دموکراسی

مصاحبه تحلیلی

ایران در جنگ پیروز شد، اما با بهایی سنگین

آمریکا و اسرائیل در تحقق دو هدف اصلی خود از جنگ علیه ایران ناکام ماندند، نه سرنگونی نظام محقق شد، نه تغییر بنیادینی در رفتار آن رخ داد. جنگ به تقویت انسجام داخلی ایران انجامید و روند اصلاحات دموکراتیک را به‌تأخیر انداخت. ایرانیان خود را در برابر انتخابی اجباری یافتند، میان دفاع از تمامیت ارضی کشور یا پیگیری مطالبات خود برای حاکمیت قانون و آزادی‌ها. اکثریت گزینه نخست را برگزیدند و دومی را به تعویق انداختند. ریشه تنش کشورهای خلیج فارس و ایران، پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه است.

مصاحبه تحلیلی

تمدن ایران لقمه گلوگیری است که متجاوزان طمع‌کار را خفه خواهد کرد

مذاکره جای بده و بستان، و تحصیل مطالبات بیشتر به نفع منافع ملی است. “مسئله ایران” دو جنبه دارد: ۱) استقلال، تمامیت ارضی، پیشینه تمدنی و فرهنگی، زیرساخت‌های خدماتی، اقتدار قوای مسلح کشور، و صنایع خودکفای غیرنظامی و نظامی. هرگونه تفسیر انحصاری این دفاع جانانه به نفع نظام سیاسی مستقر مغالطه است. ۲) حاکمیت قانون، عدالت اجتماعی، آزادی‌، دموکراسی و رضایت‌مندی مردم، رعایت مطلق منافع ملی و تقدم آن بر هر تلقی فراملی. بخش بزرگی از مردم ایران در این جنبه، مطالبات انباشته‌شده‌ای دارند که با تلقی حاکمیت زاویه دارد.

مصاحبه تحلیلی

چشم‌اندازی برای آینده ایران

کدیور نقدی نادر و از درون ارائه می‌دهد: هم در برابر امپریالیسم آمریکا و تجاوزگری اسرائیل می‌ایستد، و هم اقتدارگرایی جمهوری اسلامی را از دل الهیات شیعه به چالش می‌کشد. او مسیر زندگی خود را بازمی‌گوید — دستگیری‌اش هم در دوران شاه و هم در دوران جمهوری اسلامی — و توضیح می‌دهد که چگونه وعده انقلابی آزادی، دموکراسی، و عدالت تنها به‌گونه‌ای ناقص محقق شد. این گفتگو نگاهی ژرف است به اینکه چگونه قدرت، دین، شخصیت‌ها، و رقابت چشم‌اندازها در هم تنیده شده‌اند تا ایران را به آنچه هست تبدیل کنند.

مصاحبه تحلیلی

بربریت مدرن «بازگشت به عصر حجر»

این جنگ بیش از آن‌که علیه جمهوری اسلامی باشد، علیه مردم ایران، تمامیت ارضی کشور، تمدن و فرهنگ آن بود. تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران جنگ بربریت مدرن علیه مردمی و کشوری است که از تسلیم شدن در برابر زور عریان، بی‌قانونی و بی‌عدالتی سر باز می‌زنند. این جنگ تأثیری بسیار منفی بر جنبش دموکراسی‌خواهی و آزادی‌طلبی مردم ایران داشته و آن را تا آینده نامعلومی به تعویق انداخته است. ایرانیان با قاطعیت از میهن خود دفاع می‌کنند، در حالی که همچنان منتقدان سرسخت نظام حاکم باقی می‌مانند.

مصاحبه تحلیلی

جنگ بنیادگرایی دینی را در سراسر جهان تقویت خواهد کرد

«خبرنگاران از من می‌پرسند درباره شکست جمهوری اسلامی چه فکر می‌کنید؟ و من به آن‌ها می‌گویم: شما درباره شکست دموکراسی لیبرال در آمریکا چه فکر می‌کنید؟!» ایرانیان اکنون بیشتر از گذشته از جمهوری اسلامی، و قوای مسلح مدافع خاک وطن حمایت می‌کنند. ایران آماده‌ترین کشور برای دموکراسی در خاورمیانه است. هرچند جنبش دموکراسی و آزادی ایران آسیب بسیاری دیده است. کشور توسط سپاه پاسداران اداره می‌شود، نه توسط رهبر سوم. این تجاوز نظامی تندروهای ایرانی و سپاه را تقویت کرده است. نتانیاهو و ترامپ بنیادگرایی را در جهان گسترش می‌دهند.

