یادداشت

یادداشت

نگاهی به مناسبتهای تقویم رسمی ایران

در تقویم جمهوری اسلامی (سال ۱۳۹۵) مناسبتهایی کاملا بی اهمیت – چه در فرهنگ دینی و مذهبی و چه در فرهنگ ملی – به چشم می خورد، در عوض از بسیاری مناسبتهای بسیار مهم ایران معاصر و ایران باستان غفلت شده است. به عنوان مثال در روزهای مذهبی: سالروز وفات امام زاده صالح، شاهچراغ، ام البنین، علی اکبر، ابوالفضل العباس، زینب، خدیجه و وفات برخی ائمه به دو روایت! در مناسبتهای انقلابی: سالروز تاسیس حساب ۱۰۰ امام، سازمان تبلیغات اسلامی، شورای نگهبان، نهضت سوادآموزی، سازمان بسیج، بسیج اساتید، شورای عالی انقلاب فرهنگی، کانونهای فرهنگی هنری مساجد کشور و تولد بنیانگذار جمهوری اسلامی. برخی مناسبتهای ویژه: بزرگداشت برخی اعضای فدائیان اسلام و هیأتهای مؤتلفه اسلامی که به دلیل ارتکاب «ترور» قبل از انقلاب اعدام شده اند، روز راهیان نور، روز سربازان گمنام امام زمان و روز بصیرت و میثاق امت با ولایت. از مناسبتهای ملی ایران باستان تنها عید نوروز، شب یلدا و سیزده بدر (البته با تغییر نام آن به «روز طبیعت»!) تا کنون به دلیل فشار افکار عمومی باقی مانده است. اما اهم روزهایی که در جایشان در تقویم رسمی ایران خالی است: روز بزرگداشت کورش کبیر: بزرگترین شخصیت ملی ایران باستان یقینا کورش کبیر است. «استوانه کورش» از جمله نخستین اسناد بین المللی حقوق بشر است که در آن از رواداری مذهبی و آزادی دینی دفاع شده است. بزرگترین واقعه یکصد و بیست سال اخیر ایران نهضت مشروطه است. روز بزرگداشت رهبران و سرداران مشروطه از آخوند خراسانی، طباطبائی و بهبهانی تا ستار خان و باقر خان ادای دینی به روشن‌بینی آنهاست. بزرگترین شخصیت ملی ایران معاصر بدون تردید محمد مصدق است. ۱۴ اسفند سالروز درگذشت قهرمان ملی شدن صنعت نفت بعد از ده سال حصر غیرقانونی در احمدآباد تجدید عهد با استقلال ایران است. مناسبتهای مصوب شورای فرهنگ عمومی کشور در تقویم معرف تفکر حاکم بر نظام رسمی جمهوری اسلامی ایران است، تفکری قشری، اهل غلو در مذهب و مبتلا به کوررنگی مطلق در تاریخ ایران قبل از اسلام و تاریخ معاصر. این تقویم همانند نظام جمهوری اسلامی هیچ تناسبی با افکار عمومی ملت ایران و تاریخ واقعی آن ندارد. این تقویم مداحان کم‌سواد و روضه خوانان حکومتی است نه تقویم ملت ایران. مناسبتهای این تقویم نیاز به بازنگری اساسی توسط هیأتی از منتخبان فاضل مطلع از تاریخ و فرهنگ ایران و اسلام دارد. یقینا بیش از نود درصد (۹۰٪) مناسبتهای رسمی فعلی تقویم رسمی مشمول حذف خواهد شد و مناسبتهای مهمی متناسب با تاریخ و فرهنگ غنی ایران قبل و بعد از اسلام خصوصا اهم وقایع قبل و بعد از انقلاب ۵۷ به آن اضافه خواهد شد.

یادداشت

زیباترین نیایش

میراث علمی امام چهارم در کتابی دو جلدی بنام مُسند الامام السجاد ابومحمد علی بن الحسین علیهما السلام توسط عزیزالله عطاردی منتشر شده است. یکی از آثار امام سجاد دعایی است بنام دعای ابوحمزه ثُمالی. این دعا را امام سجاد در سحرهای ماه رمضان می خوانده است. این نیایش فاخر در دو کتاب مصباح المتهجد شیخ طوسی و اقبال الاعمال سید بن طاووس با سند صحیح نقل شده است. دعای ابوحمزه ثمالی از امام سجاد (ع) اگر نگوییم زیباترین دعا، حداقل در زمره زیباترین وپرمغزترین دعاهای موجود است. دعایی که شایسته است هر مسلمانی (ونه فقط هر شیعه ای) این‌گونه با خدا راز و نیاز کند. این دعا از مفاخر تشیع است.

یادداشت

تأملاتی درباره‌ی توسل و دعای توسل

هیچ دلیل معتبری نداریم که توسل تنها راه استجابت دعاست و بدون توسل هیچ دعایی برآورده نمی شود. توسل در نهایت یک امکان است نه یک ضرورت. توسل حاشیه ای کوچک بر متن عریض توکل است. جای متن و حاشیه نباید عوض شود. امید واهی به آن بستن و از ایمان و عمل صالح و توکل کم گذاشتن یقینا مفید هیچ فایده ای نیست، بلکه مضر است. توسل در دو ناحیه اعم از شفاعت است: یکی در اینکه توسل منحصر در دفع ضرر نیست، جلب منفعت را هم شامل می شود. دیگر اینکه توسل منحصر در حاجت اخروی نیست، حاجات دنیوی را هم در بر می گیرد. قرآن کریم شفاعت را با شرائطی برای صاحبان گناهان کبیره در آخرین موقف قیامت از جانب پیامبر (ص) به رسمیت شناخته است. اینکه چه عملی، از چه شخصی، چه زمانی مشمول شفاعت ایشان می شود مشخص نیست. وسیله‌ی مورد نظر آیه ۳۵ سوره‌ی مائده «ایمان و عمل صالح» است. هیچ قرینه‌ی قرآنی در دست نیست که مراد از این وسیله مشخصا اولیاء و صالحین است. توسل به پیامبر و ائمه‌ فاقد مستند قرآنی است. دعای توسل معروف به لحاظ سندی مرسل، غیرمعتبر و غیرقابل انتساب به ائمه (ع) است.

