خشونت

سخنرانی

اعتراضات و آینده‌ سیاسی

مخالفان جمهوری اسلامی دو گروه‌اند. «اپوزیسیون ملی» با سه اصل بنیادین: عدم مداخلهٔ قدرت‌های خارجی، نفی استبداد داخلی، و گذار مسالمت‌آمیز و دموکراتیک از جمهوری اسلامی. اپوزیسیون بین‌المللی با این اصول: جمهوری اسلامی باید به هر قیمتی سرنگون شود—حتی از طریق مداخلهٔ خارجی، و درگیری مسلحانهٔ داخلی. مردم به‌تنهایی قادر به مقابله با رژیم نیستند؛ مداخلهٔ نظامی خارجی—از سوی اسرائیل یا ایالات متحده—برای بازگرداندن نظام پادشاهی پیشی ضروری است. باید ائتلافی فراگیر از همهٔ گرایش‌های ملی—جمهوری‌خواهان و مشروطه‌خواهان، دینداران و سکولارها، اصلاح‌طبان و اصول‌گرایان —شکل گیرد.

مصاحبه تحلیلی

منتقد صریح جمهوری اسلامی، ترامپ و اسرائیل  

وقتی در ایران بودم، خیلی‌ها به من می‌گفتند: “این‌طور حرف نزن. تو را تحمل نمی‌کنند.” من گوش ندادم. به زندان رفتم. اینجا هم خیلی‌ها به من توصیه می‌کنند: دولت اینجا را نقد نکن، به‌ویژه در مورد اسرائیل. آیا من مجازم همان‌طور که رهبر جمهوری اسلامی ایران را نقد می‌کنم، نتانیاهو و ترامپ را هم نقد کنم؟ نقد صریح کدیور از دولت کنونی، به‌ویژه به‌عنوان یک مهاجر از کشوری که غالباً در تضاد کامل با ایالات متحده تصور می‌شود، در فضای کنونیِ افول آزادی بیان در دانشگاه‌ها، جایگاهی منحصربه‌فرد دارد.

مصاحبه تحلیلی

ایران به ولی فقیه نیازی ندارد

بسیاری از ایرانیان اکنون بر این باورند که جمهوری اسلامی قادر به حل مشکلات بنیادی کشور نیست. در حالی که توافق گسترده‌ای درباره آنچه مردم نمی‌خواهند وجود دارد، اجماعی درباره آنچه می خواهند شکل نگرفته است؛ امری که ضرورت برگزاری یک همه‌پرسی را برجسته می‌کند و آسیب‌پذیری در برابر مداخله خارجی را افزایش می‌دهد. در همه‌پرسی چهار گزینه مطرح خواهد بود: ولایت مطلقه فقیه، جمهوری اسلامی منهای ولایت فقیه، مشروطه سلطنتی، و جمهوری دموکراتیک سکولار. هسته اصلی اعتراضات اخیر اصیل، مردمی، عمدتاً مسالمت‌آمیز و ریشه‌دار در مطالبات مشروع مردم است.

بیانیه های جمعی

محکومیت خشونت و مداخله خارجی، دفاع از اعتراض مردم ایران

این واقعیت‌ که هر اقدام اعتراضیِ دسته‌جمعی به سرانجامی خونین منجرّ می‌شود نشانه‌ای است غیرقابل‌انکار از بحران ساختاری و فقدان مزمن صلاحیّت در حلّ بحران‌ها. مداخله‌ی خشن عوامل اسرائیل در تظاهرات اخیر به‌هیچ عنوان مسئولیت مقام‌های ارشد حکومتی، اطلاعاتی و امنیتی کشور را کم نمی‌کند. مردم حق اعتراض دارند و حاکمان وظیفه دارند امنیت اعتراض‌ ملّت را فراهم کنند. حکومت موظّف است با گشودن مجال برای مخالفت مسالمت آمیز زمینه‌ی شکل‌گیری خشونت را برطرف کند. امروز حاصل بی پناهی، بی مرجعی و زبان‌بریده‌ کردن جامعه را در اعتراضات خشونت‌آمیز می‌بینند.