یادداشت

عبدالعزیز ساشادینا منادی اسلام رحمانی

پروفسور عبدالعزیز ساشادینا استاد تانزانیایی مطالعات اسلامی در دانشگاه‌های ویرجینیا و جورج میسون، از اساتید مجرب شیعه جعفری، صاحب تالیف‌های متعدد، منادی اسلام رحمانی، و خطیب زبردست مجالس شیعیان غرب، در سن ۸۳ سالگی دار فانی را وداع گفت. تحقیقاتش در چند زمینه برجسته است: نسبت اسلام با دموکراسی، حقوق بشر، کثرت‌گرایی، و همزیستی مسالمت‌آمیز با ادیان ابراهیمی. ساشادینا انسانی بااخلاق، مسلمانی مؤمن، شیعه‌ای صادق، و متفکری نوسنتی بود. چند دهه بین سنت و تجدد در فرهنگ‌های مختلف رفت وآمد کرد و در نهایت سنت را برگزید و آرام گرفت.

ترجمه عربی

انتشار ترجمه عربی مجموعه مقالات کدیور در نقد ولایت فقیه

پنجمین ترجمه عربی کتابهای کدیور حاوی ترجمه ده مقاله درباره ولایت فقیه است: فقاهت و سیاست؛ تولد ولی فقیه: تبارشناسی نظریه‌ حکومت در تشیع؛ انديشه سياسی آخوند خراسانی؛ چرا آخوند خراسانی به حکومت اسلامی باور نداشت؟ از مشروطه سلطنتی تا جمهوری ولائی؛ قلمرو حكومت دينی از ديدگاه آیت‌الله خمينی؛ آن مسائل بالاتر! حدود اختیارات ولایت فقیه همان حدود اختیارات خداوند است؛ شرع شورای نگهبان در برابر قانون مجلس؛ ولايت فقيه و مردم‌سالاری؛ اسلام و دموكراسی، سازگاری یا ناسازگاری؟ افسوس که کتاب به زبان اصلی در کشور خودم امکان انتشار ندارد.

یادداشت

بازخوانی تجارب بین المللی رویارویی اقتدارگرایی و دموکراسی

گذار از اقتدارگرایی دینی به دموکراسی کاری تخصصی است و نیازمند استفاده از دانش آکادمیک و تجارب موفق و ناموفق دیگر کشورها. دانش دینی و فلسفی پاسخگوی این پرسشهای ستبر نیست. تلاش برای برقراری نظامی دموکراتیک از خواسته‌های اصلی بسیاری از جوامع در جریان پویش‌های یک قرن اخیر بوده‌است. رسیدن به این خواسته از یک سو نیازمند بازخوانی موفقیت‌ها و شکست‌های بومی در رویارویی اقتدارگرایی و دموکراسی است، و از سوی دیگر نیازمند مطالعه‌ی تجربه‌های جوامع مختلف و حرکت‌هایی است که توانسته‌اند گذار به دموکراسی را با موفقیت طی‌ کنند.

سخنرانی

موانع تحقق جدایی نهاد دین از دولت

جدایی نهاد دین از دولت هم به نفع دین است، هم به نفع دولت. جدایی نهاد دین از دولت در ایران معاصر با حداقل پنج مانع معرفتی مواجه است: بی توجهی به عرفی بودن و دینی نبودن سیاست؛ تلقی نادرست از کمال دین و تعالیم اجتماعی اسلام؛ سوء تفاهم درباره حکومت رسول خدا در مدینه؛ سوء تفاهم درباره تعالیم سیاسی امام علی و حکومت علوی؛ سوء تفاهم درباره فقه سیاسی و سیاست قرآنی با دو قرائت اقتدارگرایانه یا دموکراتیک. نه اسلام فقاهتی ملازم اقتدارگرایی است، نه اسلام قرآنی ملازم دموکراسی.

