مصاحبه تحلیلی

اتانازی (خودکشی از سر ترحم)

این جان نزد من امانت است، و مالک این جان کس دیگری است، او به من داده است، و زمانی هم که صلاح بداند، و او مصلحت بداند از من خواهد گرفت. در مورد رنج هم قرار نیست که ما هر رنجی را تحمل کنیم، اما الآن این رنج من در تزاحم با امر دیگری قرار گرفته است که باید دید کدام مهمتر است: رنج کشیدن یا خودکشی؟
اگر بپذیریم که انسان از آن حیث که انسان است کرامت دارد ، جان انسان قداست دارد و این نفس محترم است، بنابراین اگر من بخواهم – چه خودم و چه دیگری – این جان را بگیرم، در قبال اینکه من رنجی جانکاه می کشم، خوب من در این صورت دارم آن اصل مهمتر را که قداست نفس من است را نقض می کنم، من چنین اجازه ای ندارم.
مشکل ما در اتانازی این است که نفس بیمار لاعلاج محترم است، صرف اینکه رنج می کشد باعث نمی شود که احترامش ساقط شود، این محترم بودن نفس بیمار لاعلاج مشکل اساسی ما در اتانازی است، لذا قیاس اتانازی با شهادت و با مجازات اعدام قیاس مع الفارق است. دراین که مردن حق است من مناقشه دارم ، و معتقدم این رویکرد اخلاقی، دینی و فلسفی من حیات را حق می داند، ما داریم به جایی می رسیم که انسان عقلانیت خودش را حذف می کندِ یعنی با قبول خودکشی، یا تقاضای خود کشی مایه ای را فراهم می کند که دیگر انسان نیست، دیگر نمی تواند تصمیم بگیرد.
حداقل سه نوع اتانازی داریم، اختیاری و ارادی، غیر ارادی و بالاخره اجباری. در ممنوعیت اتانازی اجباری چه به لحاظ اخلاقی وچه به لحاظ دینی تردیدی نیست. اتانازی غیر اختیاری هم دو مصداق می تواند داشته باشد. فقط اتانازی غیراختیاری غیر فعال با شرائطی مجاز است.

منافع ملی و افراط و تفریطهای حاکمیت و مخالفان

منافع ملی می‌باید به طور شفاف توسط نمایندگان ملت با اولویت رفع نیازهای ملی معرفی شود. من و همفکرانم در عین محکوم کردن استبداد دینی در ایران و مخالفت با هزینه کردن بیت‌المال ملت ایران بدون اجازه نمایندگان واقعی ملت در خارج از مرزهای ایران، دفاع سیاسی و دیپلماتیک و بشردوستانه از مظلومان فلسطین و جنوب لبنان و دیگر انسان‌های تحت ستم را وظیفه اخلاقی هر آزادی‌خواهی می‌دانیم. من دفاع از صهیونیسم و سیاست‌های جنگ‌طلبانه دولت اسرائیل را به ضرر صلح و امنیت در خاورمیانه و در نتیجه بر خلاف منافع ملی ایران ارزیابی می‌کنم.
برای ایران امروز یک دموکراسی سکولار با امکان فعالیت احزاب مسلمان و البته غیر مسلمان را مطلوب می‌دانم.

اگر پیامبر امروز مبعوث می شد

پرسش از اینکه «اگر پیامبر امروز مبعوث می شد چه می گفت و چه می کرد و چگونه می زیست؟» عبارتٌ اخرای «پیام تازه» دین اوست. فرض بعثت پیامبر در زمانه‌ی ما، یعنی اسلام را از عرفیّات عصر نزول زدودن و پیام خالص دین الهی را استخراج کردن و به نیازهای زمانه بر اساس آن پیام پاسخ دادن. به عبارت دیگر «روح اسلام» را کشف کردن و از ظواهر و جزئیات آن فرا رفتن و به بواطن، اهداف، غایات و مقاصد آن دست یافتن. و این البته کاری سترگ است و چه بسا سترگ ترین کار.

نظارت گریزی رهبر جمهوری اسلامی عین استبداد است

قرار نیست همه مطالبات را همزمان دنبال کنیم که بیشک از توان ما بیرون است. کوهنوردی را از دامنه آغاز می کنند نه از قله. معتقدم در مرحله مقدماتی باید همت خود را بر آزادی زندانیان سیاسی، آزادی مطبوعات و احزاب، تغییر دولت بی کفایت و برگزاری انتخابات آزاد، منصفانه و سالم متمرکز کنیم. بر مطالبات حداقلی استقامتهای حداکثری کنیم. بیان اموری که فعلا مقدور ما نیست دردی را دوا نمی کند.