یادداشت

اولین شهید این انقلاب، اسلام بود

چند روز بعد از ترور علی قدوسی دادستان کل انقلاب اسلامی در اواسط شهریور ۱۳۶۰ گروهی از اعضای ارشد قوه قضائیه برای عرض تسلیت شهادت وی خدمت آقای سید محمد حسین طباطبائی پدر همسر شهید قدوسی می رسند. صاحب المیزان بعد از مکثی طولانی ضمن تشکر به آنها یک جمله گفت و دیگر چیزی نگفت، و آن جمله این بود: «اولین شهید این انقلاب، اسلام بود.» این مسئله را مستقیما از فرزند شهید قدوسی و محقق داماد رئیس وقت سازمان بازرسی کل کشور از حاضرین در جلسه فوق شنیدم و به مناسبت سی و پنجمین سالروز درگذشت علی قدوسی منتشر می کنم.

یادداشت

یادنامه میرزای نائینی

مرداد امسال هشتادمین سالگرد درگذشت فقیه اصولی بزرگ و نظریه پرداز سیاسی عصر مشروطه میرزا محمد حسین نائینی است. میرزای نائینی در سلسله اساتید نویسنده و از متفکران ارزشمند سده معاصر است. این مختصر در بزرگداشت یادش شامل پنج مطلب در تحلیل انتقادی آراء او به شرح زیر است: أصول دولت مشروطه‌با اذن و نظارت فقیهان‌، قلمرو ولایت معصومان، اقسام حکومت، ولایت فقیه و گفتگوی منسوب به آخوند خراسانی و میرزای نائینی درباره حکومت اسلامی.

یادداشت

مهمترین سند سی سال اخیر جمهوری اسلامی

فایل صوتی ملاقات ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ همراه با اسناد مکتوب کتاب خاطرات آقای منتظری درباره اعدامهای تابستان ۱۳۶۷ تحقیقا مهمترین سند سی سال اخیر جمهوری اسلامی است. دو سند دیگر با آن قابل مقایسه است: مشروح مذاکرات خبرگان رهبری در اجلاسیه‌های ۱۴ خرداد و ۱۵ مرداد ۱۳۶۸ که به انتخاب آقای خامنه ای به رهبری جمهوری اسلامی انجامیده است. این دو سند تا کنون منتشر نشده و بعید است در حیات آقای خامنه ای امکان انتشار بیابد. اما هر دو سند معلول و در رتبه متأخر سند یادشده است، چرا که اگر آقای منتظری در مرداد ۶۷ چنین اعتراضی نکرده بود از قائم مقامی رهبری عزل نمی شد و نوبت به انتخاب آقای خامنه ای نمی رسید. این سند تاریخی بیش از هرچیز دلیل بطلان نظریه ولایت مطلقه فقیه است و اثبات می کند که این نظریه ارتجاعی با استبداد مطلقه هیچ فرقی ندارد. سیئات این سند تنها دامن آقای خمینی را نمی گیرد، آیا آقای خامنه ای اگر در شرائط مشابهی قرار بگیرد جز این می کند؟!نکات تازه این فایل صوتی می تواند أمور زیر باشد: لحن جاندار صدای قائم مقام رهبری حکایت از تاسف بسیار شدید وی از فاجعه اعدامها دارد. توضیحاتی که ایشان درباره نامه های خود به آقای خمینی می دهد حاوی چهار نکته تازه است: یکی اینکه این قتل عام فجیع از چند سال قبل برنامه ریزی شده بود و عملیات مجاهدین خلق در مرداد ۶۷ بهانه بوده نه علت. دیگری نقش بسیار برجسته و درجه یک احمد خمینی در این فاجعه. سوم این قتل عام بزرگترین جنایتی است که در جمهوری اسلامی تا آن زمان واقع شده است. متولیان این اعدامها در تاریخ به عنوان جنایتکار یادخواهند شد. اعدامهای جمهوری اسلامی معلوم نیست از اعدامهای دوران پهلوی کمتر باشد. و چهارم قسم جلاله می خورد که من از پسر آقای خمینی بیشتر دلم برای آقای خمینی می سوزد. من نمی خواهم پنجاه سال دیگر در مورد آقای خمینی قضاوت شود که ایشان چهره خونریز سفاکی بوده است. از دیگر نکات تازه فایل صوتی توجیهات هیأت مرگ در حضور آقای منتظری است. توجیهاتی که غالبا خلاف واقع است.

یادداشت

یادنامه مهدی حائری یزدی

۱۷ تیر ماه هفدهم سالگرد درگذشت مهدی حائری یزدی (۱۳۰۲-۱۳۷۸) است: فرزند بنیانگذار حوزه علمیه قم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، شاگرد بنیانگذار جمهوری اسلامی آقای خمینی و در فلسفه اسلامی و اصول فقه، متفکری در مرتبه مرتضی مطهری و عبدالله جوادی آملی. اما بر هم‌ترازان خود دو امتیاز جدی دارد. اول حائری یزدی بین اساتید فلسفه اسلامی آشناترین‌شان به فلسفه معاصر غرب است. ابتکارات او در فلسفه تطبیقی بین آراء فلسفی ابن سینا و ملاصدرا با کانت در کتابهای هرم هستی، کاوشهای عقل نظری و کاوشهای عقل عملی بهترین شاهد این مدعاست. او بر خلاف طباطبائی و مطهری فلسفه معاصر را به زبان اصلی و از اساتید آن آموخته بود. لذا نگاه او به فلسفه های غیراسلامی نگاهی کارشناسانه و متواضعانه است، در عین اینکه تا آخر مدافع فلاسفه مسلمان و ابتکارات آنها بود. دوم آن که او بر خلاف اساتیدش (آقایان بروجردی و خصوصا خمینی) به ولایت فقیه بویژه ولایت عامه یا ولایت مطلقه فقیه باور نداشت.حائری یزدی تنها به انکار ولایت فقیه و حکومت دینی به شکل سلبی بسنده نکرد بلکه نظریه‌ای ایجابی هم در این زمینه ارائه کرد. نام نظریه بدیع وی در فلسفه سیاسی وکالت مالکان شخصی مشاع است. او فیلسوفانه و فقیهانه تصمیم‌گیری در عرصه سیاسی را کار وکیلان مردم بر اساس عقل جمعی می داند. او نه تنها یکی از نظریه پردازان فلسفه سیاسی معاصر شیعه بلکه تحقیقا پیشرفته ترین آنهاست.کتاب حکمت و حکومت بعد از آثار فلسفه سیاسی فارابی در زمره مهمترین آثار فلسفه سیاسی در جهان اسلام است.

