جواز مجسمه سازی و هنرهای تجسمی
مجسمه سازی برای پرستش (بت پرستی) حرام است. ساختن مجسمهی موجودات دارای روح و نقاشی آنها برای اغراض عقلایی از جمله هنری جایز است.
مجسمه سازی برای پرستش (بت پرستی) حرام است. ساختن مجسمهی موجودات دارای روح و نقاشی آنها برای اغراض عقلایی از جمله هنری جایز است.
پرسش: با توجه به ماجرای عزیر پیامبر و یا سخن حضرت عیسی در مورد عدم اطلاع از پیروانش بعد از معراج و یا آیاتی که
پرسش: موضوعات ذیل بسیار در احادیث و منابر شنیده می شود: اولا مصادر آن چیست؟ ثانیا از نظر رجالی چقدر معتبرند؟ ثالثا از نظر علم
ازدواج تک همسری حکم ثابت اسلام است. تعدد ازواج از احکام موسمی متناسب با شرائط زمانی مکانی عصر نزول بوده است و تداوم آن جز در شرائط اضطراری آن هم جز با اذن همسر نخست میسر نیست.کمتر زنی در شرائط عادی به شوهر خود اجازهی تجدید فراش می دهد و همین از امارات طبع تک همسری زندگی زناشویی است. عدم اعتبار ادلهی تعدد زوجات به عنوان حکم دائمی و غیرمشروط شرعی مهمترین دلیل اکتفا به تک همسری جز با رضایت همسر نخست است.
پرسش: لطفا بفرمائید کہ عمل ام داوود گرچہ بصورت یک داستان نقل شدہ است کہ در آن امام صادق (ع) بہ مادر داوود توصیہ می
اگر در مسابقات ورزشی شرکت کنندگان وجهی بپردازند که بخشی از آن به مصرف هزینه های مسابقات برسد و بخشی دیگر به برنده یا برندگان به عنوان جایزه پرداخت شود، قمار محسوب نمی شود و شرعا مجاز است. بازی کردن با آلات قمار حتی بدون پول نیز به احتیاط واجب حرام است.
قضاوت زنان واجد شرائط هیچ منع شرعی ندارد. ادلهی مانعه فاقد اعتبار است. امامت جمعه و جماعت زنان با رعایت دیگر حدود شرعی بلامانع است. نگاه سنتی به زن غالبا مردسالارانه و خلاف روح قرآن و اسلام و سنت معتبر نبوی و به دور از عدالت مساواتی است.
اگر در طلاق رضایت زوجه شرط نباشد، در خُلع نیز رضایت زوج شرط نخواهد بود. اولی رجوع زوج و زوجه به دادگاه صالح و اجرای صیغهی طلاق توسط دادگاه پس از عدم موفقیت حَکَم طرفین است. اگر نکاح با رضایت زن و مرد است، جدایی نیز تنها با رضایت طرفین میسر است و هر گونه حق یک طرفه خلاف عدالت است. در صورت جدایی حضانت کودکان تا سن بلوغ به عهده مادر و نفقهی آنها بر عهدهی پدر است، مگر دادگاه مادر را ناصالح تشخیص دهد یا خود وی خواستار این حق نباشد. در صورت ازدواج مجدد مادر دادگاه در این زمینه تصمیم می گیرد.
پرسش اول: موضوع/ مصداق احکام عبادی و غیر عبادی به تفکیک چیست؟ پاسخ: عبادت عملی است که صحت آن متوقف بر قصد قربت است و
در تعارض قانون مصوب نمایندگان مردم با احکام شریعت فقیهان عادل و مومنان صالح چاره ای جز آگاه ساختن افکار عمومی ندارند تا خود مردم به سمت اجرای احکام شریعت گرایش پیدا کنند. در غیر این صورت با دست یازیدن به زور و اجبار طریقی نامشروع را برای اجرای شریعت در پیش گرفته اند. فقیهان هیچ حق ویژه ای در حوزهی سیاست ندارند.