سیر تحول مبنای حقوق بشر در اندیشه فقهی آیت الله منتظری

“مرحوم آیت الله منتظری شاخص ترین و محبوب ترین منتقد جمهوری اسلامی بود. فقه او در دو دهه اخیر متمایل به «فقه رهایی» بود. طبیعی است اینگونه فقاهت و این فهم از شریعت بشدت از سوی همگان تلقی به قبول شود. فقه رهایی با روح قرآن و مبنای سنت پیامبر و شاکله نهج البلاغه تناسب کامل دارد.

پاسخ به پرسشهای اندیشه ای

از حدود سال ۱۳۶۷ به جمهوری اسلامی منهای ولایت فقیه (پیش نویس قانون اساسی ۱۳۵۸) قائل بوده لذا در سال ۱۳۶۸ به بازنگری قانون اساسی رأی منفی داده ام. نخستین مقاله ام در نقد نظریه ولایت فقیه در سال ۱۳۷۳ یعنی ۱۸ سال قبل و نخستین کتابم در همین زمینه در سال ۱۳۷۶ منتشر شده است. بحث نقد “مبانی نظری استبداد دینی” را در نخستین ماههای بعد از آزادی از زندان در اسفند ۱۳۷۹ و در عاشورای ۱۳۸۲ با عنوان “علائم ولایت جائر” در کانون توحید سخنرانی کرده ام. عدم کفایت اجتهاد مصطلح و لزوم اجتهاد در مبانی را در شهریور۱۳۸۰ (ده سال قبل) منتشر کرده ام. نخستین بازنگری هایم در حوزه اعتقادی در سال ۱۳۸۵ منتشر شده و بالاخره در نیمه دوم سال ۱۳۸۸ (یعنی نزدیک دو سال قبل) ترجیح حکومت دمکراتیک سکولار را ابراز کرده ام.

درباره آراء و شخصیت آیت الله منتظری

مصاحبه با نشریه تلاش: آیت الله منتظری به عهده گرفتن مهمترین مقام سیاسی ایران را فدای فعلی اخلاقی کرد و عملا به همگان درس اخلاق و ایثار آموخت.

هرگز فکر نمی کردم رژیم جمهوری اسلامی تا به این درجه از سقوط و اضمحلال رسیده باشد

راز اقتدار حوزه های شیعی استقلال مالی آنها از حکومتها بوده است. اینکه مراجع تقلید و فقها پیشاپیش ملت علیه استبداد و استعمار مبارزه کرده اند به این دلیل بوده که وابسته به دولتها نبوده اند و به اتکای وجوهات شرعیه مردم نیازی به بودجه دولتی نداشته اند.

مقایسه سه رویکرد مختلف در استراتژی اجرای قانون اساسی

اجرای بی تنازل قانون اساسی، اجرای اصول معطله قانون اساسی و اجرای قانون اساسی سه رویکرد متفاوت به استراتژی جنبش سبز در اجرای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است.

این استراتژی دو راهبرد متلازم دارد: اجرای اصول دموکراتیک، قرائت دموکراتیک از اصول غیردموکراتیک قانون اساسی.

انتخاب هر یک از سه رویکرد فوق متوقف بر پاسخ به این پرسش کلیدی است: آیا اصول غیردموکراتیک قانون اساسی در تحکیم استبداد دینی در ایران دخیل نبوده است؟

زندگی و زمانه آیت الله منتظری

با سلام خدمت بینندگان عزیز. امشب در ادامه برنامه های ایران از نگاه دوم در خدمت آقای دکتر محسن کدیور هستیم. همانطور که می دانید امروز

منتظری صدای ملت بود

محسن کدیور آنگونه که خود می گوید در تشییع جنازه بسیاری از مراجع تقلید و روحانیون حاضر بوده الا تشییع جنازه مردی که استادش بود

جدائی نهاد دین از دولت

ابتدا از دست اندرکاران سایت سبز لینک که پرسشهای کاربران محترمشان را با من در میان گذاشتند تشکر می کنم. وظیفه خود می دانم در

یک سالگی جرس

نیلوفر زارع جرس:شبکه جنبش راه سبز امروز یکسالگی خود را جشن می گیرد و به رغم طوفان های موسمی نظیر حملات ارتش سایبری و سیل

مصاحبه تحلیلی

جنبش سبز و گفتگوی انتقادی با آمریکا

محسن کدیوردر اول تیرماه سال جاری(بیست و دوم ژوئن) در گفتگویی انتقادی با صدای آمریکا شرکت کرد و دیدگاههای خود را پیرامون  مباحث متعددی از

با اسلام استبدادی می‌ستیزم

محسن کدیور: با اسلام استبدادی می‌ستیزم عنايت فانی برنامه به عبارت دیگر بی‌بی‌سی سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸ محسن کدیور، مهمان برنامه به عبارت دیگر،