یادداشت

آزادی هادوی از حبس شش ساله

ساعتی پیش محمد امین هادوی سرافراز و سربلند در مقابل خدا و مردم با عزت از زندان آزاد شد. او را ابتدا به پدرش می شناختم: مهدی هادوی نخستین دادستان انقلاب که در سال ۱۳۴۲ رئیس دادگستری قم بود و علیرغم فشار حکومت حاضر نشده بود حکم تبعید رهبر قیام ۱۵ خرداد را امضا کند. اما زود دریافتم که محمد امین – فارغ از فرزندی چنان پدر شجاعی – خود آزاده‌ای شریف است. علیرغم تمول خانوادگی در رکاب مصطفی چمران در ستاد جنگهای نامنظم بی ادعا و خالصانه برای بیرون راندن متجاوزان از وطن جنگیده است. او فرماندهی نخستین گروه از رزمندگان فاتح سوسنگرد را در کارنامه خود دارد. اشتغال او به بازرگانی باعث نشد که تعلق خاطرش به أمور دینی و اجتماعی را تحت الشعاع قرار دهد. ادامه فعالیت حسینیه ارشاد مثال بارز آن است. هادوی در مهر ۱۳۸۹ بازداشت شد و ماهها در زندان انفرادی تحت فشار شدید قرار گرفت. از جمله اتهامات هادوی که در حکم دادگاه نیز آمده است ارتباط وی با اینجانب و حمایت از وبسایت جنبش راه سبز (جرس) بوده است. بالاخره محمدامین هادوی بر خلاف قانون به شش سال حبس محکوم شد. او از زمان اجرای حکم تا زمان آزادی به مرخصی نیامد و از گوشه زندان بیانیه‌های اعتراضی متعددی منتشر کرد.

یادداشت

فقیه نواندیش

۱۳ تیر ششمین سالگرد درگذشت سید محمد حسین فضل‌الله (۸۹-۱۳۱۴) شاخص‌ترین فقیه شیعه در لبنان معاصر و از نمادهای خط اول مقاومت در مقابل غاصبان صهیونیست است. حاصل چهل‌وپنج سال فعالیت فضل‌الله تربیت نسل جدیدی از شیعیان بصیر در بیروت است. وی علاوه‌ بر تسلط بر میراث سنتی فقهی اصولی سه ویژگی داشت که در غالب مراجع معاصر وی مشاهده نمی‌شد. اول شجاعت ابراز فتوای تازۀ فقهی، رأی تازۀ اعتقادی و برداشت جدید تاریخی، دوم آشنائی با جهان معاصر، و سوم برخورداری از عدم تعصب مذهبی، مدارای دینی و اهل گفت‌وگو بودن. تحقیقاً فضل‌الله در مراجع جوان معاصر ازجمله نواندیش‌ترین آن‌ها در صدور فتاوای متناسب با زمان و آشناترین‌شان به پیچیدگی‌های سیاسی اجتماعی اقتصادی جهان معاصر و در میان اسلام‌شناسان معاصر در زمرۀ دگراندیش‌ترین آن‌ها درزمینۀ مباحث اعتقادی شیعی بوده است. فضل‌الله در زمان حیات آقای خمینی زعامت سیاسی ایشان را بر جهان تشیّع پذیرفته بود. اما نسبت به آقای خامنه‌ای، او اگر چه ایشان را به‌عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران به رسمیت می‌شناخت، اما ولی‌امر مسلمین جهان یا رهبر شیعیان دنیا را در قدر قامت آقای خامنه‌ای نمی‌دانست. از همه مهم‌تر او هرگز مرجعیت آقای خامنه‌ای را نپذیرفت. فضل‌الله مهم‌ترین منتقد غیرایرانی مرجعیت آقای خامنه‌ای بوده است. جمهوری اسلامی ایران مرجعیت فضل‌الله را خطری برای مرجعیت آقای خامنه‌ای ارزیابی کرد. افکار متفاوت فضل‌الله در بازخوانی قضایای فاطمۀ زهرا (س) و ولایت تکوینی ائمه (ع) بهانۀ خوبی برای شوراندن مراجع سنتی علیه وی و تخریب و ترور شخصیت وی تشخیص داده شد. قدرت سیاسی و تعصبات مذهبی دست‌به‌دست هم دادند و اجتهاد فضل‌الله و تشیّع وی زیر سوال رفت! آقای منتظری برخلاف اکثر مراجع نه ‌تنها فضل‌الله را تفسیق نکرد، بلکه در آن فضای سنگین از دانش و خدمات وی تجلیل کرد. فضل‌الله عالمی کثیرالتألیف است. تحقیقات فقهی او و تقریرات شاگردانش از دروس خارج فقه وی به بیش از ۲۵ جلد بالغ می‌شود. از دیگر آثار او تفسیر «من وحی القرآن» در ۲۴ جلد، «مراجعات فی عصمة الانبیاء»، «ولایت تکوینی»، «نظریه اسلامیة حول الغدیر»، «علی میزان الحق»، و «الزهراء قدوة».