پرسش اول: شما چه سندهایی دارید که امام زمان همان م ح م د بن حسن عسگری است ؟ چرا در کتاب منتهی الآمال در
پرسش: نظر شما راجع به پدیده ی نسخ در آیات چیست؟ پاسخ: نسخ تلاوت و نسخ حکم (به این معنی که آیه ای قبلا در
پرسش: با اشاره به مبتدای ایه ۳۵ از سوره مبارکه نور که می فرماید خداوند نور اسمانها و زمین است و بطور وضوح و اشکار
پرسش: آیا قصاص فقط منحصر به جان است؟ پاسخ: خیر، در شریعت قصاص بر دو قسم است: قصاص نفس و قصاص اطراف. اولی همان قصاص
ن پرسش: آیا شنیده های تاریخی مبنی بر سالم بودن بعض اجساد مسموع و حجت است؟ چرا اجساد حضرات جعفر طیار و حجر بن عدی
پرسش: گاهی در نوشته های فارسی می نویسند فقس علیه باب فعلل و تفعلل. یعنی چه؟ پاسخ: ابواب افعال عربی یا ثلاثی هستند یا
من به طهارت ذاتی انسان معتقدم. کفر از علل نجاست محسوب نمی شود. عقیده و دین باعث نجاست ظاهری نیست. هیچ غیرمسلمانی اعم از اهل کتاب، پیروان ادیان غیرابراهیمی، منکران خدا و مشرکان نجس محسوب نمی شود. قذارت باطنی به دلیل بطلان عقیده تلازمی با نجاست ظاهری ندارد.
بازخواست همهی انسانها در قیامت توسط خداوند بر اصول و فروع انجام می شود، نه در دنیا نه توسط آدمیان. این بازخواست شامل هر بنی بشری است نه فقط غیرمسلمانها. بازخواست نیز از تکلیف واقعی است نه ظاهری. اگر قرار باشد مسلمان فاسقی که واجبات و محرماتش را رعایت نمی کرده در آخرت عقاب شود، چرا کافری که علاوه برآن تکالیف عملی اصول نظری را نیز با تقصیر زیر پا گذاشته عقاب نشود!؟
نظریهی امامت بتدریج تکوین یافته است. به باور شیعه ائمه منبع معرفت دینی پس از وحی و سنت پیامبر بوده اند. امر زمامداری سیاسی و قضاوت به تدریج با توجه یه بسته شدن فضا در حد یک آرمان باقی ماند. ولایت تکوینی و کرامات مابعدالطبیعی از آغاز از ملزومات امامت نبود اما بتدریج اضافه شد و شاخ و برگ یافت. نیاز دائمی به حضور امام که روایاتی هم برآن اشاره دارد، از سنخ ولایت تکوینی (ساحت سوم ائمه) است که از جمله ضروریات مذهب شمرده نمی شود. زمامداری سیاسی ائمه هم به جز چهار سال و پنج ماه در زمان علی بن ابی طالب و چند ماه امام حسن مجتبی اتفاق نیفتاده و زندگی جریان داشته است. اما استفادهی علمی از ائمه با میراث علمی ایشان فی الجمله قابل تامین بوده است. تلقی علمای قرون چهار و پنج بسیار بسیط تر از تلقی رایج از مسئلهی غیبت است.
خدا نور آسمانها و زمين است. زبان آیه آن چنانکه در انتهای ان تذکر داده شده است، زبان تمثیلی (مجازی و استعاری) است. مشبَّه خداوند است که مساوی نور است و وجه شبه ظهور و بروز و اظهار و ابراز است. آن چنان که نور بذاته ظاهر و مُظهر غیر است، خداوند نیز آشکار و ظاهر و بارز است و هرچه آشکار و بارز و ظاهر شود به اوست. نور الهی را اگر در سراچهی جان انسان فرض کنیم، «مصباح» همان چراغ فطرت است، «زجاجه» و حباب قلب اوست، «مشکاة» روح محافظ ایمان و فطرت، «شجرهی زیتونه» وحی الهی، «نورْ علی نور» همان عقل و وحی رسولان الهی هستند.