یادداشت

دفاع از اعتراض برحق مردم ایران

جمهوری اسلامی بعد از جنگ دوازده روزه حتی یک قدم در راستای مطالبات برحق مردم برنداشته و به بهانه مقابله با اسرائیل و آمریکا قصد آن ندارد که ذره‌ای در سیاست‌های منافی مصالح ملی خود تجدید نظر کند. اصل ۲۷ قانون اساسی مبنی بر امکان برگزاری راه‌پیمائی‌های مسالمت‌آمیز بدون هرگونه توجیه برای نخستین بار در تاریخ ایران بعد از انقلاب باید اجرا شود. ضعف مفرط نهادهای امنیتی نظام در شناساسی جاسوسان اسرائیل و عاملان اصلی به اغتشاش‌کشانیدن تظاهرات مسالمت‌آمیز مردم با کشتار فله‌ای تظاهرکنندگان جبران نمی‌شود.

یادداشت

امتیازات وعبرتهای اعتراضات ۱۴۰۱

بازداشت معترضان خصوصا زنان توسط «نیروهای لباس شخصی» ترویج هرج و مرج است. اینکه داعش مستقلا اقدام تروریستی شاهچراغ را مرتکب شده باشد مشکوک است. از حق انتخاب سبک زندگی دفاع می‌کنم. از تحمیل سبک زندگی خود به‌دیگران شدیدا اجتناب کنیم. ما مجاز نیستیم حتی برای مقابله به‌مثل زبان به دشنام و تحقیر بیالائیم. زن بی‌حجاب در کنار زن محجبه حق برخورداری از تمام حقوق شهروندی را دارد. هر روحانی لزوما مدافع نظام نیست. به استنباط این‌جانب، پوشش مو، مثل پوشش روی زنان، شرعا نه واجب است، نه مستجب.

یادداشت

بازخوانی تجارب بین المللی رویارویی اقتدارگرایی و دموکراسی

گذار از اقتدارگرایی دینی به دموکراسی کاری تخصصی است و نیازمند استفاده از دانش آکادمیک و تجارب موفق و ناموفق دیگر کشورها. دانش دینی و فلسفی پاسخگوی این پرسشهای ستبر نیست. تلاش برای برقراری نظامی دموکراتیک از خواسته‌های اصلی بسیاری از جوامع در جریان پویش‌های یک قرن اخیر بوده‌است. رسیدن به این خواسته از یک سو نیازمند بازخوانی موفقیت‌ها و شکست‌های بومی در رویارویی اقتدارگرایی و دموکراسی است، و از سوی دیگر نیازمند مطالعه‌ی تجربه‌های جوامع مختلف و حرکت‌هایی است که توانسته‌اند گذار به دموکراسی را با موفقیت طی‌ کنند.

چالش اسلام و قدرت

پاسخ به نقد کتبی دکتر سروش

ایضاح چالش اسلام و قدرت. نقدهای من محصول بررسی ده میزان علمی مشخص بوده است. در جلسه نخست سروش حداقل دو بار واژه خشونت را به خدا و قرآن و در نُه عبارت دیگر «خشونت عریان» (شکنجه، قتل، و سربریدن) را به پیامبر نسبت داده است. پیامبر واقعی یعنی پیامبری که در تاریخ اتفاق افتاده است، به دنبال «مواجهه انتقادی با متون تاریخی» هستم نه انکار تاریخ. راهش این نیست که دلسوزانْ خدا، پیامبر، اسلام و قرآن را به ناروا و توجیهات مخدوش به خشونت و اقتدارگرایی متهم کنند.