سخنرانی

امکان سنجی فقه سیاسی دموکراتیک

فیرحی از باورمندان «اسلام رحمانی» و تاریخمندی فقه؛ در حقوق اساسی و سیاست هیچ امر تعبدی یا حکم مولوی نیست تا برای تعیین آن سراغ فقه برویم. غفلت پرسش برانگیز از رای متاخر آخوند خراسانی (انکار مطلق ولایت فقیه)؛ مغالطه سهمگین: تطبیق حق (مقابل حکم) بر حق در امر سیاسی (مقابل تکلیف)؛ استعاره اصلی آقای خمینی در بحث ولایت فقیه استعاره محجوریت نه قضا؛ روایت فیرحی از آقای خمینی: فتوشاپی، غیرانتقادی و دموکراتیک؛ پروژه مرحوم فیرحی در مهمترین تالیفش «فقه و سیاست در ایران معاصر»: ارتجاعی و مبتلا به تناقض بنیادی.

مقاله

نواندیشی دینی و خردورزی‌های شخصی

چکیده: آیا گوهر لیبرالیسم سیاسی “حق ناحق بودن” است؟ آیا در نظام دموکراتیک سکولار قانونگذاری الزاما مقید به داشتن مبانی عقلی مستقل از دین است؟ آیا در نظام دموکراتیک سکولار فعالیت احزاب اسلامی و تشکیل دولت (قوه مجریه) توسط مؤمنان مطلقا ممنوع است؟ آیا برای به رسمیت شناخت حقوق اساسی بشر از جمله اقلیتها خصوصا دگرباشان جنسی می توان به اسناد بین المللی حقوق بشر بی اعتنایی کرد؟ تلقی ابتنای لیبرالیسم سیاسی بر حق ناحق بودن علاوه بر ذهنی و شخصی بودن، فقدان معنی محصل در ساختار حقوقی جامعه، عدم شمول نسبت به بسیاری ساحتهای اجتماعی، یک «تلقی حداکثری» از ساختار سیاسی لیبرال است که تناسبی با لیبرالیسم سیاسی در بستر تاریخی ندارد. با تبیینهای رمانتیک نمی توان کسی را متهم به خروج از دائره این مفاهیم کرد. قانون مصوب اکثریت با رعایت حقوق اساسی اقلیت هیچ قید دیگری برای اعتبار لازم ندارد. تفحص از پیشینه قوانین مصوبی که دو قید مذکور را رعایت کرده اند لازم نیست. عدم برخورداری از توجیه عقلی مستقل از دین هیچ قانونی را از اعتبار ساقط نمی کند. پیش کشیدن چنین قیودی نقض حقوق اکثریت بر أساس ذهنیات شخصی وعقل گرایی حداکثری است. برای تحقق عملی این شرط یک شورای نگهبان متشکل از فلاسفه اخلاق لازم است که برخوردار از حق نظارت استصوابی باشند تا قوانین دارای سوء پیشینه درون دینی فاقد توجیه عقلی مستقل را وتو کنند! گفته شده در نظام دموکراتیک سکولار مسلمانان مجاز نیستند ولو با برخورداری از رای اکثریت و رعایت حقوق اساسی اقلیت دولت تشکیل دهند. یعنی علاوه بر حکومت قوه مجریه و دولت هم باید سکولار باشد. معنای این سخن ممنوعیت أحزاب اسلامی و به تبع آن محرومیت مومنان از تشکیل دولت است. نظام دموکراتیک سکولار مقید به چنین قیدی نیست.
نخستین سند سازمان ملل متحد درباره دگرباشان جنسی قطعنامه مورخ ۱۷ نوامبر ۲۰۱۱ مصوب شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد است. حقوق مصرح در این قطعنامه به دو دسته تقسیم می شود: الف. نفی هرگونه مجازات و خشونت نسبت به افراد به دلیل گرایش یا هویت جنسی متفاوت (جرم زدایی)؛ ب. تساوی در کلیه حقوق مطلقا منهای امور جنسی. در مورد مناسبات جنسی که کانون اصلی اختلاف بین موافقان و مخالفان بوده عمدا تصریح نشده و به عمومات و اطلاقات اکتفا شده است. آنچه در این قطعنامه تصریح شده است به عنوان حقوق اساسی بشر قابل پذیرش است. اما مواردی که به صراحت نیامده در زمره حقوق اساسی بشر محسوب نمی شود و درباره آن اختلاف نظر اساسی وجود دارد. مباحث اخلاقی شرط لازم مباحث حقوقی است اما نه شرط کافی. نباید در اهمیت تحلیلهای اخلاقی مبالغه کرد و خود را از تحلیلهای حقوقی بی نیاز دانست. میزان تاثیر مباحث حقوقی در تعیین تکلیف حوزه های عملی چندین برابر تحلیلهای اخلاقی است. اینکه امری از حوزه اخلاق تحلیلی به عرف حقوقی تبدیل شود گاهی دهه‌ها طول می کشد. برای تبدیل تحلیلهای عقلی فردی به عرف حقوقی باید صبور بود و قواعد بازی حقوقی را پاس داشت. از اباحه اخلاقی سمت و سوی سیاسی در نمی آید.
اگر فقیهی بپندارد همه مسایل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی نظامی راه حل فقهی دارد (که نظریه رسمی جمهوری اسلامی ایران است)، چرا که کلیه افعال بشر مشمول یکی از احکام خمسه تکلیفی است! چه فرقی دارد با اینکه اهل فلسفه اخلاق بپندارد همه مسایل جهان از سیاست، اقتصاد، فرهنگ و غیره راه حل اخلاقی دارد، چرا که اخلاقی بودن شرط لازم جواز هر فعلی است! شروط کافی این شرطهای لازم به قدری فراخ اند که اثبات این شرطهای لازم چندان دردی را دوا نمی کند. کلیدی که با آن همه قفلهای دنیا باز شود وجود ندارد. اخلاق تحلیلی هم چنین شاه کلیدی نیست. به نظر کدیور هر آنچه به تصویب مجلس قانون‌گذاری برسد اعم از اینکه موافق شرع یا مغایر آن باشد، به لحاظ قانونی معتبر و متبع است. هر شهروندی از جمله عالمان دینی به لحاظ قانونی مجازند بر علیه قانون یا سیاست مصوبی که آن را به هر دلیل – از جمله موازین شرع مورد قبول ایشان – نادرست می دانند تبلیغ کنند و افکار عمومی را برای لغو آن از طرق قانونی بسیج کنند. اعتبار قانونی معادل صحت دینی نیست. کدیور نظر صریح خود را مبنی بر عدم تمایل به حضور در حاکمیت و دولت سالها قبل اعلام عمومی کرده است. نه فقیهان سیاستمداران خوبی هستند نه فیلسوفان. کدیور دغدغه هایی مهمتر از سیاست دارد. او هرگز اعتبار و نفوذ احتمالیش را خرج سیاست نخواهد کرد.

