقلیدی نیست، دائرمدار وجود اطلاعات معتبر کافی برای تحقیق و ایمان آوردن است. نبود اطلاعات معتبر کافی معنایش این است که الزام دینی بر ایمان به چنین مقولاتی نیست.
سجده در نماز بر تربت حسینی مجاز است، اما دلیل معتبری بر استحباب آن در دست نیست. خاکی که به صورت مُهر در سجده‌ نماز استفاده می شود می باید مطلقا از هر نقش و نوشته‌ای خالی باشد. سجده بر فرشهای رایج در مساجد و منازل مجاز است. افضل سجده بر خاک و زمین و در درجه بعدی فضیلت سجده بر رستنیهای غیرماکول و غیرملبوس است.
بلوغ موضوعی طبیعی و عرفی است، و از حقایق شرعیه محسوب نمی‌شود. نشانه‌ی بلوغ در پسران احتلام، و در دختران قاعدگی (حیض) است. سن از نشانه‌های تعبدی بلوغ نیست، در شرائط جغرافیایی مختلف، شرائط فرهنگی متفاوت و افراد سن بلوغ جنسی تفاوت می‌کند. سنین مذکور در روایات از مختصات زمان و مکان صدور آن روایات است و قابل تعمیم به شرائط دیگر جغرافیایی و فرهنگی نیست. فقهای امامیه در زمینه‌ی سن بلوغ دختران بین قاعدگی و سن خاص چهار قول اختیار کرده‌اند: عدم تعیین سن خاص و اکتفا به قاعدگی، ۹ سال قمری، ۱۰ سال قمری، ۱۳ سال قمری. فقیهان در مورد بلوغ پسران در یکی از دو علامت احتلام و رسیدن به ۱۵ سال قمری نسبتا هم‌داستان هستند. به نظر من علامت بلوغ جنسی پسران احتلام، و علامت بلوغ جنسی دختران قاعدگی است. سن مکلف سالم در امر بلوغ جنسی موضوعیتی ندارد. بلوغ اقسامی دارد و در همه‌ی امور از قبیل امور جنسی، عبادی، جزائی، اقتصادی، سیاسی و غیر آن لزوما یکسان نیست. بلوغ با بلوغ جنسی آغاز می‌شود. بلوغ عبادی یا سن تکلیف همان بلوغ جنسی است. بلوغ در امور اقتصادی و سیاسی یا امور جزایی و کیفری امری عرفی است، و بعد از بلوغ جنسی رخ می‌دهد. عقلا در این حوزه‌ها سن را ملاک دانسته‌اند. در دوران ما بلوغ در امور اقتصادی، سیاسی و کیفری حداقل ۱۸ سال تمام شمسی است.
قرآن کتاب قانون نیست، اما می تواند منبع قانون باشد. کتاب قانون یعنی مُرّقانون عینا در آن هست و مثلا کتاب قانون مجازات اسلامی که ماده فلان آن درباره بهمان جرم است. اما منبع قانون یعنی با در نظر گرفتن متن و زمینه و روح قانون و غرض قانون گذار کشف کرد که مثلا هدف قانونگذار از مجازاتها بازدارندگی بوده و بهترین شکل بازدارندگی در آن زمان چنین شکلی بوده و امروز طرق دیگری برای بازدارندگی هست که در گذشته متصور نبوده است.
در جوامعی که زن و مرد هر دو خارج از خانه کار می کنند و زندگی مشترک عملا با درآمد هر دو می چرخد و درآمد مرد به تنهایی کافی نیست، نفقه را منحصرا بر عهده‌ی مرد دانستن قابل دفاع نیست. آری نفقه دوران بارداری و شیردهی و زمانی که زن به نگاهداری و تربیت فرزندان می گذراند و نیز در صورت جدایی در دوران حضانت به عهده‌ی مرد بودن منطقی است. به عبارت دیگر نفقه حکم تعبدی نیست و معلول درآمدزایی کار هر یک از اعضای خانواده است. در صورتی که زن خارج از خانه کار نکند نفقه به عهده مرد خواهد بود.