نقد آراء دینی

نقدهای چالش اسلام و قدرت

۱۷ نقد منتشرشده بر «چالش اسلام و قدرت»: منتقدانِ سروش؛ کدیور و ادعای نقد تاریخی؛ مروری بر نقد؛ تکمله‌ای بر بحث کدیور درباره‌ی خبر واحد اُمرتُ؛ نقد نقد کدیور بر سروش؛ نواندیشان دینی و غرابت مفهومی یک حدیث؛ نقد و نظری بر دیدگاه‌های متاخر سروش-کدیور؛ سیره زریاب و تاریخ شهیدی؛ ارزیابی تحلیلی نقدها؛ درباره نقدهای کدیور؛ از این «روشنفکری دینی محترم » تا آن «روحانی محترم»؛ نظری بر مقاله قبل؛ در عرض دین و قدرت؛ نظریه در بوته نقد؛ ایمان و تاریخ؛ روش‌شناسی دین‌پژوهی در معرفی شخصیت‌های تاریخی؛ سروش اقتدارگرایی.

اخبار

چالش اسلام و قدرت

سخنرانی زنده همراه با پرسش و پاسخ: شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۹. روشنفکر دینی محترم دکتر عبدالکریم سروش پنجمین گام خود را در اجرای برنامه حساب شده «اصلاح دین» برداشت: اسلام دینی خشن، خدای اسلام سلطانی مقتدر، قرآن خوف نامه، و محمد پیامبری اقتدارگرا بوده است. دلیل این دعاوی چیست؟ آیا تنها یا بزرگترین عامل خشونت احتمالی بعد از پیامبر تعالیم ایشان بوده است؟ آیا پیامبر مشرکان را بین پذیرش اسلام و مرگ مخیر کرده بود؟ با این توصیفات از اسلام، قرآن و پیامبر، چه مزیتی در مسلمانی باقی می ماند؟

مصاحبه کوتاه

مصباح خشونت و استبداد دینی

مصباح یزدی نظریه پرداز استبداد دینی، تئوریسین خشونت و اسلام قساوت و از مهمترین منتقدان اسلام رحمانی بود. سه بار از وی تقاضای مناظره کردم با تصریح به اینکه: «من به اسلام مصباح کافرم». به حق مردم در تعیین سرنوشتشان باور نداشت و انتخابات، جمهوریت و دموکراسی را یکسره باطل می دانست. از تریبون عمومی جواز ترور توهین کنندگان به مقدسات و تضعیف کنندگان نظام را صادر می کرد. مصباح اوج ارادت خود را به رهبری در پابوسی وی نشان داد، کاری که برای استادش آقای خمینی هم نکرده بود.

یادداشت

ترور سلیمانی اشتباهی خطرناک

ترور سردار قاسم سلیمانی توسط دولت ترامپ خلاف موازین حقوق بشر و حقوق بین الملل، نقض حاکمیت دولت عراق، باعث تشنج بیشتر در خاورمیانه، به ضرر جنبش تحول خواهی در ایران، و حتی بر خلاف منافع ملی آمریکاست. با خشونت و ترور هرگز صلح و امنیت به دست نمی آید. شهید سلیمانی به دلیل رشادتهایش در جنگ با عراق و نبرد با داعش شایسته قدردانی است. این سیاستمدار اصول گرا در فرماندهی سپاه قدس مجری سیاست‌های ماجراجویانه خامنه ای بود که به کلیت این سیاستها انتقاد ساختاری وارد است.