یادداشت

سندی از عدالت قضائی جمهوری اسلامی

هفتم تیر در تقویم جمهوری اسلامی روز قوه‌ی قضائیه خوانده شده است. قوه ی قضائیه تنها قوه ای در ایران است که تار و پود آن انقلابی است و از صدر تا ذیل آن با سلیقه و صواب‌دید زمامداران جمهوری اسلامی تنظیم شده و با قوانینی که می پندارند مُرّ اسلام است و ترجمه کلمه به کلمه تحریر الوسیله آقای خمینی، اداره می شود. قوه قضائیه از ابتدا تا کنون حیاط خلوت رهبران جمهوری اسلامی بوده است. در ایران پس از انقلاب دادگستری زائده نهادی غیرقانونی بنام دادگاه انقلاب شد. قضات دادگاههای انقلاب علی الاغلب بازجوهای سابق وزارت اطلاعات هستند. آنچه در دادگاههای انقلاب جاری نبوده و نیست قانون و آئین دادرسی است. دادگاههای انقلاب در حوزه جرائم سیاسی که – الحمدلله تا کنون همگی امنیتی قلمداد شده است – یقینا از دادگستری قبل از انقلاب عقب تر است و حتی از دادگاه‌های نظامی تحت امر محمدرضا پهلوی شاه معدوم هم غیرقانونی‌تر عمل کرده و می کند. دادگاههای انقلاب در دوران زمامداری آقای خامنه‌ای به واحد تحت امر بازجوهای حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمده اند.
مقام رهبری و معاون قضائیش صادق لاریجانی را به مطالعه سندی از عدالت جمهوری اسلامی دعوت می کنم. بانوی روزنامه نگار شناخته شده ای به نام هنگامه شهیدی دو هفته قبل روایت زیر را از دوران بازجوئیش در اوین منتشر کرده است: «سرم دارد می‌ترکد. دست از سرم بردارید! یادم می‌آید از فشارها برای اقرار و اعترافات تلوزیونی و شرکت در دادگاه فرمایشی. فشارها برای اعترافات متنوع اعم از اخلاقی و جاسوسی علیه سران اصلاحات (کروبی و خاتمی)، فشارها برای اقرار به جاسوسی و پذیرش این‌که ابلاغ دستور «ام آی سیکس» از سوی من به ستادهای موسوی و کروبی در جهت هدایت مردم به خیابان‌ها داده شده، چرا که من ۴ سال در انگلستان به تحصیل دکترا مشغول بودم….
تنم یخ می‌زند از یادآوری سرمای سلول‌های سرد و یخی٢۴٠، دستم درد می‌گیرد از یادآوری مشت کوبیدن‌هایم بر در و دیوار ٢۴٠ و حنجره‌ام پاره می‌شود از فریادهایم بر سر بازجویی به نام دکتر ٢۴٠، منت گذاشته بود دکتر ٢۴٠ بر سر من که اگر در این سلول دو در یک در بسته که کسی غیر من و او آنجا نیست، به من تجاوز نمی‌کند از کرامت انسانی‌اش است و در حیطه اختیارش.»

یادداشت

پالایش مفاتیح الجنان از برخی دعاها و زیارت‌نامه‌های بی‌اعتبار

کتب ادعیه شیعی از قبیل مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی (م۱۳۱۹) شامل سه قسم دعاست: معتبر السند، فاقد سند معتبر اما خالی از اعوجاج در دلالت، و ادعیه غلات مفوضه. تهذیب و تکمیل مفاتیح الجنان، مورد نظر بسیاری از معاصرین بوده است و در حد اطلاع این کتاب دعا با چهار ویرایش و تکمیل پس از انقلاب منتشر شده است. اما ویرایشهای انجام یافته در حد پیرایش مدح و تمجیدهای سلاطین صفوی، افزودن نشانی دعاها در کتب قبلی، افزودن برخی ادعیه و آداب و ترجمه های امروزی ادعیه پیش تر نرفته است. اخیرا یکی از شاگردان سیدمحمدحسین فضل الله بنام یاسر بن یوسف آل عودی کتابی در بیروت منتشر کرده بنام صحیح الدعوات. نویسنده در مقدمه کوتاه خود بر کتاب ضمن برشمردن آشفتگی کتب رایج دعا و ذکر برخی مثالها از این ادعیه و زیارات که با اصول اعتقادی و محکمات قرآنی مخالفت حتمی دارد، تصمیم به استخراج ادعیه و زیارات معتبر کتاب مفاتح الجنان بر اساس آراء استادش فضل الله می گیرد. آل عودی در کار خود نسبتا موفق بوده است. اگر دعا یا زیارت نامه ای در این کتاب نیامده مطمئنا بی اعتبار بوده است. اما اینکه هر دعا و زیارتی که در این کتاب آمده معتبر است چنین نیست. عنوان صحیح الدعوات با متن کتاب سازگار نیست. از مزایای کتاب: اولا تمام ادعیه شیعی داری سند معتبر در این کتاب آمده است. ثانیا اغلب قریب به اتفاق ادعیه فاقد سند معتبر اما فاقد اعوجاج در دلالت را می توان در این کتاب دید. ثالثا اکثر ادعیه و زیارات فاقد سند معتبر و دارای اعوجاج در دلالت از کتاب حذف شده است، از جمله دعای فرج، دعای توسل، دعای ندبه، زیارت عاشورا، و زیارت جامعه کبیره. در مقایسه با ویرایشهای موجود مفاتیح مطمئنا صحیح الدعوات مهذب ترین آنهاست. در این کتاب در مقایسه با دیگر کتب ادعیه شیعی کمترین دعای بی اعتبار آمده است. برای تشویق متن کامل این کتاب را در شبکه های اجتماعی خود به مناسبت ماه رمضان منتشر می‌کنم تا علاقه مندان نیز از این کتاب بهره مند شوند.

یادداشت

جنایت اورلاندو اقدامی حرام و خلاف شرع

هیچ مسلمانی مجاز نیست فاعل کاری را که نمی پسندد شخصا مجازات کند. مجازات دیگران آن هم اعدام، تنها و تنها از طریق محاکمه در دادگاه صالحه و توسط ضابطین قضایی شرعا مجاز است. اگر فعلی برای مسلمانان مجاز نیست، آنها مجاز نیستند غیرمسلمانان را با زور و خشونت به رعایت موازین اسلامی مجبور کنند، و احیانا آنها را به دلیل عدم رعایت آن موازین مجازات کرده و بکشند. جزای رفتن به کلوپ شبانه (در هر دو نوع همجنس‌گرایانه و غیر آن)، رقصیدن و نوشیدن مشروبات الکلی شرعا مرگ نیست. هیچ مفتی و فقیهی چنین فتوایی نداده است. مجازات اعدام برای همجنس گرایان شرعا قابل دفاع نیست. جنایت اورلاندو نه تنها هیچ مجوزی در شریعت اسلامی نداشته بلکه مهاجم أولا قاتل نفوس محترمه و مرتکب گناه کبیره قتل نفس محسوب می شود؛ ثانیا به دلیل بر هم زدن امنیت جامعه به شکل مسلحانه محارب به شمار می آید. ثالثا به دلیل إعمال خشونت به نام دین، و مشوه کردن چهره اسلام در افکار عمومی باعث وهن اسلام و قابل تقبیح شدید است. نماینده مسلمانان آمریکا جهان پهلوان محمد علی است نه جاهلان خشک مغز تروریست (از داعش و غیر آن).

