دعای «الهی عظم البلاء و برح الخفاء» به لحاظ سندی ضعیف و به لحاظ دلالی نزدیک به ادبیات غلات است. دعای «اللهم کن لولیک» بر فرض عدم اشکال در روات منقول از صالحین است، یعنی صدور آن از ائمه جای بحث دارد.
مطابق موازین سنتی تعیین واجبات و ومحرمات غیرضروری به عهده‌ی مجتهد است. نه فقیه حقوقدان است نه حقوقدان فقیه. شریعت سیستم حقوقی نیست تا حقوقدان به جای فقیه بنشیند. این شیوه اخباری هاست که با مراجعه هر کسی به اخبار (و اخباری های مدرن با آیات هم) گلیم خود را از آب می کشند و نیازی به اجتهاد و فقاهت ندارند.
قبل از هرکاری باید انتظار خود را از کتاب و سنت مشخص کنیم. باید تکلیف خود را با شریعت معین کنیم: شریعت مجموعه ارزشهای اخلاقی است یا نظام حقوقی؟ مرحوم قابل به شریعت به مثابه نظام حقوقی باور داشت با توجیه برخی روایات و اصالة الاباحة می کوشید مفری پیدا کند. آنچه به شدت نقدپذیر است اصل این مبناست یعنی شریعت به معنای نظام حقوقی ولی البته بر مبنای عقل.
مسلمانی که قرآن را کلام خداوند می داند اما به غلط معتقد است بخشی از کتاب خدا حذف شده و قرآن موجود همه‌ی آیات الهی نیست «خطاکار» است.
ایمان واقعی آنگاه بروز می کند که فرد در محیط آزاد و در مواجهه با رقبا به ارزش ایمان خود را پی برده باشد. راستی آیا در جوامع آزاد مومن یافت نمی شود یا ایمان عامه‌ی مردم متزلزل شده است!؟ نه. راه صیانت از ایمان عامه‌ی مردم ارتقای زبان مبلغان دینی، ورود مقتدرانه در بحث آزاد و عامل بودن نمایندگان دین است.
اگرچه با وجود رضایت طرفین و عدم مانع شرعی و اراده‌ی ازدواج طرفین زن و شوهر محسوب می شوند ، اما بارکردن لوازم شرعی به خصوص در زمان اختلاف و طلاق باعث مشکلات فراوانی می شود. تحقق ازدواج نیازمند مُبرز صریح عرفی است. این ابراز حداقل به سه صورت ممکن است: ابراز لفظی صیغه‌های مشهور نکاح، ابراز لفظی صریح پیمان ازدواج از سوی طرفین به غیر صیغه های مشهور، کتابت صریح در ازدواج. احتیاط مستحب در طریق اول است.
اگر در این زمان جنگی رخ دهد شرعا هیچ زنی کنیز و هیچ مردی غلام محسوب نمی شود و جز اسیر جنگی کس دیگری در کار نیست. احکام بردگی موجود در متون اسلامی احکام موقت و منسوخ محسوب می شوند و با ذهنیت امروز نمی توان درباره شرائط و احکام دیروز قضاوت کرد.
از مجموع ادله‌ی موجود هیچ دلیل معتبری از کتاب و سنت و اجماع و عقل بر تراشیدن ریش مردان در دست نیست. اما از این ادله بخصوص سیره‌ی متشرعه احتیاط استحبابی بر عدم تراشیدن ریش قابل استفاده است.