پس از ۱۴ قرن هر کسی که این سه صفت محمد بن عبدالله (صداقت، امانت داری و امی بودن) را پذیرفته باشد «عقلا» می پذیرد که قرآن وحی الهی است. معجزه بودن قرآن یعنی اینکه محمد بن عبدالله از تولید آن شخصا «عاجز» بوده است و جز خدا کس دیگری نویسنده قرآن نیست. «تحدی» (به مبارزه طلبیدن برای ارائهی مثل قرآن) مختص عصر نزول بوده است. برای مسلمانی لزومی به تداوم اعجاز نیست. همین که بپذیریم که محمد رسول خدا و قرآن کلام اوست کافی است.
اگر چه در فقه بابی به نام «مباهته» وجود ندارد، اما برخی فقها با استناد به روایتی به جواز سبّ یا هجو یا غیبت فاسق بدعت گذار قائل شده اند. آنچه در این روایت امده باهتوهم به معنی مبهوت کردن با اقامهی برهان است نه بهتان زدن. متاسفانه برخی فقهای دو قرن اخیر به جواز بهتان فتوی داده اند. سبّ (دشنام دادن)، هجو کردن، افترا، بهتان، تهمت به هر کسی حرام است چه مؤمن چه غیر مومن، چه مسلمان چه غیر مسلمان، چه صالح چه فاسق. اینگونه افعال حرام است و هیچ استثنایی بر آن پذیرفته نیست.اگر چیزی را بدعت می دانیم می باید با نقد علمی با آن مواجه شد. بهتان زدن کاری خلاف شرع و ضد اخلاق است و هرگز جواز چنین امری را نمی توان به شارع نسبت داد. در یک کلام مباهته خلاف شرع است.
آیات ۶۰ و ۶۱ سورهی احزاب دربارهی منافقین صدر اسلام در مدینه است و تعمیم آن به دیگر دورانها موجه نیست. به لحاظ شرعی عنوان «منافق» فاقد بار حقوق جزائی است. افراد متخلف یا محارب هستند یا باغی. اعدام مخالفان جمهوری اسلامی با استناد به مجازات «محارب» صورت گرفته است نه منافق. به اعدامهای دهه ۶۰ اشکالات متعدد شرعی و حقوقی وارد است. استناد اعدامهای خلاف شرع دههی شصت به قرآن افترا به قرآن است، بلکه قرآن و اسلام بر خلاف چنین محاکمه های ظالمانهای است .
قصاص حکمی قرآنی است، حکم موجود در تورات توسط قرآن امضا شده است. اصل قصاص به عنوان یک حق برای مَجنیُّ علیه یا اولیاء دم او در کنار دو گزینهی دیگر خون بها و عفو مسلّم است، هر چند عفو بهترین گزینه است.
امر به معروف یعنی دعوت به کار درست عقلی یا شرعی و نهی از منکر یعنی بازداشتن از کار نادرست عقلی یا شرعی. به عبارت دیگر کلیهی واجبات و محرمات مسلّم شرعی به ترتیب جزء معرف و منکر هستند، همچنانکه کلیه اموری که عقلا پسندیده یا ناپسند محسوب می شوند نیز به ترتیب در زمرهی معروف و منکر قرار می گیرند. لذا منحصر کردن معروف و منکر به واجبات و محرومات منصوص شرعی صحیح نیست. از هر وسیلهی مباح و مجاز برای تشویق به معروف و دور نگاه داشتن از منکر استفاده کرد و در این زمینه هیچ محدودیتی به جز مباح بودن وسیله و امکان تاثیر نیست. استفاده از زور تنها به معنی جواز قیام علیه دولتهای جائر و موارد مشابه است. هرگونه استفاده از برخورد فیزیکی منوط به اذن دادگاه صالحه (و حاکم شرع در صورت فقدان دادگاه صالحه) است. تنها به معروف و منکرهایی می توان امر و نهی کرد که مورد اتفاق عقل یا شرع باشد، یعنی معروف و منکر مسلمات عقلی و شرعی هستند. اگر احتمال بدهیم تارک معروف یا ناهی منکر فعل یا ترک فعلش مستند به فتوایی ولو شاذ باشد مجاز به امر یا نهی نیستیم.