یادداشت

به بهانه آزادی تاج زاده از حبس هفت ساله

سید مصطفی تاج زاده یکی از شاخص ترین فعالان اصلاح طلب جنبش سبز پس از هفت سال حبس (از ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ تا ۱۴ خرداد ۱۳۹۵) از زندان اوین آزاد شد. تجربه تاج زاده در عهده‌داری مقامات مختلف سیاسی اداری در دوران اصلاحات باعث شد که اظهار نظرهای او درباره تقلب در انتخابات به کارشناسانه ترین اظهارنظرهای منتقدان تبدیل شود. تاج زاده در طول حبس خود ساکت نماند و با انتشار یادداشتها و نامه‌های سرگشاده به مقامات لشکری و کشوری از جمله مقام رهبری رکورددار انتشار مکتوبات اعتراضی از درون زندان در تاریخ ایران است. این مکتوبات اسناد تاریخی دوران ما هستند. باید به تاج زاده و همفکرانش به این دلیل صمیمانه تبریک گفت. مواضع بیانیه ها و نامه های سرگشاده تاج زاده یک سر و گردن از مواضع اصلاح طلبان و فعالان سبز داخل کشور بالاتر بوده است. آنچه از تاج زاده انتظار می رود تامل عمیق تر در ریشه انحرافات ساختاری جمهوری اسلامی است. این انحرافات از خرداد ۶۸ آغاز نشده و اکثر قریب به اتفاق آنها ریشه در الگوهای ناسالم دهه‌ی اول جمهوری اسلامی دارد. اگر برخی بنیادهای جمهوری اسلامی از آغاز کژ بوده باشد – که بی تردید چنین بوده – باید به اصلاحات ساختاری اندیشید. روشی که اصلاح طلبان، فعالان سبز و اعتدالیون تا کنون در پیش گرفته اند نهایتا اصلاحات روبنایی بوده است که بسیار بعید است حریف استبداد دینی مستظهر به قدرت نظامی گردد. نقد استبداد دینی بدون نقد بنیان‌گذار نظام و جریان موسوم به خط امام و چپ که سلف اصلاح طلبی و سبز مصطلح است میسر نمی باشد.

یادداشت

در سوگ جهان پهلوان محمد علی

محمدعلی قهرمان دوران کودکی و نوجوانی نسل من بود، همچنان که غلامرضا تختی نماد پهلوان ملی ما بود، محمد علی هم نماد پهلوانی بین المللی ما بود. محمدعلی ورای مشت زنی پهلوان بود، به معنای دقیق فارسیش. در سوگ یکی از مفاخر ورزشی جهان، بزرگترین ورزشکار قرن، و از اینها مهمتر شاخص‌ترین فعال مسلمان جنبش مدنی بویژه حقوق سیاهان در آمریکا نشسته ایم. محمدعلی در اوج محبوبیت به دلیل اعتقاد مذهبیش از خدمت در ارتش آمریکا برعلیه ویت‌کنگ‌ها سرباز زد. از محمدعلی فارغ از اینکه از اسطوره های ورزش بین المللی است، به دلیل فعالیتهای بشردوستانه اش درعداد نلسون ماندلا و مارتین لوترکینگ یاد می شود. مسلمانی خدوم بود و برای مسلمانان مایه مباهات و آبرو، خدایش رحمت کند.

یادداشت

منکر ولایت فقیه حتی در امور حسبیه

۱۲ خرداد چهل ششمین سالگرد درگذشت یکی از مراجع بزرگ معاصر شیعه است. آقای سید محسن طباطبایی حکیم زعیم حوزه‌ی علمیه نجف اشرف و از معدود مراجع تقلید غیر ایرانی (عرب) قرون اخیر بود که بعد از آقای سید حسین بروجردی یعنی بین سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۹ اکثر ایرانیان از او تقلید می کردند. آراء فقهی آقای حکیم در کتاب مستمسک العروة الوثقی محور بحث دروس حوزه های علمیه نجف و قم بوده است به نحوی که هیچ درس خارجی به آن بی اعتنا نیست. دو فتوای فقهی آقای حکیم در دوران معاصر خط شکن بوده است، یکی فتوای ایشان به طهارت اهل کتاب و دیگری انکار ولایت فقیه حتی در امور حسبیه. آقای حکیم و بعد از ایشان آقایان سیداحمد خوانساری و سیدابوالقاسم خویی نه تنها به ولایت مطلقه فقیه یا ولایت عامه فقها باور نداشتند بلکه ادله را از اثبات ولایت فقیه در امور حسبیه هم عاجز می دانستند. وی به جواز تصرف فقیه از باب قدر متیقن قائل بود که به اختیارات کمتری برای فقها در امور حسبیه منجر می شود. آقای حکیم در زمره قوی ترین منکران ولایت فقیه (در هر سه مرتبه آن) بوده است. استوانه های فقاهت را باید دوباره شناخت و به درایت آنها که سیاست را عین دیانت ندانستند، سر تعظیم فرود آورد. آقای حکیم هرگز از مسائل اصلی جهان اسلام از جمله ایران غافل نبود، هرچند با آقای خمینی و مشی انقلابی وی موافق نبود. عاش سعیدا و مات سعیدا.

یادداشت

جلال اهل علم و محراب

سه سال از درگذشت سید جلال الدین طاهری اصفهانی (۱۳۰۵-۱۳۹۲) گذشت. طاهری اصفهانی فقیه اصولی، از شاخص ترین مبارزان علیه استبداد پهلوی در اصفهان، از متنفذترین ائمه جمعه کشور، و یکی از استوانه ‌های جمهوری اسلامی بود. دو بیانیه او از اسناد تاریخی ملت ایران است: یکی استعفانامه اش از امامت جمعه اصفهان در تیر ۱۳۸۱ و دیگری اعتراض مورخ تیر ۱۳۸۸ به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری. هر دو بیانیه را باید با دقت دوباره خواند. یادش گرامی باد.