بیانیه های جمعی

در محکومیت خشونت و ترور

آن چه روز شنبه در اهواز اتفاق افتاد و در جريان يك خشونت کور و تروریستی ، ده ها نفر از مردم ايران، به ويژه هم وطن هاي خوزستاني با سلاح مرگبار تروریست ها کشته و زخمی شدند، بار ديگر ضرورت محكوم كردن هرگونه خون و خون ريزي را مشخص ساخت. ما، فعالان سياسي و كنشگران مدني كه دل به استقلال و تماميت ارضي ايران و صلح و امنيت بين المللي بسته ايم ضمن ابراز تسليت به خانواده های داغدار بازماندگان اين جنايت وحشيانه، حامیان سیاسی و مالی و رسانه ای این نوع خشونت ها و عملیات تروریستی را محکوم می کنیم به گمان ما اینگونه اعمال تروریستی جز تشدید خشونت و فضای امنیتی نتیجه ای در بر نخواهد داشت، چون چرخه خشونت خلاف منافع و امنیت ملی و در نهايت به ضرر مردم ایران است. همچنین امیدواریم برخورد عکس العملی در فضای احساسی و غیرعقلایی با خشونت تعدادی انگشت شمار، به برخورد گسترده و بدون مبنای قانونی با طیفی گسترده تبدیل نشده و به چرخه خشونت در این گوشه سرزمین مان نینجامد. ما همانقدرکه عملیات تروریستی و چرخه خشونت را محکوم و مذموم می دانیم از بین بردن زمینه های اقتصادی و اجتماعی آن را از طریق عمران و آبادی و توسعه همه جانبه لازم مي دانيم، و رفع هرگونه تبعیض بین همه اقوام و گروه های مذهبی، زبانی و قومی ایرانی را ضروري ارزيابي مي كنيم. استخدام بدون تبعیض در مشاغل دولتی برپایه صلاحیت های علمی و سپردن مشاغل مدیریتی در سطح ملی و محلی را برپایه شایسته سالاری حق هر ایرانی فارغ از تعلقات مذهبی و قومی می دانیم و از بین بردن ظلم و تبعيض گام اول در اين راه خواهد بود هرگونه برخورد دوگانه با مبحث تروریسم (چه دولتی و چه غیردولتی ) را از سوی دولتها، نهادها، رسانه ها و افراد توجیه ناپذیر و محکوم دانسته و امیدواریم منطقه آشوب زده ما روزی با از بین رفتن هر نوع تروریسم و جنگ طلبی و خشونت گرایی و حمایت مالی یا سیاسی از این نوع رفتارها، روی صلح، امنيت و همزیستی مسالمت آميز را به خود ببیند.

یادداشت

آسیب‌شناسی اعتراضات خیابانی ۹۶

چکیده: تظاهرات اعتراضی دی ۹۶ را نمی‌توان نادیده گرفت. اعتراض جوانان سرخورده‌ای که امید به اصلاح أوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه را از دست داده‌اند، به هیچیک از جناحهای سیاسی اعتماد ندارند، از دولت و مجلس همانقدر ناامیدند که از قوه قضائیه. ساختارشکنانه از همان ابتدا شخص اول و اصل نظام را نشانه رفته‌اند. هفت درخواست برحق: ۱) آزادی، ۲) استقلال، ۳) نفی حکومت آخوندی، دخالت روحانیون در همه جا و همه چیز، که لازمه آن نفی اصل ولایت فقیه از بنیاد است، ۴) نفی جمهوری اسلامی و حکومت دینی و دفاع از جمهوری دموکراتیک سکولار و برگزاری رفراندم، ۵) دفاع از هویت و فرهنگ ایرانی، و مقابله با نادیده گرفتن مفاخر ملی ایران باستان، ۶) دفاع از حقوق اساسی، پایه و شهروندی، ۷) انتقاد شدید از سوء تدبیر و بی‌کفایتی مقامات ارشد کشور خصوصا مقام رهبری و در درجات بعدی رؤسای قوای سه گانه. شعار‌های غیرقابل دفاع: ۱) شعارهای نژادپرستانه. ۲) تحسین نظام شاهنشاهی و حسرت بازگشت به آن دوران. ۳) خشونت‌های گفتاری از قبیل مرگ و دشنام. اگر معترضی از دیکتاتوری ابراز بیزاری می‌کند چگونه از دیکتاتور چکمه پوش می‌تواتد تجلیل کند؟! معترضانی که خواب رژیم گذشته را می‌بینند جوانانی هستند که تاریخ نخوانده‌، فجایع آن دوران را لمس نکرده‌اند. اما بزرگترین نقطه ضعف اعتراضات اخیر آسیب زدن به أموال عمومی است. تخریب أموال عمومی و اغتشاش بهانه دخالت به ماموران می دهد و سرکوب معترضان را برای افکار عمومی توجیه می‌کند. بعلاوه باعث می‌شود بسیاری از معترضان که تمایلی به اینگونه ماجراجوئی‌ها ندارند در تظاهرات شرکت نکنند و مانعی جدی برای گسترش تظاهرات می‌شود. ابراز شادمانی بدخواهان ملت ایران هرگز به معنی این نیست که اعتراضات خودجوش جوانان سرخورده ایرانی انگ آمریکائی، اسرائیلی، عربستان سعودی یا فرقه مجاهدین خلق بخورد. این منطق بی پایه جمهوری اسلامی است. درستی و نادرستی اعتراضات مردم را فارغ از اینکه چه کسی از آن ابراز حمایت می کند باید به خودی خود سنجید. مشکلات ایران بدست ایرانی قابل حل است و اتکا به اجنبی برای اصلاح راه به جایی نمی‌برد. مواضع رئیس جمهور در دفاع از حق اعتراض شهروندان ولو زبانی قدمی به پیش است. امیدوارم بزودی در عمل شاهد نهادینه شدن اصول قانون اساسی مرتبط با این حق باشیم. فیلتر شدن ولو موقت دو شبکه اجتماعی تلگرام و اینستاگرام در کشور اقدامی غیرقانونی و خدشه جدی به حق آزادی بیان است. نظامی که تنها در فضای بسته امکان ادامه حیات دارد محکوم به سقوط است.

