مسلمانی در گرو باور به توحید است، اما جزئیات توحید همواره مورد بحث بوده است، و جمعی از عرفا و حکما تفسیری متفاوت از غالب مسلمانان در مورد تشخص خداوند ارائه کرده اند. قائلان به خدای غیرمتشخص مادامی که خود را مسلمان می دانند مسلمانند.
هر که خود را مسلمان بداند و شهادتین را بر زبان جاری کرده باشد مسلمان می دانم. البته مسلمان می تواند فاسق باشد (یعنی تارک عمل صالح) و عامل یا مومن باشد، یعنی اولا شهادتین از زبانش به قلبش جاری شده باشد ثانیا در عملش هم رعایت حداقلی از واجبات و محرمات که در لسان متشرعه به «ضروریات دین» خوانده شده دیده شود.
نجام حج برای فرد مستطیع واجب عینی است. آثار معنوی که انجام مناسک حج بر مومن می گذارد با هیچ عمل دیگری قابل دستیابی نیست. رسیدگی به امور خیریه و کمک به مردم نیازمند را حتما انجام دهید اما نه با مخارج حج! اینکه دیگران از حج شما بهره مادی می برند باعث نمی شود شما خود را از برکات فراوان معنوی حج محروم کنید. وسوسه را کنار بگذارید و در نخستین فرصت عازم خانه خدا و زیارت مرقد رسول الله (ص) شوید
گزاره های اخلاقی مقدم بر دین هستند و بدون باور دینی نیز صحت و اعتبار دارند. دین باید اخلاقی باشد، اما دین غیر اخلاقی هم ممکن است. ادیان ابراهیمی اخلاقی بوده اند، اما در گذر زمان ممکن است برخی احکام آنها به دلیل عدم اجتهاد عالمان دینی غیراخلاقی شده باشند. یکی از وظایف مجتهدان بصیر توجه به مبانی اخلاقی در زمان استنباط احکام شرعی است. امر خلاف اخلاق نمی تواند مشروع باشد. اخلاق می تواند دینی و غیر دینی باشد. اخلاق سکولار هم ممکن است. اخلاق اسلامی یعنی اخلاقی که توسط منابع اسلامی حمایت و تضمین می شود. گزاره های اخلاقی علاوه بر اعتبار عقلی اگر با پشتیبانی خدا و آخرت همراه شوند ضمانت اجرایی بسیار قوی تری پیدا می کنند. خدای اسلام خدایی اخلاقی است و آخرت در باور اسلامی جایگاه بروز نتایج اخلاقی اعمال دنیوی است. هدف بعثت پیامبر اسلام تتمیم فضائل اخلاقی است، هدف بعثت بسط شریعت یا فقه یا ... نیست. هرجا اخلاق نیست، از اسلام نبوی خبری نیست. اسلام دینی اخلاقی است. تتمیم با تأسیس تفاوت دارد. اسلام اخلاق عقلی را با تضمینهای شرعی تکمیل می کند. تبیین فضائل و مکارم اخلاقی از ارشادات نیکوی اسلام است. احکام اخلاقی احکام ارشادی دینی هستند. ایمان و عمل صالح دو جزء اصلی اسلام هستند. عمل صالح فعلی اخلاقی است. مؤمنانه زیستن را تجربه کنیم. جهان دیگر نمی شود مگر جان ما دیگر شود. اصلاح را از خودمان آغاز کنیم. برای اخلاقی زیستن برنامه ریزی کنیم. از الآن!
هیچ مصلحتی بالاتر از رعایت عدالت نیست. امام علی (ع) که برای ما اسوه‌ی جاوید عدالت و رهبری است هرگز در هیچ شرائطی عدالت را فدای مصلحت نکرد. مصلحت از عناصر اصلی سیاست است که مطلقا قابل انکار نیست. اما کشاندن پای مصلحت به حوزه دیانت فاجعه است و شناور شدن موازین دینی را در پی دارد.