مصاحبه تحلیلی

نگرش غالب در میان مسلمانان به سوی دموکراسی خواهد بود

چکیده: علم سیاست علمی سکولار، عرفی و بشری است. اگر مواردی مرتبط با سیاست در کتاب و سنت مشاهده شود صرفا از باب نمونه است و به معنای لزوم اخذ چارچوب، کلیات و جزئیات سیاسی از متون دینی نیست. دموکراسی امری مدرن است. میتوان مسلمان بود و به قرائتی از اسلام سازگار با دموکراسی قائل بود، اما لزوما دموکراسی از کتاب و سنت استنباط نمیشود. در سکولاریسم عدم دخالت دولت در امور دینی شهروندان و برخورداری شهروندان از آزادیهای دینی تضمین میشود. در مقابل دینداران هیچ حق ویژهای در حوزه عمومی ندارند. سیاستهای دولت به عنوان نماینده شهروندان بر اساس منافع ملی تنظیم میشود. اکنون مدلهایی از حکومت سکولار دموکراتیک حداقل در ترکیه و تونس و تا حدودی سنگال و اندونزی قابل مثال است. حکومت سکولار دموکراتیک در میان متفکران مسلمان در حال رشد فزاینده است. نگرش غالب در میان مسلمانان به سوی دموکراسی خواهد بود. طالبان و داعش نماینده اکثریت مسلمانان اهل سنت نیستند، آنها را باید به وهابیون و سلفیها نسبت داد. این گروههای تروریست خشک مغز قشری جاهل یادآور خوارج در صدر اسلام هستند، که مطرود سنی و شیعه بوده و هستند.
موارد شباهت دولت طالبان و داعش با جمهوری اسلامی، هر دو طرف: اولا در دوران مدرن طالب حکومت اسلامی هستند، ثانیا میپندارند احکام شریعتْ قانون چنین حکومتی است. ثالثا شریعت را به جای ارزشهای اخلاقی «نظام حقوقی» میپندارند. رابعا این احکام حقوقی را احکام ابدی فرازمانی و فرامکانی میدانند. خامسا میپندارند بدون إعمال زور و خشونت ایمان مردم حفظ نمیشود! سادسا تمدن غربی را مخالف ایمان اسلامی میپندارند. سابعا در منابع مشترک دینی و فقه فریقین مایههای سوء استفاده و کج فهمی برای خشونت ورزی کم نیست. اما موارد اختلاف طالبان و داعش با جمهوری اسلامی: أولا جمهوری اسلامی برخاسته از یکی از بزرگترین انقلابهای مردمی سده اخیر است که خصلت ضدآمریکایی و ضدصهیونیستی داشت. در حالی که تأسیس هر دو گروه تروریستی طالبان و داعش به دولت آمریکا برمیگردد. ثانیا حضور رهبر کاریزماتیکی در حد بالاترین مقام مذهبی از دیگر شاخصهای جمهوری اسلامی بوده است. ثالثا جمهوری اسلامی یک دولت مستقر مقتدر در منطقه است، در حالی که طالبان و داعش دو گروه شورشی رو به زوال بیشتر نیستند. اگر جریانهای مستقل عدالتخواه و آزادی‌خواه اصیل در میان مسلمانان اهل سنت داشته باشیم، دکان کساد داعش و طالبان و دیگر گروهای تروریستی تخته میشود.