سخنرانی

قشری‌گری و خشونت بلای آئین پیامبر رحمت

برخی مظاهر قشری‌گری عبارتند از: منحصر کردن دین در احکام شرعی عصر نزول و برداشتی مضیق از توحید؛ طرد هرگونه تعقل و شهود و اجتهاد در مبانی و اصول، طرد فلسفه، عرفان و فقه جدید؛ ظاهر متون دینی متناسب با دوران خاصی است. با پیشرفت علوم و معارف بشری و زندگی اجتماعی این ظاهرگرایی مانع رشد باورمندان آن می‌شود.
سه محور چالش برانگیز: ۱. اجرای شریعت؛ ۲. حکومت اسلامی؛ ۳. تجویز خشونت در راه دین.
سه جنبه خشونت:
یک. خشونت تهمت بسیار قدیمی غرب مسیحی به اسلام و پیامبر
دو. خشونت محصول تعمیم احکام موقت حجاز عصر نزول به عنوان احکام دائمی شرعی
سه. خشونت حاصل از جهالت برخی جوانان تازه مسلمانان غربی یا مسلمانان کم‌اطلاع شرقی، سبعیت بعثی، و بازی‌گری سیاست‌بازان غربی.

چرا مسلمانیم؟

نسل جوان ما برای مسلمانی خود در مقابل سه پرسش اساسی قرار دارد. پرسش نخست در مقابل مدرنیته است. آشنایی با علوم تجربی، علوم انسانی، فلسفه های مضاف الهیات جدیدی می طلبد. با الهیات و فقه سنتی نمی توان در دوران جدید از نسل جوان تحصیل کرده انتظار قانع شدن داشت. پرسش دوم نسبت اسلام و خشونت است. نسل جوان ما می پرسد اگر اسلام این است که طالبان و القاعده و بوکوحرام دارد من چرا مسلمان باشم؟ مسلمانان برای حفظ هویت خود چاره ای جز مرزبندی با این تلقی قشری و خوارج مآبانه از اسلام ندارند.
پرسش سوم نسبت اسلام و حکومت اسلامی است. این پرسش فراروی شهروندان کشورهایی است که زمامدارانشان اجرای شریعت را وظیفه حکومت می دانند و گناه را جرم و ثواب را امتیازات دنیوی محاسبه می کنند. حکومت اسلامی معنایی جز بستن راههای جهنم در دنیا و مردم را به زور به بهشت بردن ندارد. به‌کارگیری زور در اجرای شریعت تنها به جاری شدن ظواهر شرعی منجر می شود و هرگز به استحکام ایمان دینی نمی انجامد. محصول حکومت دینی ریاکاری و ظاهرسازی است نه ارتقای ایمان و تقویت دین‌ورزی. نسل جوان از پدر و مادر خود می پرسد اگر راه و روش شریعتمداران حاکم اسلام است من چرا مسلمان باشم؟