یادداشت

چرا عزت ‌الله سحابی از خدا تقاضای مرگ کرد؟

عزت الله سحابی (۱۳۰۹-۱۳۹۰) از مفاخر سیاسی ایران معاصر فرزند یدالله سحابی مجموعا سیزده سال در رژیم پهلوی در زندان بود. بعد از انقلاب عضو شورای انقلاب و در دولت مهدی بازرگان رئیس سازمان برنامه و بودجه بود. در مجلس خبرگان قانون اساسی نماینده مردم تهران بود و شجاعانه به اصل ولایت فقیه (اصل ۵ قانون اساسی) رأی منفی داد. او یکی از مصادیق لیبرالهای مورد اشاره آقای خمینی در نامه ۶ فروردین ۶۸ به آقای منتظری بود: «از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از کانال آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید.»
در نخستین سال به قدرت رسیدن آقای خامنه‌ای، عزت الله سحابی در سال ۱۳۶۹ برخلاف قانون بازداشت و تحت شدیدترین شکنجه‌ها قرار گرفت و در برنامه ضدانسانی هویت در زمان ریاست علی لاریجانی بر صدا و سیما مجبور به إقرار علیه خود و همفکرانش شد. در اسفند ۱۳۷۹ برای بار دوم سحابی و دیگر فعالان ملی مذهبی دستگیر و به اتهام براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی مدتها تحت شکنجه روانی قرار گرفتند. این بار سحابی به یازده سال زندان محکوم شد. سحابی دوره‌ی سه ساله‌ی زندان خود در جمهوری اسلامی را به مراتب سخت تر از سیزده سال زندان در رژیم شاه دانسته است. او در جنبش سبز ملت ایران در سال ۱۳۸۸ فعالانه شرکت کرد. سحابی در فروردین ماه ۱۳۸۹، در نامه سرگشاده‌ای ضمن انتقاد شدید از نحوه رفتار با زندانیان سیاسی زن و مرد جنبش سبز، از خدا خواست که یا اوضاع کشور را دگرگون کند و یا مرگ او را برساند. عزت‌الله سحابی در زمستان سال ۱۳۸۹ در سن ۸۰ سالگی و تنها چند ماه قبل از پایان عمرش، به اتهام «تبلیغ علیه نظام از طریق حضور مکرر در تجمعات غیرقانونی و اخلال در نظم عمومی» به دو سال حبس محکوم شد. او در ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ در حالی جان داد که هنوز دغدغه ایران داشت.

یادداشت

جمهوری اسلامی بدون مباهته: هرگز!

مباهته یعنی دروغ بافتن ودروغ بستن و بهتان زدن. به نظر برخی اگر افرادی مبتلا به انحراف عقیده (بدعت در دین) یا انحراف عملی (فسق) شوند، «مهدورالعِرض» می‌گردند یعنی آبرویشان فاقد احترام می‌شود، غیبت و تهمت و دروغ و اصولا هر نسبت خلاف واقع و ضداخلاقی به مهدورالعِرض رواست بدون این‌که گناه محسوب شود. منتقدان سیاسی را باید «به هر قیمت» از چشم مردم انداخت! ازنسبت خلاف واقع به ارتکاب اعمال منافی اخلاق و عفت عمومی گرفته، تا فساد مالی، یا وابستگی به اجانب و جاسوسی برای دول متخاصم. اصلا مهم نیست که منتقد سیاسی به هیچیک از این امور مبتلا نبوده باشد. مهم این است که او بفهمد با دم شیر بازی نکند! وگرنه باید پیه هر اتهامی را به تن خود بکشد، هر اتهامی! (به معنای واقعی کلمه) به میزانی که انتقاد او نافذتر و مؤثرتر باشد، بهتان به او توسط عوامل رسمی حکومت دینی گسترده‌تر و شدیدتر خواهد بود. جمهوری اسلامی بدون مباهته نمی تواند به حیات خود ادامه دهد، آن‌چنان‌که این نظام بدون گروه‌های فشار یعنی مأموران لباس شخصی امکان بقا ندارد، یا بدون انقلابی‌گری که معنایش تشریفاتی و زینتی‌بودن قانون است نمی‌تواند باقی بماند. اگر در کشور حکومت قانون برقرار بود، اگر قوه قضائیه واقعا استقلال داشت، اگر موازین دینی و اخلاقی در کشور جاری بود هرگز امکان مباهته برای کسی فراهم نبود. اما در جمهوری اسلامی ارزان‌ترین کالا آبروی منتقدان است وپرهزینه‌ترین امر ابراز کلمه‌ی عدل درباره‌ی امام جائر. بهتان و تهمت و مباهته راه و رسم روزمره‌ی نظام جمهوری اسلامی است. مباهته با رضایت و فرمان مقام رهبری در مجموعه‌ی تحت امر وی صورت گرفته و می‌گیرد. آقای خامنه‌ای عملا به اصل مباهته برای منتقدان و مخالفان خود قائل است و به آن عمل می‌کند. اسرائیل اسم رمز سوزش قلب مقام معظم رهبری است. هرگاه انتقادات این قلم قلب ایشان را بدرد می آورد، نماینده‌ی وی از آن به مزدوری موساد یا سفر به اسرائیل تعبیر می کند!

یادداشت

سهم من از نمایشگاه کتاب تهران

نشر نی در فروردین ۱۳۹۳ اقدام به چاپ ششم کتاب حکومت ولائی کرد، اما تا کنون از سوی وزارت ارشاد اسلامی اجازه ترخیص به آن داده نشده است! من از سال ۱۳۸۸ از حق انتشار کتاب جدید در داخل کشورم محرومم. تجدید چاپ کتابهایم همچنان با مانع مواجه است و جز “حق‌الناس” امکان تجدید چاپ نیافته، آن هم در روز چهارم از نمایشگاه کتاب تهران جمع آوری شده است.