دموکراسی و اصلاح دینی دو پروژه مستقل هستند

گذار به دموکراسی و اصلاح دینی دو پروژه‌ی جدا هستند. اگرچه به دلیل برجسته‌بودن نقش دین در بخش وسیعی از ایرانیان و دعاوی غلیظ مذهبی حکومت ایران گذار به دموکراسی به نحوی از انحاء به بازبینی جایگاه دین در دولت مرتبط می‌شود، اما حتی در چنین جامعه‌ای و این ساختار سیاسی نیز نباید دموکراسی را تابع اصلاح دینی فرض کرد.
در نیم قرن اخیر ایران روشنفکری دینی یا نواندیشی دینی غالبا با اصلاح سیاسی گره خورده است، و این نحوه از اصلاح فکر دینی عملا به تابعی از اصلاح سیاسی فروکاسته شده، و روشنفکران یا نواندیشان دینی را به عقبه‌ی فرهنگی فعالان سیاسی اصلاح‌طلب تبدیل کرده است. این نحوه روشنفکری یا نواندیشی دینی اگرچه برای اصلاح‌ سیاسی منافعی دارد، اما برای اصلاح دینی نه تنها مفید فایده نیست، بلکه کاملا مضر است.

اکثرهم لایعقلون

آیات «ان اکثرهم لایعقلون» یا لایعلمون هیچ ربطی به قراردادهای اجتماعی و دموکراسی ندارند.
ضمیر «هُم» در این آیات علی الاغلب به کافران و ظالمان و غافلان برمی گردد و به نوع انسان راجع نیست. موضوع تعقل یا علم در این آیات اعتقادات و امور ایمانی است از قبیل ایمان به خداوند و آخرت نه امور اجتماعی. در امور اجتماعی قرآن کریم رسول خدا را امر به مشورت با مردم کرده است. اگر اکثر مردم بی عقل و جاهلند از مشورت با آنها چه سود؟!

حکومت سکولار دموکراتیک

مردم مجازند که هر حکومتی از جمله جمهوری سکولار دموکراتیک را برای خود انتخاب کنند و هیچکس اخلاقا و شرعا مجاز به تحمیل حکومتی خلاف عقیده آنها با زور نیست. من در مقالات و سخنرانی ها و مصاحبه های متعددی برتری جکومت سکولار دموکرتیک را بر حکومت دینی و عدم امکان برقراری تئوکراسی (theocracy) / حکومت دینی را اثبات کرده ام.

دموکراسی و اجرای شریعت؟

در تعارض قانون مصوب نمایندگان مردم با احکام شریعت فقیهان عادل و مومنان صالح چاره ای جز آگاه ساختن افکار عمومی ندارند تا خود مردم به سمت اجرای احکام شریعت گرایش پیدا کنند. در غیر این صورت با دست یازیدن به زور و اجبار طریقی نامشروع را برای اجرای شریعت در پیش گرفته اند. فقیهان هیچ حق ویژه ای در حوزه‌ی سیاست ندارند.