اسلام دین خشونت نیست

اسلام دین خشونت نیست، دین صلح و عدالت و رحمت است. البته مقابله به مثل به شرطی که انصاف در آن رعایت شود جایز است، در هر حال گذشت و عفو اولی است. در مورد آیات یا روایاتی که ظاهر خشن دارد، متن باید در زمینه‌ی خود خوانده شود. ای گونه آیات درباره نحوه مواجهه با مشرکان و یهودیان هم پیمان با ایشان در زمان پیامبر هستند و نمی توان و نباید آنها را تعمیم داد. این آیات کلیت ندارند و شامل زمان حال نمی شوند. آیاتی که تکلیف مسلمانان را در قبال غیرمسلمانان به طور دائمی تعیین می کنند آیات ۸ و ۹ سوره ممتحنه هستند. ما مجاز به اعمال خشونت و جنگ در قبال احدی نیستیم جز برای دفاع و مقابله به مثل با رعایت اخلاق و اولویت گذشت.

قرآن، خشونت و تحریف

پرسش ۱: همیشه وهمه ی دست اندرکاران دین می فرمایند که اسلام دین رحمت و دوستی است. دین صلح و آرامش است ولی این طور

آیات عذاب قرآن، جنگهای پیامبر و عدم خشونت عیسی مسیح

هر پیامبری متناسب با زمان و مکان خاص رسالتش تنظیم می شده است. قرار نیست دیگر پیامبران در شرائطی متفاوت با زمان عیسی مسیح (ع) شیوه‌ی ایشان را تکرار کنند. دعوت به صلح و دوستی ابزار مختلف دارد، گاهی با عدم خشونت است، و گاهی با جنگیدن در برابر آنها که مانع صلح و دوستی هستند. نفی مطلق جنگ افسانه ای است که حتی تاریخ سراسر جنگِ مسیحیت چه در قرون وسطی چه در دوران معاصر خلاف آن است. دفاع در مقابل متجاوز مسلح، مبارزه رهایی بخش برای آزاد کردن مردمِ در بند اخلاقی ترین راه رسیدن به صلح پایدار است.

جنبش سبز: عبرتها و امیدها

تظاهرات سیزدهم آبان 88 نقطه عطفی در جنبش سبز ملت ایران بود. می توان 23 خرداد تا 13 آبان را مرحله اول جنبش سبز نام نهاد. این مرحله اعتراض به دزیده شدن آراء و غصبی بودن ریاست جمهوری در کنار نقد دیکتاتوری مقام رهبری مطالبه اصلی ملت بود. از 13 آبان به یک معنی مرحله دوم جنبش آغاز شد. مرحله دوم جنبش سبز را وارد مرحله ضد استبدادی تمام عیار کرد و از اعتراض به انتخابات فرمایشی به اعتراض به ولی مطلق فقیه ارتقا داد. با توجه با اینکه جنبش هنوز نتوانسته آراء دزدیده شده از صندوق انتخابات را پس بگیرد و رئیس جمهور غاصب هنوز با وقاحت بر سر کار است، اشتهای شدید معترضان جوان سبز در به چالش کشیدن رهبر جمهوری اسلامی جای مطالعه دارد.

حقوق بشر و روشنفكری دينی

نوشتار پنجم حقوق بشر و روشنفكري ديني پيشگفتار محورهاي شش گانه تعارض اسلام تاريخي با حقوق بشر محور اول: عدم تساوي حقوقي غيرمسلمانان با مسلمانان

اسلام هراسی در غرب

http://www.dw-world.de بسيارى از منتقدان راديكال اسلام در غرب، ترورهايى كه به نام اسلام انجام مى‌گيرد و بخصوص ترورهاى انتحارى را بى‌ارتباط با خود دين اسلام