یادداشت

برسد به‌گوش حاکمیت مستبد

نامه‌ی تاریخی مهدی کروبی نشان می‌دهد که زندان خانگی نه تنها کمترین اثری در روحیه‌ی رهبران جنبش سبز نداشته بلکه باعث استحکام بیشتر و ارتقای مواضع آنها شده است. در مقایسه‌ی ادبیات این نامه با بیانیه‌های پیشین کروبی درمی‌یابیم که مواضع ضداستبدادی کروبی به مراتب شفاف‌تر، صریح‌تر، عمیق‌تر و تیزتر شده است. کروبی در مجموع آقای خامنه‌ای را به سه امر به شرح زیر متهم کرده است: اول. نقض قانون اساسی، دوم. به‌چالش کشیدن عدالت رهبری، سوم. به‌چالش کشیدن تدبیر رهبری. نامه‌ی کروبی به‌یک معنی استیضاح آقای خامنه‌ای به سه اتهام مشخص است. آقای خامنه‌ای در قبال فهرست اتهامات سنگینی که کروبی برشمرده سه راه در پیش دارد: راه اول راه خردپسندانه: رفع حصر غیرقانونی، آزادی زندانیان سیاسی و تغییر سیاست‌های نابخردانه‌ی گذشته. راه دوم راه میانه: تشکیل دادگاه صالحه‌ی علنی با حضور هیأت منصفه و امکان دفاع متهمان و وکلای ایشان یعنی اجرای اصل ۱۶۸ قانون اساسی. راه سوم راه خردستیزانه‌: ادامه‌ بلکه تشدید سرکوب‌ها، تداوم درشت‌گوئی، ماجراجوئی، استبداد، خودکامگی و قانون‌ستیزی. اگر آقای خامنه‌ای راه اول را برگزیند، نام نیکی از خود در تاریخ باقی می‌گذارد. اگر راه دوم را برگزیند این دادگاه به محاکمه‌ی او و منصوبانش تبدیل خواهد شد و سوء تدبیر مفرط او زیر ذره‌بین افکار عمومی قرار خواهد گرفت و محاکمه‌ی موسوی و کروبی تبدیل به استیضاح آقای خامنه‌ای خواهد شد. اگر راه سوم را برگزیند کشور را به پرتگاه تفرقه، فرصت‌سوزی، بی‌قانونی و ادامه‌ی اتلاف سرمایه‌های مادی و معنوی ملی سوق خواهد داد. با توجه به سوابق و لواحق ایشان بعید می‌دانم ایشان به راهی جز راه سوم تن دهد. نامه‌ی تاریخی کروبی اثبات کرد که او صلاحیت رهبری جنبش سبز را دارد. باید به مهدی کروبی پسر احمد به دلیل این نامه‌ی تاریخی‌اش تبریک گفت و از همه‌ی نخبگان انتظار داشت به توصیه‌ی مهم او توجه کنند.

یادداشت

نیایش‌های رجبیه

در کتب دعا بهار عبادت این‌گونه معرفی شده است: ماه‌های رجب، شعبان و رمضان و دهه‌ی اول ذیحجه. این صد روز به دو عید بزرگ اسلامی ختم می‌شود: عید فطر (اول شوال) و عید اضحی (دهم ذیحجه). آن سه ماه ممتاز با ماه رجب آغاز می‌شود. ماه رجب ماه دعا، توبه، استغفار، روزه، نماز (خصوصا نماز شب)، عمره، قرائت قرآن، احسان و ثواب است. دو فرمایش منسوب به پیامبر در فضیلت ماه رجب و چهار نیایش زیبای رجبیه از قدیمی‌ترین منابع ادعیه‌ی شیعی انتخاب شده است: مصباح‌المتهجد شیخ‌الطائفه طوسی و إقبال الأعمال سید بن طاووس. شایسته است که در این ماه با خداوند این‌گونه راز و نیاز شود.

یادداشت

جمهوری اسلامی: آن‌که گفت آری، آن که گفت نه

من در فروردین سال ۱۳۵۸ مثل اکثر مردم ایران به جمهوری اسلامی رأی آری دادم. آن زمان یک جوان بیست ساله‌ی انقلابی بودم. اکنون سی و هفتمین سالگرد تاسیس جمهوری اسلامی است. چه می‌خواستیم و چه شد! در این مجال دو پیام را مرور می‌کنم، نخست پیام آن‌که گفت آری، و آن پیام مورخ ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ آقای روح‌الله موسوی خمینی با عنوان «اعلام جمهوری اسلامی ایران و تشکر از حضور گستردۀ مردم در رفراندم» منقول از جلد ششم صحیفه امام. دوم پیام آن‌که گفت نه، نامه‌ی مورخ ۱۰ دی ۱۳۵۷ مصطفی رحیمی منتشره در روزنامه‌ی آیندگان مورخ ۲۵ دی ۱۳۵۷ با عنوان «چرا با جمهوری اسلامی مخالفم؟» پیام اول، پیام مؤسس جمهوری اسلامی به‌مناسبت تأسیس جمهوری اسلامی است. پیام دوم، نخستین نامه‌ی سرگشاده‌ به شخص آقای خمینی و نقد جمهوری اسلامی است. نویسنده‌ی آن دکتر مصطفی رحیمی (۱۳۸۱-۱۳۰۵) حقوق‌دان، نویسنده و مترجم سرشناس ایرانی است که مسلما به جمهوری اسلامی رأی نه داده است. نسل من نامه‌ی تاریخی مصطفی رحیمی را آن زمان نادیده گرفت، و از این بابت بسیار متأسفم. تاوان این غفلت را هم داریم می‌دهیم. این نامه نیازمند شرحی مستوفی است. اگرچه در یک روزنامه منتشر شده، اما یادداشت ژورنالیستی نیست، رساله‌ی حکیمانه حقوق‌دانی مجرب است. اکنون متن کامل هر دو را با هم منتشر می‌کنم، به این امید که در فرصتی دیگر به تحلیل تطبیقی آن دو بپردازم.