منافع ملی و افراط و تفریطهای حاکمیت و مخالفان

منافع ملی می‌باید به طور شفاف توسط نمایندگان ملت با اولویت رفع نیازهای ملی معرفی شود. من و همفکرانم در عین محکوم کردن استبداد دینی در ایران و مخالفت با هزینه کردن بیت‌المال ملت ایران بدون اجازه نمایندگان واقعی ملت در خارج از مرزهای ایران، دفاع سیاسی و دیپلماتیک و بشردوستانه از مظلومان فلسطین و جنوب لبنان و دیگر انسان‌های تحت ستم را وظیفه اخلاقی هر آزادی‌خواهی می‌دانیم. من دفاع از صهیونیسم و سیاست‌های جنگ‌طلبانه دولت اسرائیل را به ضرر صلح و امنیت در خاورمیانه و در نتیجه بر خلاف منافع ملی ایران ارزیابی می‌کنم.
برای ایران امروز یک دموکراسی سکولار با امکان فعالیت احزاب مسلمان و البته غیر مسلمان را مطلوب می‌دانم.

مقاله

اسلام رحمانی

در چهار دهه اخیر در ایران، اسلام با پسوندهای مختلفی استفاده می شود. اسلام انقلابی، اسلام التقاطی، اسلام رساله ای، اسلام فقاهتی، اسلام عرفانی، اسلام سیاسی، اسلام سنتی، اسلام نواندیشانه، اسلام روشنفکرانه، اسلام بنیادگرایانه، اسلام سکولار، اسلام متحجرانه، اسلام مدرن، اسلام ارتجاعی، اسلام مترقی، اسلام لیبرال، اسلام آمریکائی، اسلام ناب محمدی، اسلام نبوی، اسلام اهل بیت، اسلام اموی، اسلام طالبانی، اسلام فاشیستی، اسلام سیاه، اسلام سرخ، اسلام سبز و بالاخره اسلام رحمانی. متن حاضر می کوشد تا اسلام رحمانی را بر اساس مؤلفه هایی دهگانۀ رضایت خداوند، عدالت، عقلانیت، رحمت، اخلاق، کرامت و حقوق انسان، آزادی و اختیار، علم و کارشناسی، دموکراسی و سکولاریسم عینی تعریف کرد.

مصاحبه تحلیلی

جنبش سبز و گفتگوی انتقادی با آمریکا

محسن کدیوردر اول تیرماه سال جاری(بیست و دوم ژوئن) در گفتگویی انتقادی با صدای آمریکا شرکت کرد و دیدگاههای خود را پیرامون  مباحث متعددی از

جنبش سبز و قانون اساسی

جنبش سبز مردم ایران به روایت مولدان و نمایندگان برخوردار از اقبال ملی اش مطالباتی حداقلی و استقامتی حداکثری دارد. این مطالبات در اجرای اصول برجامانده قانون اساسی و تفسیر حقوقی و دموکراتیک دیگر اصول آن خلاصه می شود. این جنبش (تا برگزاری رفراندم) نه قصد تغییر رژیم دارد و نه مطالبه ای فراتر از قانون اساسی جمهوری اسلامی دارد. دموکراسی حداکثری یا سکولاریسم خارج از مطالبات جنبش سبز است. تاب جنبش محدود و توانش مشخص است. تبیین مطالبات بر اساس ظرفیت جنبش شرط خردمندی است.

با اسلام استبدادی می‌ستیزم

محسن کدیور: با اسلام استبدادی می‌ستیزم عنايت فانی برنامه به عبارت دیگر بی‌بی‌سی سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸ محسن کدیور، مهمان برنامه به عبارت دیگر،

فقه استبدادی، فقه دموکراتیک

تقریباً در تمام تحولات تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران، نقش روحانیون برجسته و بعضاً تعیین‌کننده بوده است؛ از انقلاب مشروطیت، نهضت ملی شدن نفت و

رضایت مردم

People’s Consent “All the people of Iran are the owners of Iran” by Ari Siletz 04-Aug-2010 Before his 15 Shaban sermon on the occasion of

من به پشتيباني این ” دولت” توي دهن ” ملت” مي زنم، (انتخابات، اسلام سبز و اسلام سیاه)

در اسلام سیاه، به جای رای گیری و انتخاب، روی بیعت تاکید می‏شود و لذا ما شاهدیم که رسانه‏های دولتی ایران پس از هر انتخابات، شرکت مردم را بیعتی دوباره با نظام می‏خوانند. حال آنکه اسلام سبز سازگار به دموکراسی و حقوق مردم است