در دوره تابستان در موسسه طلوع، استاد تبرائیان به بحث راجع به ولایت فقیه و مرجعیت استراتژیک و پاسخ به کتابها و مطالب افرادی چون کدیور خواهند پرداخت.
عالم قبر همان عالم برزخ است و با مرگ آغاز می شود. از آنجا که غالبا شب اول مرگ با شب اول قبر یکی است به آن شب اول قبر اطلاق شده است. اصل سوال توسط دو ملک (نکیر و منکر) در ابتدای برزخ در روایات فراوانی وارد شده است. اما جزئیات آن سوالات اتفاقی نیست و جای بحث دارد. بسیاری از نکات عالم برزخ به زبان نمادین است و متناسب با عقلانیت مخاطبان اولیه تشریح شده است.
جراحی زیبائی به هر دلیلی اگر برای بدن ضرر نداشته باشد و به لحاظ پزشکی مجاز باشد و موازین دینی در زمان جراحی رعایت شود، به خودی خود منع شرعی ندارد.
عدم تغییر گروهی از سلولها در طول زندگی معنایش «بقای آنها بعد از مرگ آدمی» نیست. کدام دلیل زیست شناسی اثبات کرده است که بعد از دفن شدن انسان اینگونه سلولهای عصبی و مخطط عضلانی نمی پوسند و پس از حشر آدمی با همین سلولهای بدن دنیویش محشور می شود!؟
کدیور می‌گوید: «مجازاتهای شرعی باید در دادگاه صالح اثبات بشود. مگر ممکن است که حکمی را محرمانه و غیرعلنی آن هم از دادگاه غیر رسمی صادر کرد؟» قاضی می‌تواند غیابا متهم را محاکمه کند ولی اجرای علنی حکم در هیچ کجای قانون یا فقه ذکر نشده بلکه بر عهده حاکم است و می‌تواند غیرعلنی بودن مجازات را دستور دهد. در مورد لازم اگر رهبر تشخیص دهد که مصلحت در محاکمه غیابی یا علنی‌نکردن حکم یا غیرعلنی اجرانمودن رأیی باشد قاضی و مجری خلافی نکرده‌اند و کارشان منطبق با قانون می‌باشد.
دشوار است که موضع منقول از سلیمان در قبال ملکه‌ی سبا را موضع ثابت اسلام در قبال دیگر باورها بدانیم. حتی اگر چنین هم بوده باشد با اصل محکم «لا اکراه فی الدین» منسوخ شده است.
کتاب «مجازات ارتداد و آزادی مذهب: نقد مجازات ارتداد و سب‌ّالنبی با موازین فقه استدلالی» عهده‌دار دو امر ایجابی و سلبی است. به لحاظ ایجابی اثبات آزادی مذهب مشخصا اولا آزادی خروج از مذهب (خروج از اسلام و انتخاب دین دیگر یا بی‌دین شدن) همانند آزادی انتخاب اولیه‌ی مذهب، و ثانیا آزادی انکار نظری و عدم التزام عملی به هر یک از اصول و فروع تعالیم اسلامی اعم از ضروریات و امور اجماعی و غیر آنها بدون هرگونه مجازات دنیوی را دنبال می‌کند. به لحاظ سلبی موارد مشخص زیر مدّ نظر است: اول. نفی مهدورالدم بودن مرتد و سابّ‌النبی، دوم. نفی هرگونه مجازات دنیوی ارتداد به قول مطلق، سوم . نفی مجازات اعدام و دیگر مجازاتهای سنگین از سابّ النبی. سبّ و اهانت به باورهای دینی به عنوان گفتار نفرت‌زا از طریق محکمه‌ی صالح قابل پیگیری است.
این مقدّمه شامل چند قسمت به‌شرح زیر است: یک. چکیدۀ کتاب؛ دو. مجازات شدید مرتدّ و سابّ‌النبی در فقه فریقین؛ سه. نخستین تأملات نویسنده در مجازات مرتد؛ چهار. آراء متأخر استاد آیت‌الله منتظری دربارۀ ارتداد؛ پنج. تشریح آراء متأخر استاد توسط مرحوم احمد قابل؛ شش. رأی مختار نویسنده در نفی مجازات ارتداد و سبّ‌النبی؛ هفت. آزادی انتقاد از باورهای دینی همراه با ممنوعیت «گفتارهای نفرت‌زا»؛ هشت. «خفقان مذهبی» آن‌روی سکۀ استبداد دینی؛ نُه. کتاب «مجازات ارتداد و آزادی مذهب» در یک نگاه؛ ده. محدودیت‌های تحقیق و پرسش‌هایی برای آینده. قتل فجیع کسروی و رافق‌تقی و فتاوای قتل رشدی و تقی را باید علناً محکوم کرد تا شاهد تکرار این فتاوی که حاصلی جز وهن اسلام ندارد نباشیم.
خداوند قهّار را شکرگزاریم که دست انتقام حضرتش از آستین غیور مردان مسلمان ظاهر گردید و فرد خبیثی را که به ساحت مقدس اسلام و نبی مکرم اهانت می‌کرد، به جهنم فرستاد. بدون تردید کسی که این حکم الهی را جاری و دل مسلمین را شاد ساخت، نزد خداوند اجر و پاداش بزرگ خواهد داشت.
من از کشته شدن این شهروند بی ادب آذری نه تنها شادمان نیستم، بلکه از قتل فجیع و ناجوانمردانه او بنام اسلام و تشیع و مرجعیت و فتوا شرمنده ام. هر چند آثار او آکنده از اهانت و اسائه ادب به ساحت پیامبر (ص) و اسلام هم باشد. ما پیرو اولیائی هستیم که اسوه اخلاق و کرامت و رحمت بوده اند. تجدید نظر در مبانی انسان شناسی، جهان شناسی، معرفت شناسی، اخلاق و تفسیر متن اثبات می کند که اجتهادی که نتیجه آن صدور چنین فتاوایی باشد چیزی جز تکرار سخن گذشتگان «خارج از زمینه و زمانه» آنها نیست و نامش هر چه باشد، نتیجه اش اجتهاد مدرسه اهل بیت (ع) نیست.