یادداشت

میراث فاطمه‌ی زهرا

از فاطمه زهرا (س) هیچ روایت معتبری درباره حجاب (پوشش بانوان) به‌چشم نمی‌خورد. روایتی که با این مضمون به فاطمه زهرا (ع) نسبت داده شده «برای زنان بهتر است که مردان را نبینند و مردان هم آنها را نبینند» مرسله، غیرمُسنَد و ضعیف است و قابل انتساب به فاطمه زهراء (س) نیست. مهم‌ترین میراث فاطمه‌ی زهرا (س) خطبه‌ی غرای او در مسجدالنبی (ص) در حضور ابوبکر، مهاجرین و انصار است، در اعتراض به انحراف از روش پیامبر (ص) و دفاع از علی بن ابی‌طالب (ع) نسبت به ظلمی که بر او رفت. راه و روش فاطمه را در خطبه‌ی مستند او باید یافت، نه در روایات بی‌اعتبار غیرقابل استناد. راه فاطمه‌ی زهرا دفاع از حق و اعتراض به ظلم است، همان راهی که زینب کبری هم ادامه داد.
در جمهوری اسلامی زنان مطلوب نظام را می‌توان در دوره‌های هفتم، هشتم و نهم مجلس شورای اسلامی یافت. این بانوان تساوی جنسیتی را به ضرر زنان ایران می‌دانند و بر این باورند که قانون‌گذار باید در حوزه‌ی مسائل زنان عینا از احکام شرع (به‌روایت رسمی) تبعیت کند. حضور این بانوان در مجلس کاملا تشریفاتی است، بود و نبودشان علی‌السویه است. آنان هرگز کلمه‌ای از حقوق زنان کشورشان دفاع نکرده‌اند. جمهوری اسلامی زنان نامطلوب شاخص را به زندان می‌فرستد، سه نمونه: زهرا رهنورد، بهاره هدایت و نرگس محمدی. جرم این زنان دفاع از حقوق بشر، مبارزه با بی‌عدالتی و پافشاری بر اجرای اصول معطله‌ی قانون اساسی است. این بانوان شجاع با اقتدا به فاطمه‌ی زهرا با ظلم مبارزه کرده‌اند. راستی اگر فاطمه‌ی زهرا امروز در قید حیات بود، در کدام صف می‌ایستاد؟ صف مبارزه با ظلم یا صف حمایت از ظالم؟ منصفانه باید شهادت داد که در تنها حوزه‌ای که در جمهوری اسلامی ایران استثنائا مساوات جنسیتی به‌طور کامل رعایت می‌شود، مجازات جرائم سیاسی است.

یادداشت

عزاداری‌های نامشروع

۱۱ فروردین شصت و چهارمین سالروز درگذشت سیدمحسن امین جبل‌عاملی (۱۳۷۱-۱۲۸۴ق) صاحب دائرة‌المعارف أعیان الشیعة است. وی یک از مصلحان جهان اسلام در قرن چهاردهم، شاگرد آخوند خراسانی، مجتهدی بصیر، نویسنده‌ای پرکار و از پیش‌کسوتان تهذیب آداب شیعی از خرافات است. سیدمحسن در سال ۱۳۴۸ق در رساله‌ی «التنزیه لأعمال الشبیه» جسورانه به حرمت افعالی از قبیل قمه‌زنی، زنجیرزنی، سینه‌زنی و نیز حرمت نقل احادیث جعلی درباره مصایب اهل بیت در کربلا فتوا داده است. فتوای تحریم عزاداری‌های خرافی منحصر به رساله‌ی تنزیه نیست. سید محسن امین آن را عینا در کتابهای دیگر خود تکرار کرده است از جمله در المجالس السنیة و اعیان الشیعة. رساله‌ی تنزیه سیدمحسن امین توسط جلال آل احمد با عنوان عزاداری‌های نامشروع در ۱۶ صفحه در آذر ۱۳۲۲ ترجمه و در تهران منتشر شد. این نخستین اثر آل احمد است. سیدمحسن امین در اعیان الشیعه از تنزیه و ترجمه‌ی فارسی آن یاد کرده است.

یادداشت

نامه‌های عبرت‌آمیز وکیل و موکل

به مناسبت سومین سالگرد درگذشت احمد صدر حاج‌سیدجوادی دو سند تاریخی ناظر به تلاشهای آزادی‌طلبانه و خیرخواهانه‌ی او را با مقدمه‌ی تحلیلی مختصری شاهد می‌آورم. سند نخست نامه‌ای به‌قلم آقای سیدعلی خامنه‌ای به همراه امضای سه روحانی دیگر از تبعیدگاه ایران‌شهر مورخ ۱۳ خرداد ۱۳۵۷ خطاب به جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر است که احمد صدرحاج‌سیدجوادی شاخص‌ترین حقوق‌دان آن بوده، و سابقه‌ی چندین بار دفاع از آقای خامنه‌ای در دادگاه را نیز داشته است. نامه‌ی دوم نامه‌ی سرگشاده‌ی مورخ ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ احمد صدر حاج‌سیدجوادی (دو سال قبل از وفاتش) خطاب به موکل سابق خود آقای خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی است. این دو نامه مشترکات فراوانی دارند. نویسندگان هر دو نامه حداقل حقوق انسانی را از حکومت مطالبه می‌کنند. به‌عبارت دیگر صدر حاج‌سیدجوادی در سال ۱۳۹۰از آقای خامنه‌ای همان حقوقی را می‌طلبد که آقای خامنه‌ای ۳۳ سال قبل از آن برای احقاق آن حقوق از وی و همکارانش استمداد کرده بود. البته این دو نامه یک فرق اساسی هم با هم دارند. در نامه‌ی نخست نویسنده و مخاطب هر دو در یک جبهه علیه استبداد مبارزه می‌کنند. اما در نامه‌ی دوم نویسنده‌ی نامه از موکل سابق خود که اینک بر اریکه‌ی قدرت تکیه زده برای رعایت حداقل حقوق قانونی زندانیان و محصوران و آزادی آنها استمداد می‌کند. در نامه‌ی نخست نویسنده علاوه بر قانون اساسی به اعلامیه جهانی حقوق بشر تمسک کرده است و در نامه‌ی دوم وکیل سابق عباراتی از فرمان امام علی (ع) به مالک اشتر از نهج‌البلاغه را شاهد گرفته با نقل حکایتی از گلستان سعدی سلطان را از ظلم پیشه کردن برحذر داشته است. ای کاش آقای خامنه‌ای نامه‌ی ۳۸ سال قبل خود را بخواند و خود منصفانه قضاوت کند که بر اساس موازین مورد قبول دیروز خودش امروز با منتقدانش چه می‌کند.